X
تبلیغات
شجره طیبه صالحین حوزه بعثت 254

شجره طیبه صالحین حوزه بعثت 254
ان الارض یرثهاعبادی الصالحون (انبیا 105)

ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان مبارك باد

جواني، آغاز شكفتن است. جواني، ميلاد دوباره انسان است. انسان در جواني، بار تكليف الهي را به تازگي بر دوش گرفته است. خداوند، بسياري از نعمت هايش را در جواني به انسان ارزاني مي‌دارد.

حضرت علي اکبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول ، خويش خوي رسول ، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد :" هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم "؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و گفت: " اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه..."

حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت.برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه "قصر بنى مقاتل" گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى " انا لله و انا اليه راجعون " گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مى‏گويد اين كاروان به سوى مرگ مى‏رود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم فرمود:چرا. پس گفت: "فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين " پس باكى از مرگ در راه حق نداريم.

روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مى‏رفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود.
پيكار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد.

"قتل الله قوما قتلوك..."و تكرار مى‏كرد كه:"على الدنيا بعدك العفا".و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر ، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين(ع)دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبد الله الحسين(ع) قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام،شش گوشه دارد.

جوانی از دیدگاه مختلف :

جواني

جواني، دوره طوفاني عمر است. جوان اگر چه از مرحله نوجواني كه دوره آشوب شديد است بيرون آمده و به دنياي آرامش نسبي وارد شده است، اما همچنان مثل آتش،‌ برافروخته و شعله ور است. جواني، دنياي تحول است؛ دنياي بحران و دنياي تغيير و تحولات جسمي و غريزي كه سبب بروز حالات روحي و دگرگوني عواطف مي شود. جواني سن توقعات جديد و حتي از نگاهي مي توان گفت: سن پرتوقعي ها، طغيان و اميال و رغبت‌هاست؛ از اين رو بايد به جواني و جوانان با نگاهي خاص و ژرف نگريست.

سازندگي كشور در نشاط جواني

جوان، كانون شور و هيجان، مركز نشاط و سلامت، قلب تپنده و سرمايه آينده يك ملت است؛ از اين رو در برنامه ريزيها و سياستهاي فرهنگي و اجتماعي توجه ويژه اي به اين نسل مي شود و دولتها براي بهره برداري صحيح و استفاده مطلوب از نيروها و استعدادهاي جوانان در امور مختلف سازندگي و اداره كشور،‌ تمام تلاش خود را به كار مي گيرند كه شور و نشاط و تواناييهاي جوانان را، سالم و سازنده براي رفع نيازها و رفاه و آسايش حال و آينده جامعه هدايت كنند.

جوان سرمايه ملي هر كشور

نسل جوان، از آسيب پذيرترين و حساس ترين نيروهاي هر کشور است. جوانان، از گذشته هاي دور همچنان شكار خوبي براي دشمنان اسلام و انقلاب بوده اند. دشمنان انقلاب،‌ امروز به خوبي دريافته اند كه غارت و چپاول منابع مادي و معنوي ملل جهان سوم خصوصاً كشورهاي اسلامي، منوط به تحريف فرهنگ و ارزشهاي ملي و مذهبي و از سوي ديگر تحميل نگرش غربي و سرانجام اشاعه فساد و بي تفاوتي ميان مردم به ويژه نسل جوان است. از اين روست كه ژرف نگري و دقت در امور جوانان و رفع نيازمنديهاي فكري و معنوي آنان اهميت بيشتري مي يابد.

الگوي نسل جوان

نسل جوان هميشه به دنبال الگوي مناسب خود بوده و براي يافتن آن، دو شعار گفتار و عمل را پيش رو قرار داده و به دنبال الگويي است كه به گفته هاي خودش جامه عمل بپوشاند. اگر نسل جوان بين گفتار و كردار الگوي خود تضاد و تعارض ببيند نمي تواند به او اعتماد كرده و از انديشه هاي او پيروي كند.
همچنان كه راز استقبال و روي آوردن جوانان به امام خميني (ره) را بايد در اهل عمل بودن ايشان جست و جو كرد؛ ‌چرا كه جوانان مي ديدند كه امام (ره) تنها سخن نمي گويد بلكه قبل از سخن گفتن خود به آن عمل مي كند.

رشد يا انحراف

پيدايش سوالات جديد و نيازهاي تازه، نشانه انحراف و انحطاط فكري و زائيده هوسهاي نسل جوان نيست، بلكه نشانه رشد و حيات يك جامعه زنده است؛ البته به شرط آن كه انديشمندان و فرهنگ گستران به وظيفه خود در پاسخگويي و رفع نيازهاي اين نسل به خوبي عمل كنند، چون تنها پيدايش سؤال، علت رشد فكري در جوان نيست،‌ بلكه مي بايست به سؤالاتشان جواب صحيح نيز داده شود تا رشد فكري جوان در خط پوچي و گمراهي نباشد. همانطور كه حضرت علي (ع) مي فرمايد: «ذهن جوان اگر با مطالب حق پر نشود، ‌با مطالب ناحق و پوچ پر مي شود؛ از اين رو شايسته است اندنيشه و تفكر جوانان را با مطالب منطقي و صحيح غني سازيم تا نتيجه آن رشد صحيح فكري جوان باشد.»

درمان دغدغه هاي جوان

شناخت دردها و دغدغه هاي فكري نسل جوان ضروري است. بايد دانست كه دردها هميشه نشانه بيماري نيست، بلكه گاه نشانه بيداري نيز هست. براي درمان، بايد اين نسل نوخواسته را بشناسيم و مزايا و عيبهايش را بدانيم، چه آن كه چاره كردن اين مشكلات بدون در نظر گرفتن مزايا و بدون احترام گذاشتن به آنها ميسر نيست. با بي اعتنايي به اين امر محال است كه بتوانيم با نسل جوان ارتباط چاره جويانه، مناسب و منطقي برقرار كنيم. عدم برخورد منطقي و آگاهانه، نسل جوان را به انحراف كشانده و آنها را به مكاتب و انديشه هاي منحرف سوق مي دهد.

جوان و نياز

بدون ترديد در بين همه مراحل عمر آدمي، هيچ مرحله اي به اهميت مرحله جواني نيست. واژه جوان يادآور حياتي پر از نشاط و همراه آن تلاش و كوششي در عرصه هاي حيات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است. جوان مجموعه اي از استعدادهاي شكوفا شده و فشرده از نيروهاي ذخيره شده آماده به كار و نام و عنوانش يادآور اميدها و آرزوهاست. دامنه و نوع نيازهاي جوان ممكن است فطري يا اكتسابي، طبيعي يا غيرطبيعي باشد. به هر حال انواع نيازها و پيدايش آن در جوانان، عامل تحرك و جنبش و سببي براي دستيابي به رشد، تامين سلامت جسم و روان و شادابي و نشاط آنان است و بايد مورد توجه همه برنامه ريزان فرهنگي كشور قرار گيرد.


نياز اجتماعي و فرهنگي

جوان، خود را عنصري از جامعه و نيازمند معاشرت و همدلي مي داند و مي خواهد به خانواده، كانون يا گروهي وصل باشد. جوان، نيازمند زندگي در اجتماع و مشاركت در فعاليتهاي جمعي است. خود را نيازمند به ادب و اخلاق در روابط اجتماعي مي شناسد و به محيطي امن، جامعه اي سالم، ‌افرادي وفادار و پاي بند به حق محتاج است. او دوستدار قداست هاست، خواهان ظرافت و هنرورزي در كارها و داشتن زمينه اي جهت ابداع و اختراع و در سايه آن نام و آوازه است. از اين رو براي شناخت جوان، بايد نيازهايش را شناخت و تواناييهايش را كشف كرد.

ستايش خواهي جوان

جوان شيفته تحسين و تمجيد است. به ستايش ها دل مي بندد و حاضر است خود را فداي كسي كند كه صلاحيت و شايستگي او را تاييد كرده و يا به تعريفش پرداخته است؛ به همين دليل جوان براي كسي كه او را ستايش مي كند بيشتر از ديگران سرمايه گذاري مي كند؛‌ از اين رو،‌ شايسته است با ستايش هاي تشويق كننده و به جا در هدايت فكري و روحي جوانان بكوشيم.

جوان و اشتغال

جوان، خواستار شغلي است كه در سايه آن بتواند استقلال خود را در عرصه اقتصادي تامين كند و اين براي او يك نياز و در عين حال يك درخواست است. چه بسيارند مشكلات و نابساماني هايي كه از بيكاري و تنبلي ناشي مي شوند. جوان خواستار شغل است ولي نه هر شغلي، بلكه آن كار و شغل كه در سايه آن حرمت و آبروي او محفوظ بماند. او نمي تواند با امر و نهي ديگران زندگي كند و نمي تواند سليقه خود را در خريد اسباب و مايحتاجش ناديده بگيرد و همه اين موارد وقتي براي او محقق مي شود و وقتي جوان را قانع مي كند كه او از نظر اشتغال، مشكلي نداشته باشد. امروز مساله اشتغال جوانان، از دغدغه هاي فكري مسؤلان سياسي و فرهنگي هر كشور است.

دانشگاه، هدف يا وسيله

بسياري از جوانان، آينده خود را از دريچه دانشگاه مي نگرند. در نظر آنان دانشگاه كانوني است كه اميدها،‌ آرزوها و آرمان هايشان بدان جا ختم مي شود. چنان چه جوان به دانشگاه راه يابد و پيوند او با دانشگاه برقرار شود. گويي بخش ديگري از هويت اجتماعي اش تكوين مي يابد، در اين صورت براي مدت كوتاهي، دغدغه اي از جهت هدف زندگي و جايگاه اجتماعي خود ندارد؛ اما پس از گذشت مدتي از ورود به دانشگاه، همه چيز برايش عادي شده و اين سؤال مطرح مي‌‍شود كه من به عنوان يك جوان، غير از دانشجو چه چيزي هستم؟‌بدون جواب ماندن پرسش‌هاي اساسي، احساس بي هويتي او را رنج مي‌دهد؛ اما اگر دانشگاه نه به عنوان يك هدف، بلكه به منزلة وسيله‌اي براي جوان، مطرح باشد خطر فقدان هويت او را آزار نخواهد داد.

زندگي مشترك

از مراحل مهم زندگي، اقدام به تشكيل خانواده است كه غالباً در آغاز جواني تحقق مي‌يابد. اگرچه ريشه ازدواج، يك نياز روحي و رواني است اما اين رويداد همچون يك منشور، ابعاد مختلفي دارد،‌كه از جمله مي‌توان به يافتن هويت اجتماعي اشاره كرد. جوان،‌ زماني مي تواند به يك ازدواج موفق و پايدار اقدام كند كه ابتدا درك صحيحي از خويشتن و هويت فردي خود داشته باشد و علاوه بر آن،‌ برداشت منطقي و استواري از معنا و مفهوم زندگي، ازدواج و شريك زندگي‌اش، كسب كند. در اين صورت،‌ ازدواج مي تواند در تكوين و تكامل هويت اجتماعي جوان مؤثر باشد.

هويت ديني

فرهنگ اسلام، جوان را در جايگاهي ارزشمند و بلند قرار داده و تعابير والايي را در شأن او آورده است. دين اسلام، جوان را به ملكوت نزديكتر از ديگران مي داند و معتقد به تكريم و بزرگداشت اوست. در حديثي از رسول اكرم (ص) آمده كه فرموده‌اند:
فضيلت جوان عابد كه از آغاز جواني عبادت كند بر پيري كه وقت كهولت به عبادت بپردازد، همانند فضيلت پيغمبران بر ديگر مردمان است.


جوان در نگاه احاديث و بزرگان

حضرت رسول (ص) مي‌فرمايند: خداوند بر وجود جوان عبادت پيشه بر ملائكه مي نازد و مباهات مي كند. پيامبر خدا (ص) همچنین مي‌فرمايند: خداوند جواني را كه جوانيش را در بندگي خدا بگذراند دوست مي دارد.

سالروز ولادت باسعادت حضرت علي اكبر (ع) و روز جوان بر همشهريان عزيز و تمامي جوانان مبارك باد.

[ یکشنبه یازدهم تیر 1391 ] [ 13:26 ] [ بنده صالح ] [ ]

نقطه اوج رسید به رشد اعتقادی انسان، از منظر اسلام، دستیابی به نگرش توحیدی و قرار گرفتن در مدار خدا محوری و معاد باوری است.
اعتقاد عملی به استراتژی توحیدی “انا لله و انا الیه الراجعون”، انسان را به مسیر سعادت و رشد هدایت می کند چرا که چنین انسانی به خوبی می داند عمل به هر دستور الهی در این مسیر، یعنی یک گام به نجات و رستگاری نزدیک تر شدن و در مقابل ترک هر گناه و نافرمانی و عصیان نیز یعنی یک قدم از مسیر ضلالت و گمراهی دور گردیدن.


مربی صالحین وقتی می تواند از تلاش اعضای حلقه ترتیبی در راستای رشد و تعالی اعتقادی، دینی و معرفتی آنان، رضایت خاطر داشته باشد که افراد بتوانند توحید را اثبات کنند، به شناخت لازم در رابطه با اصول اعتقادی اسلام همچون نبوت، معاد، عدل و امامت رسیده باشند، با صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند متعال تا حدودی آشنا شده و فلسفه توسل و توکل را در زندگی بدانند، کسانی که با فرهنگ انتظار و نیز وظایف منتظران امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبت آشنایی لازم را پیدا کرده اند.
همچنین، یکی دیگر از مهمترین مولفه های اصلی تشکیل دهنده رشد اعتقادی در انسان، تلاش برای باورمندی و التزام عملی افراد به تبعیت عملی از ولایت فقیه و آشنایی با این چایگاه خطیر است.
اعتقاد به ولایت فقیه، نقطه اوج باورمندی اعتقادی افراد به حاکمیت اسلام است چرا که اعتقاد به اسلام، بدون اعتقاد به ولایت فقیه، به منزله ی اعتقاد به شریعت آسمانی، منهای حق حاکمیت خداست.
حال از آنجا که همواره مسئله اعتقاد به ولایت فقیه، جزء اصلی ترین عوامل حفظ و تداوم انقلاب در بیش از سه دهه ی گذشته بوده است دشمنان این نظام مقدس نیز در طول این سال های متمادی، بیش از همه، این اصل اساسی و مهم را هدف قرار داده و تلاش می کنند با شبهه افکنی و القائات باطل و بی پایه و اساس پایه های اعتقاد به ولایت فقیه را در اذهان جوانان و نوجوانان متزلزل و ضعیف نمایند.
براین اساس، اکنون بیش از همیشه، رسالت دینی و انقلابی مربی صالحین ایجاب می کنند که مسئله ولایت فقیه را بصورت مستدل و علمی، برای اعضای گروه اثبات کنند و آن را حتماً با مسئله ولی فقیه و لزوم تبعیت از دستورات او آشنا سازد.
بعنوان مثال، مربی می تواند در وهله ی نخست، با هدف اثبات ولایت فقیه بصورت استدلالی و مفید، جلسه میز گردی با حضور صاحب نظران در مسجد تشکیل دهد و یا احادیث و روایات مرتبط با این مطلب را، موضوع پژوهش و تحقیق گروه قرار داده و از سخنرانان برجسته در این زمینه دعوت کند تا در محیط مسجد و پایگاه، مسئله ولایت فقیه را در بخوبی تبیین و تعریف نمایند.


پس از آن، وقتی اعضای حلقه تربیتی، به شناخت و معرفت لازم در این خصوص دست یافتند حال با هدف برقراری ارتباط عاطفی با ولی فقیه، مثلاً می توان مسابقات انشای با موضوع «چرا رهبرم را دوست دارم؟»، و یا مسابقات ارسال پیامک کوتاه، تدوین دلنوشته، نامه ای به رهبر و از این قبیل در این باره ترتیب داد.
علاوه بر این، مربی می تواند با تشکیل گروه های سرود، تواشیح، همخوانی و امثال آن و یا به شکل ارائه فرصت قرائت دکلمه با موضوع عشق به رهبری، در ابتدای جلسات حلقه های تربیتی به اعضای گروه، مبحث و ارادات درونی آنان را به امام و مقتدایشان بیشتر نماید.
کارمربی در تربیت سربازان ولایت و در جریان صالحین؛ در واقع بمثابه ی تکثیر و تربیت “هل وفیت” گویانی است درست مثل زید در جریان کربلا و درست مثل میثم تمار؛ بربلندای چوبه دار، که با جان نثاری و ایثار و با تمام وجود در این راه ثابت قدم ماندند و جان دادند.
در هر صورت و در پایان این فصل، به جهت اهمیت موضوع، این نکته را متذکر می شویم که در بعضی مساجد و پایگاه های موفق و پیشتاز صالحین امروزه، تبدیل شدن متربیان و اعضای گروه به مرحله مربی گری و سرگروهی و یا پذیرفتن مسئولیت انجام یک کار در پایگاه و مسجد و نیز انس و الفت گرفتن فرد با فرهنگ و ارزش های بسیج و بسیجی و پیدا کردن روحیه جهادی و نیز رسالتمندتر شدن افراد نسبت به دفاع از انقلاب و آرمان های امام (ره) و شهیدان در واقع نقطه اوج دوره رشد اعضای حلقه تربیتی صالحین در آن مسجد و پایگاه به شمار می آید بگونه ای که اکنون نیز این نگرش ارزشمند و این دیدگاه ایده آل و مطلوب، هدف نهایی ما در توصیه به انجام فرآیند صالحین در سایر مساجد و پایگاه های کشور می باشد.


نبرد فرهنگی را با مقابله به مثل می شود پاسخ داد، کار فرهنگی و هجوم فرهنگی را با تفنگ نمی شود جواب داد، تفنگ او، قلم اوست. مثل جنگ نظامی چشم ها را باید باز کرد و صحنه را شناخت. اگر ندانید که دشمن دارد کار می کند، یا از آن می داند فرمان نبرید، از فرمانده فرهنگی دستور نگیرید، یا او از نیروی شما استفاده نکند و مانور و سازماندهی را درست انجام ندهد پشت سرش شکست است.
مقام معظم رهبری (حدیث ولایت/ ج4/ ص 166)

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 23:3 ] [ بنده صالح ] [ ]

به دلیل آنکه اکثر ملاک ها و معیارهای رشد افراد که تا اینجا بیان شد، قبلا نیز در مرحله تثبیت؛ توصیه و تاکید شده بود، یادآوری این نکته ضرورت دارد که در مرحله تثبیت، اعضای حلقه تربیتی، تنها با ملاک ها و معیارهای رشد، آشنایی اجمالی پیدا می کنند و زمینه سازی لازم برای انجام این دستورات در آنها صورت می پذیرد، اما در این مرحله، یعنی در مرحله رشد؛ آنها به انجام دستورات مربوط به رشد و شکوفایی در زندگی انسان در طول حیات، ترغیب و تشویق می شوند و با کمک مربی و سرگروه بتدریج راهکارهای رشد و تعالی و ارتقاء و کمال را در گروه تمرین می کنند.

بگونه ای که در دوره رشد، رفتار نیک در افراد، ابتدا بصورت عادت در می آید و سپس با تکرار و تمرین و با مرور زمان، به شکل ملکه رفتاری در ایشان در خواهد آمد.

به دیگر سخن آنکه، مرحله تثبیت، مرحله «اینگونه گشتن» بود، اما دوره رشد دوره «اینطور شدن» است و اصولا در مفهوم کلمه ی رشد به خودی خود ایصال به مطلوب و دستیابی به هدف نیز وجود دارد.

بعنوان مثال و در جریان صالحین، کسی که به مرتبه رشد اخلاقی رسیده باشد خودش می تواند پس از آن مربی یا سرگروه یک حلقه تربیتی جدید صالحین باشد و دیگران را در رسیدن به مسیر رشد و تعالی و سعادت و کمال یاری نماید.

درست به همین دلیل است که در رسیدن به مرحله رشد اخلاقی؛ حتما لازم است که مربی، خود بیش از همه متخلق به اخلاق اسلامی باشد و از همین روست که گفته می شود آموزش دین و اخلاق به دیگران، مربی می خواهد نه آموزگار، معلم و یا مدرس.

مربی همچنین در طرح ریزی رشد اخلاقی و کمال و تعالی اعضای حلقه های تربیتی صالحین، در واقع همکار خدا به شمار می آید، خداوند بلند مرتبه ای که همگی او را به عنوان «رب العالمین» می شناسند.

پس باید به اصول و قواعد این همکاری پایبند و آگاه باشد. همچنین در این خصوص، چنین به نظر می رسد که برای رسیدن به رشد مطلوب اخلاقی و تربیتی اعضای گروه، ابتدا لازم است مربی و سرگروه هدف مشخصی را برای خود مشخص نماید و بر اساس آن گام بر دارد. حال به جهت آنکه در حلقه های تربیتی صالحین قرار است روش های تربیتی مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) جاری گردد و در این راه افراد مومن مجاهد و مسلمان مسجدی تربیت شود پس بنابراین می توان اهم اهداف رشد اخلاقی انسان را در این مرحله، بر اساس آموزه های دینی و اسلامی، به شرح ذیل بر شمرد.

برخی اهداف رشد اخلاقی در حلقه ی صالحین

1- خود شناسی با هدف خداشناسی و اصلاح نفس

2- رشد فضایل و مکارم اخلاقی، بر اساس ایمان به خدا و رعایت تقوای الهی

3- پرورش روحیه تعبد آگاهانه، مداومت بر ذکر خدا و تقید عملی به انجام احکام و دستورات دینی

4- ایجاد احساس کرامت اخلاقی و عزت نفس و نیز پرورش روحیه نظم و انضباط در افراد

5- رسیدن به مرحله تعادل در زندگی و هدفدار کردن متربی در طول دوران حیات

بعنوان مثال و به منظور آشنایی اعضای گروه با عظمت خالق هستی و پروردگار بی همتا، مربی می تواند متربیان را به جمع آوری آیات قرآن و روایات اسلامی با موضوع معرفی شگفتی های آفرینش و شناخت قدرت و عظمت خداوند متعال، ترغیب و تشویق نماید و یا در شرایط مناسب، با پخش فیلم هایی همچون مستند اسرار و شگفتی های آفرینش و از این قبیل، ذهن افراد را با این مسئله مهم و حیاتی درگیر نماید.

علاوه بر این، برای تشویق اعضای حلقه تربیتی به انجام احکام و دستورات شرعی و سایر فرایض دینی، مربی می تواند در مراسمی همچون مراسم جشن تکلیف و امثال آن، افراد را با کتب و منابع فقهی، رساله عملیه مراجع و نیز نحوه استفاده از آن آشنا نماید.

چندی پیش در بازدید و سرکشی از حلقه های صالحین یکی از شهرستان های استان، مسئولان صالحین گزارش دادند که در یکی از مساجد موفق شهر؛ مربیان دلسوز و آگاه، با هدف رشد اخلاقی و تعالی و کمال متربیان، اقدام به تشکیل «کارنامه اخلاقی» برای تک تک اعضای گروه کرده اند، به این شکل که در پایان هر فصل، خبر تجدید شدن افراد را در بعضی از صفات نیک و پسندیده، بصورت محرمانه به آنها متذکر می شوند و وقتی کسی را در آستانه مردودی می بینند، درست مثل طبیبی دلسوز و آموزگاری مهربان، برایش نسخه معالجه درمانی خاص می پیچند، به معالجه و درمانش می پردازند، کلاس تقویتی برایش ترتیب می دهند و سعی می کنند که با تذکار و یادآوری و توصیه و ترغیب معنوی آنان را به حرکت واداشته و در مواقع لازم با تمام توان یاریشان نمایند که حتی الامکان واحدهای درسی این ترم کلاس اخلاق را، در آینده با موفقیت پشت سر بگذارند.

در خاتمه در این خصوص، یادآوری این مهم ضرورت دارد که تذکر اخلاقی و توصیه کلامی به جوانان و نوجوانان، اگر دلسوزانه و درست صورت پذیرد همواره بیشترین اثر تربیتی را در اصلاح اخلاقی متربیان دارد و این دیگر هنر مربی است که بتواند در صحبت های خصوصی و تذکرات فردی، مخاطب را نسبت به ضعف های اخلاقی اش آشنا نموده و برای رفع آن راهکاری عملی و قابل اجرا ارائه نماید.

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 23:3 ] [ بنده صالح ] [ ]

برخی صاحبنظران معتقدند که اطلاق کلمه انسان، به این موجود دو پا و مستوی القامه؛ در اصل به دلیل نیازمندی اولیه او، به انس و الفت با سایرین است زیرا کلمه انسان از ماده انس و الفت گرفته شده است.
مشهورترین نظریه اندیشمندان علوم اجتماعی در این خصوص آن است که انسان موجودی مدنی بالطبع است و به طور فطری و ذاتی خواهان حیات اجتماعی است. انسان در اجتماع زاده می شود، در اجتماع رشد می کند و به تعالی می رسد، در اجتماع ادامه حیات می دهد، باقی می ماند و سرانجام در اجتماع از دنیا رخت بر می بندد. انسان؛ در خلال زندگی اجتماعی توانمندی ها و استعدادهای ویژه خود را کشف می کند و به ظهور می رساند و اصولا بسیاری از توانایی های انسان در جمع هویدا می شود و قابلیت شکوفایی در انزوا را ندارد. استعداد و توانایی ای همچون رهبری و اداره گروه، مدیریت کارگروهی، تعاون و همیاری و سایر صفات و ویژگی های اجتماعی دیگر از این قبیل.

در مباحث گذشته، مربوط به رشد عاطفی گفتیم که رساندن متربی به تعادل عاطفی و احساسی، همواره از اصلی ترین اهداف سیر تربیتی صالحین در مرحله رشد است. در این بخش هم به دلیل اهمیت موضوع، این نکته را یادآور می شویم که رسیدن به مرحله تعالی انسانی در طول حیات همیشه نیازمند وجود عنصر تعادل و تعامل در کنار هم و به یک اندازه در زندگی تک تک افراد است و درست بر همین اساس است که گفته می شود:

«از تعامل با تعادل به تعالی می رسیم»

البته در این میان، پر واضح است که عنصر تعادل؛ مربوط به زندگی فردی افراد و رشد عاطفی آنهاست و عنصر تعامل نیز مربوط به زندگی اجتماعی ایشان و حضور آنان در جمع است.

بر این اساس، برای رساندن متربیان به بلوغ و رشد اجتماعی در سیر تربیتی صالحین، لازم است ابتدا، چهار اصل اساسی زندگی اجتماعی از منظر اسلام را در این مجال با یکدیگر مرور کنیم و پس از آن به بیان اهداف و راهکارهای اساسی رشد اجتماعی، مختص اعضای حلقه های تربیتی صالحین بپردازیم.

اصول زندگی اجتماعی در اسلام

اصول زندگی اجتماعی در اسلام

1- احترام به انسان ها بر اساس فضایل اخلاقی و تقوای الهی

قرآن کریم، ملاک برتری انسان ها را تقوی و آراستگی به فضایل اخلاقی دانسته و می فرماید:

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا اکرمکم عندالله اتقیکم»
«ای مردم ما همه شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را بصورت اقوام و قبایل در آوردیم تا یکدیگر را بشناسید. براستی که گرامی ترین افراد نزد خدا با تقواترین افراد است و خدا دانا و آگاه می باشد.»

بر این اساس، فرد در جریان صالحین حتما باید به مرحله ای از رشد اجتماعی برسد که هرگز ملاک برتری افراد را در گروه، موقعیت اجتماعی، وضع طبقاتی، نژاد، ملیت، جنس، مقام و ثروت آنان ندانسته و توجهش را تنها به انسانیت و تقوی و رعایت اصول اخلاقی و ایمانی معطوف بدارد.

2-رعایت عدالت در مناسبات اجتماعی

قرآن کریم در این زمینه می فرماید:

«یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین لله شهدا بینکم بالقسط و لا یجرمنکم شنئان قوم علی ان لا تعدلوا، اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقوالله ان الله خبیر بما تعملون»
«ای کسانیکه ایمان آورده اید در راه خدا پایدار باشید و گواه عدالت باشید. نباید دشمنی با گروهی شما را از عدالت باز بدارد، عدل را رعایت کنید زیرا عدالت بر تقوا نزدیکتر است، در برابر خدا تقوا را مراعات کنید زیرا خداوند از آنچه شما انجام می دهید آگاه است.»

در این آیه شریفه، دو ملاک مهم و اساسی برای رسیدن به رشد اجتماعی یادآور شده است:

اول آنکه رعایت عدالت به تقوا نزدیکتر است

و دوم آنکه نباید دشمنی با گروهی شما را از عدالت باز دارد

3-مسئول بودن در قبال مشکلات مسلمین

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند:

«من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»
«کسی که روزش را آغاز کند و در حل مشکلات مسلمانان اقدام ننماید مسلمان نیست.»

4-اصل تعاون و همکاری و اصل مشاوره در حل و فصل امور

قرآن کریم در این زمینه می فرماید:

«تعاونوا علی البر و التقوی»
«در امر نیک و تقوی با یکدیگر همکاری نمایید.»

چنانچه در آیات مربوط به مشورت می خوانیم:

«و شاورهم فی الامر»
«در امور با مردم مشورت کن»

و نیز آمده است:

«و امرهم شوری بینهم»
«حل و فصل امور از طریق شورای میان آنها صورت می پذیرد.»

اکنون و با استناد به چهار اصل اساسی زندگی اجتماعی در اسلام، به دلیل ضرورت تحقق رشد اعضای گروه در زمینه های اجتماعی، به بیان پنج هدف عمده رشد اجتماعی اعضای حلقه های تربیتی صالحین می پردازیم:

هدف اول: پرورش روحیه دفاع از قسط و عدالت در جامعه و پاسداری از ارزش ها و آرمان ها

هداف دوم: پرورش روحیه التزام عملی به قانون و رعایت حقوق دیگران

هدف سوم: پرورش روحیه ی مسئولیت پذیری، اهتمام به امور اجتماعی و مشارکت در فعالیت های دینی و اجتماعی

هدف چهارم: تقویت روحیه گذشت، فداکاری و ایثار در روابط جمعی و مقدم شمردن مصالح جمعی در جامعه بر منافع فردی

هدف پنجم: ایجاد روحیه محبت و دوستی و کمک به حق طلبان، عدالت خواهان، مظلومان و مستضعفان عالم و نیز انزجار و نفرت از مستکبران و ستمکاران و استثمار گران عالم مطابق با ارزش های اسلامی

برخی راهکارهای رشد

برای ترغیب اعضای حلقه های تربیتی صالحین به تعاون و همکاری و دگریاری انسانها، می توان هر از گاهی مشارکت آنان را در امور خیریه و عام المنفعه شهر و دیارشان فراهم آورد و ایشان را بعنوان مثال در گروه های «تعاون و همیاری»، و یا «یاری رسانی به نیازمندان» و نیز «کمک به آسیب دیدگان» و «جشن نیکوکاری» و امثال آن، سازماندهی کرده و در مواقع لازم و ضروری بصورت نمادین، در برنامه های مرتبط با این موضوع شرکت داد.

علاوه بر این مربی صالحین می تواند به منظور ارتقاء سطح تعالیم مثبت افراد با گروه و نیز توانمندسازی آنان در انجام فعالیت های جمعی، اجرای برخی برنامه های مذهبی و انقلابی اثرگذار همچون اعیاد و وفیات، راه پیمایی روز قدس، مراسم بزرگداشت رحلت امام راحل (ره) و از این قبیل را، به اعضای حلقه های تربیتی صالحین بسپارد.

البته برای افزایش روحیه مشارکت جمعی و انجام کار گروهی می توان اجرای برنامه هایی از قبیل؛ اردوهای تفریحی فرهنگی، برگزاری مسابقات ورزشی، جُنگ شادی، نماز جماعت، دعا و اجرای سایر برنامه هایی از این دست را به اعضای حلقه های تربیتی صالحین و شرکت کنندگان در اردو محول کرد.

چنانچه در این باره، یکی از مربیان حلقه های تربیتی صالحین می گفت: با اعضای گروه قرار گذاشته است که همه آنها پنج شنبه آخر هر ماه را روزه بگیرند و هزینه ناهار و تغذیه طول روزشان را به مستمندان کمک کنند.

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:59 ] [ بنده صالح ] [ ]

جوانی و نوجوانی سن افزایش شدت هیجانات در افراد است و عواطف انسانی در این سن، اگر کنترل و هدایت نشود، گاه در دام جهت گیری های تند و افراطی گرفتار می آیند و گاه نیز بی اثر و خنثی به خاموشی می گرایند.
جوانان و نوجوانان، نیازمند برنامه ریزی دقیق برای رشد عاطفی هستند، رشدی که به آنان تعادل روحی و روانی ببخشد، خواهش ها و نیازهای متضادشان را برآورده سازد و احساسات پاکشان را به سمت و سوی مناسبی هدایت کند. جوانی، سن دلبستگی ها، سن افراط و تفریط ها و سن نواسانات شدید عاطفی از سکون و خمودی و سردی، تا طغیان و دگرگونی و انقلاب و انفجار است.

در جوانی، عواطف و احساسات نیز همگی جوان و پویا و در کارند، پس بنابراین حتما لازم است که در جریان صالحین، همواره تلاش شود تا عواطف پر شور جوان و نوجوان؛ توسط مربی و سرگروه، با برنامه ریزی صحیح و مناسب کم کم به حد اعتدال برسد و بتوانیم در پایان این مرحله، عواطف شخصی و خصوصی جوان را از مرحله ی «پست شدن» و «ادنی ماندن» به مرتبه «عالی شدن» و «متعالی بودن» سوق دهیم و تلاش کنیم که مبادا لذت ها و سودهای کم قیمت زندگی جوان و نوجوان، خدای ناکرده متوقفش کند و راه تحول و تعالی را به رویش ببندد. جوان قدرت عمل دارد تا با عمل خویش برای خود صفت و خوی بسازد و بنیان اعتقادی و شخصیت فکری خود را پایه ریزی کند. پس حال از آنجا که دینداری و رشد عواطف انسانی در جوان و نوجوان، همیشه مرهون اصل «سعی و جهاد» است.

بر ای اساس، مربی صالحین باید برای رساندن اعضای گروه به رشد عاطفی مطلوب، همواره هدایت و رهبری جوانان و نوجوانان را در مسیر «سعی و جهاد» بر عهده بگیرد، جهادی که در راه مبارزه با «نفی ها و نقص ها» طرح ریزی و پایه ریزی شود و سعی ای که در راه «رشد و تحول و تعالی» انسان است.

جوانان بیشترین گروندگان به راه حق

بهر حال، یادمان باشد که در تاریخ ادیان آسمانی و انبیای الهی، همواره می شود که جوانان و نوجوانان، اولین و بیشترین گروندگان به راه حق و حقیقت بوده اند.

چنانچه در ایران اسلامی نیز جوانان مومن و انقلابی، که عواطف انسانی ارزشمند و والایی دارند در تمامی عرصه ها، گره گشای مشکلات بوده اند و مثل دوران دفاع مقدس که سراسر جبهه های حق علیه باطل، مملو از جوانان و نوجوانان پر شور و انقلابی بود، اکنون نیز در جبهه جهاد فرهنگی و مقابله با جنگ نرم دشمنان این مرز و بوم، اکثر مخاطبان حلقه های تربیتی و دلسوزان جریان صالحین در کشور جوانان و نوجوانان می باشند.

لزوم طراحی فرایند تربیتی خاص برای حلقه صالحین

در هر صورت، برای رساندن جوانان و نوجوانان به مرحله بلوغ عاطفی و رشد احساسی در حلقه های تربیتی صالحین، حتما لازم است که از همان ابتدا، بسته های تربیتی مشخصی تدوین گردد و مربی تلاش کند تا برای رساندن اعضای گروه به مرحله نهایی رشد عاطفی، فرایند تربیتی خاصی را طراحی، تدوین و دنبال نماید.

پرورش حس نوع دوستی در حلقه ی صالحین

به عنوان مثال، مربی می تواند برای پرورش حس نوع دوستی در اعضای گروه، موضوع بحث در یک جلسه حلقه تربیتی را این شعر سعدی قرار دهد که می گوید:

بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

سپس از متربیان بخواهد مظاهر نوع دوستی را در زندگی خود در چند پاراگراف نوشته و در جلسه بعد ارایه نمایند.

همچنین درآخرین مرحله اجرای این فرایند تربیتی می توان کمک های غیر نقدی اهالی محل به مستمندان را، توسط اعضای حلقه صالحین؛ در مناطق محروم شهر توزیع کرد و یا با اعضای گروه به بازدید و سرکشی از محل نگهداری کودکان بی سرپرست، ایتام و یا معلولان رفت.

دوستی می گفت: مربی یکی از مساجد موفق صالحین، با هدف رشد عاطفی اعضای گروه و ترغیب آنان به صلح و دوستی و برادری و اخوت، دست به ابتکار عملی جالبی زده بود که می تواند الگوی مناسبی برای دیگران نیز قرار گیرد و آن ابتکار جالب این است که سه نفر از اعضای حلقه صالحین، بصورت داوطلبانه و خود جوش، تیم «اصلاح ذات البین» پایگاه را تشکیل داده اند که کارشان تلاش برای رفع کدورت های احتمالی بین اعضا و آشتی دادن افرادی است که احیانا با یکدیگر قهر کرده اند. این افراد همچنین با فضاسازی تبلیغاتی، انتشار بروشور و جزوه و سایر نشریات آموزشی از این قبیل، تلاش می کنند که فضای اخوت و برادری و دوستی، همواره در گروه پایدار بماند. بعنوان مثال بر روی یک مقوای بزرگ؛ جملات ذیل را، به عنوان شعار هفته، می نویسند و در معرض دید اعضای حلقه قرار می دهند:

«انّما المومنون اخوه»
«همانا مومنان با یکدیگر برادرند.»

بقول شاعر:

متحد جان های شیران خداست
جان گرگان و سگان از هم جداست

بهر حال در خاتمه این بحث، علاوه بر این می توان از سایر مولفه های دیگر اثر گذار در زمینه رشد عاطفی، همچون تقویت روحیه فتوت و جوانمردی، زنده کردن حس حقیقت طلبی و حق جویی، ایثار و گذشت، ملاطفت و نرمی نیز برای رساندن اعضای حلقه های تربیتی صالحین به مرحله نهایی رشد عاطفی یاری گرفت.

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 22:57 ] [ بنده صالح ] [ ]

الفبای زندگی ...!

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزكیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش كار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شكست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداكاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك

ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:19 ] [ بنده صالح ] [ ]

صدای خدا را می خواستم بشنوم

ندا آمد: به ناله و توبه گنهکار گوش کن

***********************

می خواستم خدا را نوازش کنم...

ندا رسید: کودک یتیم را نوازش کن

***********************

می خواستم دستان خدا را بگیرم...

گفتند: دستان افتاده ای را بگیر


***********************

خواستم چهره خداوند را ببینم...

ندا آمد: بصورت مادرت بنگر...

***********************

خواستم رنگ خدا را ببینم...

گفتند: بی رنگی عارفان را بنگر...

***********************

می خواستم دست خدارا ببوسم

ندا رسید: دست کارگری را که درست کار می کند ببوس...

***********************

خواستم به خانه خدا بروم

صدا آمد: قلب انسان مومن را زیارت کن

***********************
خواستم صدای نفس خدا رااحساس کنم...

ندا آمد: صدای نفس عاشق صادق را بشنو


***********************

خواستم خدا را در عرش ببینم

ندا رسید: به انسانی که به دستور خدا حرکت میکند بنگر...


***********************

خواستم نور الهی را مشاهده کنم

گفتند: از پرخوری و شکم سیر فاصله بگیر...

***********************

می خواستم به خدا به پیوندم...

ندا آمد: از بقیه ببر...حتی از خودت...


***********************

خواستم صبر خدای را ببینم...

صدا آمد: بر زخم زبان بندگان تحمل کن


***********************

خواستم سیاست الهی را مشاهده کنم...

ندا آمد: عاقبت گردنکشان را ببین...


***********************

خواستم خدای را یاد کنم...

ندا آمد: ارحام و خویشانت را یاد کن.

***********************

خواستم که دیگر نخواهم...

ندا آمد: امورت را به او واگذار کن و برو...

**********************

کعبه را گفتم تو از خاکی من از خاک

چرا باید به دورت من بگردم؟

ندا آمد: تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 13:58 ] [ بنده صالح ] [ ]
مولفه های اساسی در جریان تثبیت (4)، بستر سازی برای رشد

چهارمین مولفه اثرگذار در مرحله تثبیت در شجره طیبه صالحین؛ زمینه سازی و بسترسازی برای رشد اعضای حلقه های تربیتی صالحین است. در این مرحله، مربی باید فرد را با وظایف و تکالیف انسانی و دینی اش آشنا کند و او را در مسیر رشد و تعالی و تربیت و کمال قرار دهد. به کارگیری روش های تربیتی اسلامی و نیز شناساندن آموزه های عملی تربیت دینی به جوانان و نوجوانان در دوره ی تثبیت، در واقع عامل موثری در به حرکت درآوردن آنان، در مسیر خیر و سعادت و تعالی و کمال خواهد بود.

مربی باید به جوان بیاموزد که بدون داشتن طرح و برنامه مدون و دقیق، طی مدارج کمال و تعالی در زندگی ممکن نیست و همیشه کسانی در زندگی به رشد و تعالی رسیده اند که نظام مند و هدف دار زندگی کرده اند.

اصول اساسی تربیت در مرحله تثبیت در شجره طیبه صالحین

بدین منظور، آموزش اصول اساسی و مهم: 1- نظم در زندگی، 2- نیاز به مشورت و 3- تمرین و ممارست در انجام رفتار نیک، در واقع بمنزله ی اصول اساسی تربیت، در مرحله ی تثبیت، قبل از ورود به مرحله ی رشد به شمار می آیند.

زیرا اگر در مرحله تثبیت، در واقع فرد ضرورت نظم در زندگی، احساس نیاز به مشورت و همچنین طعم خوش عادت کردن به انجام رفتار نیک بر اثر تمرین و ممارست را فرا گرفت، پس از آن دیگر، بصورت خود انگیخته و خودجوش، به دنبال پیمودن راه رشد و تعالی خویش خواهد بود و بر این اساس حضورش در مسجد و پایگاه استمرار خواهد یافت.

در این باره علاوه بر این تلاش مربیان، برای حاکم کردن فضای تبلیغاتی معنوی در پایگاه و مسجد نیز یکی دیگر از راهکارهای اساسی بسترسازی و زمینه سازی رشد و تعالی افراد و به تبع آن، تثبیت حضور آنان در جمع اعضای حلقه تربیتی است، چنانکه اگر بر فضای حاکم در حلقه صالحین، فضایل اخلاقی؛ همچون: ادب، صفا و صمیمیت و مهربانی و دوستی غالب باشد، بطور قطع و یقین، ذائقه فطری مخاطبان با این جمع گره خورده و به ندرت اتفاق می افتد که متربی از چنین جمعی جدا شود، یا فاصله بگیرد.

اصل اول: نظم در زندگی

همچنین به منظور عادت دادن متربیان به برنامه ریزی، نظم در زندگی و داشتن هدف؛ حتما لازم است که مربی حلقه صالحین، در راستای عینیت بخشی به آموزه های تربیتی دینی در جلسات صالحین تلاش نماید. بعنوان مثال، توجه دقیق مربی به ساعت شروع و پایان جلسه، حضور بموقع و سر وقت او در جلسات و سایر اقداماتی از این دست، قطعا می تواند به عینیت بخشی آموزه نظم در زندگی متربیان کمک نماید.

اصل دوم : احیاء حس نیاز به مشورت

یکی دیگر از اصول لازم الاجرا در مرحله تثبیت که با هدف بسترسازی برای ورود به دوره رشد صورت می پذیرد، احیاء و زنده کردن حس نیاز به مشورت و نیز راهنمایی گرفتن از اهل فن، از سوی متربیان در طول زندگی است، چنانچه در باب اهمیت این موضوع، در روایات اسلامی می خوانیم که هر کس فرزانه ای ارشادگر در زندگی نداشته باشد هلاک خواهد شد.
بنابرین ، متربی در دوره تثبیت، باید حتی الامکان با اصول و فواید مشورت آشنا شود، بر سر دو راهی های تردید به افراد دارای صلاحیت مشورت دهی ارجاع داده شود و با هدایت مربی و سرگروه، در بعضی از تصمیم گیری های مهم زندگی به مشاوران امین و ناصح مراجعه نماید.

البته باید توجه داشت که همواره عینیت بخشی به این آموزه ی تربیتی مهم می تواند از طریق تنظیم وقت مشاوره و راهنمایی ویژه متربیان با مهره های کلیدی و اثر گذار مسجد و پایگاه صورت پذیرد و یا در جلسات حلقه تربیتی و نشست هایی از این قبیل؛ مربی یا سرگروه تجربیات عملی خود را که حاکی از نتایج مثبت مشاوره گرفتن در زندگی است برای اعضاء بازگو نماید.
همچنین مربی برای تکمیل این مقوله بسیار مهم و ضروری، می تواند توضیحاتی اجمالی پیرامون این بیت شعر در گروه ارائه کند که گفته می شود:

طی این مرحله بی همرهی خضر نکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی

اصل سوم: زمینه سازی ممارست و تمرین اعمال و رفتار نیک در حلقه صالحین

و بالاخره در پایان، سومین اصل مهمی که به منظور بسترسازی برای رشد متربیان در مرحله تثبیت، به مربیان و سرگروه های صالحین توصیه و پیشنهاد می شود، فراهم آوردن زمینه ممارست و تمرین اعمال و رفتار نیک در گروه و نیز عمل به تکلیف و دستورات دینی و الهی در طول زندگی است.

در این باره، در روایات اسلامی آمده است که در صدر اسلام، برخی اصحاب برای آنکه به کم حرفی عادت کنند و کمتر حرف بزنند در دهانشان سنگ ریزه می گذاشتند، و نیز نقل شده است در جبهه نیز گاهی برخی از نوجوانان و جوانان رزمنده دوره دفاع مقدس، بایکدیگر مسابقه انجام مستحبات و ترک مکروهات می گذاشتند تا این رفتار بر اثر تمرین و ممارست ملکه رفتاری آنها شود و به آن عادت کنند.

به عقیده کارشناسان علوم تربیتی، ممارست بر کار نیک و تمرین انجام اعمال خوب، به مرور زمان تبدیل به عادت حسنه و ملکه ی رفتاری خیر در افراد خواهد شد. پس بر این اساس و بعنوان مثال، مربی صالحین می تواند در مرحله تثبیت، برای اعضای حلقه تربیتی خود، جدولی مثل جدول «مشارطه، مراقبه و محاسبه» طراحی کند و آنان را به محاسبه نفس و رصد انجام خوبی ها و ترک بدی ها در طول ایام حیات عادت دهد.

که در این خصوص مربی، همچنین می تواند در کنار پیاده سازی روش انجام تمرینی و ممارستی کار نیک که بیشتر به سعی و تلاش متربی بر می گشت خودش هم با بکارگیری روش تربیتی تکرار و تلقین، به ملکه شدن صفات پسندیده در مخاطبان کمک کند، زیرا که به عقیده ی دانشمندان علوم تربیتی تکرار محرک، همیشه موجب جلب توجه بیشتر در فرد خواهد شد و تلقین و تبلیغ همیشه حساسیت مخاطب را، نسبت به موضوع تربیتی مد نظر افزایش خواهد داد.

موفقیت در دوره رشد منوط به بسترسازی در دوره تثبیت

در هر صورت، در پایان این بخش و قبل از ورود تفضیلی به دوره رشد؛ در این مجال، ذکر این نکته ضروری است که یادمان باشد موفقیت مربی در مرحله رشد هرگز بدون زمینه سازی و بسترسازی در مرحله تثبیت ممکن نخواهد شد همانگونه که نمی توان بدون گذراندن پیش نیازهای یک درس، واحدهای درسی ترم بالاتر از آن را پاس کرد.

بر این اساس، آشنایی اجمالی با سه اصل: 1- نظم، 2- مشورت و 3- ممارست در انجام کارهای نیک؛ که در مرحله تثبیت، بدان اشاره شد در واقع به منزله طی کردن پیش نیازهای برداشتن دروس مربوط به دوره رشد در خلال سال اول حضور متربی در مسجد خواهد بود. البته در این خصوص، شایان ذکر است که این برداشت بر اساس دیدگاه کسانی است که زمان تثبیت قطعی و مطمئن را یک سال می دانند و فرصت کافی پیاده سازی این مراحل را دارند زیرا انجام این فرایند برای افرادی که دوره تثبیت را کوتاه و مقطعی می دانند و تکمیل آن را در بازه های زمانی یک تا سه ماهه شدنی می پندارند به این شکل که گفته شد ممکن نیست.

علاوه بر آنکه، از دیگر آسیب های اعتقاد به تثبیت مقطعی و حصول اطمینان خاطر از تداوم حضور فرد در گروه، تنها پس از طی دوره های زمانی یک تا سه ماهه آن است که چنین حلقه تربیتی ای، بطور قطع و یقین تا پایان سال دچار ریزش های احتمالی فصلی خواهد شد و بتدریج کسانی که مثلا با هدف شرکت در اردوی پایان دوره ی تابستانی و امثال آن، مدتی بطور منظم در برنامه ها شرکت کرده اند احتمال دارد که با آغاز سال تحصیلی و شروع فصل مدارس، از مسجد فاصله بگیرند. این در حالیست که اگر کسی در طول یک سال متمادی و در تمام فصول چهارگانه آن، مقید به حضور در نمازهای جماعت و سایر مناسبت های مذهبی در مسجد شد قطعا چنین فردی به آسانی از گروه جدا نخواهد شد.

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ بنده صالح ] [ ]
مولفه های اساسی در جریان تثبیت (3)، شناخت، آگاهی و بیداری

یکی از آرمانهای بی بدیل نظام مقدس اسلامی پس از پیروزی انقلاب، تربیت نسلی انقلابی، مومن و معتقد به مبانی دینی است. نسلی که با فضایل اخلاقی آشناست، دل به مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام سپرده است، در راه حق کوشاست و تلاش می کند حیاتش را بر مبنای نگرش توحیدی پایه ریزی نماید. تربیت این نسل، در واقع یکی از اهداف اساسی انقلاب ماست، انقلابی که از همان ابتدا انقلاب فرهنگی، ایدئولوژی و تربیتی بوده است. حال از آنجا که تدوین هدف و ترسیم چشم انداز انقلاب به خودی خود نمی تواند اصلاح گر امور بوده و ما را به نقطه مطلوب برساند؛ پس لازم است همواره راهکارهای رسیدن به هدف را نیز از قبل در قالبی مدون و مکتوب، دقیقا ترسیم و تبیین نمود.

شجره طیبه صالحین، راهکاری تجربه شده

به زعم نویسنده، شجره طیبه صالحین، راهکاری است تجربه شده، اثبات شده و مستدل، که در چهارمین انقلاب شکوهمند اسلامی، به عنوان یک نسخه حیاتبخش و ضروری به فعالان فرهنگی کشور و دلسوزان نظام در هر جا حضور دارند، توصیه و پیشنهاد می شود.

البته، هر چند هنوز زمان زیادی از تبدیل شدن جریان صالحین به یک جریان فرهنگی فراگیر در کشور نگذشته است و رشد و شکوفایی این نهال مقدس در آینده نیز نیازمند مجاهدت و ایثار انسانهای معتقد، ثابت قدم و ایثارگر است؛ اما به هر حال در همین مدت کوتاه از عمر شجره طیبه صالحین، قواعد کلی حاکم بر سیر تربیتی آن تا حدودی مدون گردیده و تا کنون ده ها هزار نفر مربی دلسوز و انقلابی با این سیر تربیتی جدید آشنا شده اند که این تلاش ارزشمند و مقدس قابل تقدیر و ستودنی است، هر چند نیازمند استمرار و تداوم و بقاء در آینده می باشد.

به هر حال در این خصوص، همانگونه که قبل از این نیز گفته شد، مرحله تثبیت در واقع دومین مرحله از مراحل سه گانه پیاده سازی فرایند تربیتی صالحین در مساجد می باشد که موفقیت در آن و تلاش برای پایداری در راه خدا، در واقع بمنزله ی یک توفیق ارزشمند الهی است که نصیب هر کس نخواهد شد، از این روست که خالق آسمانها و زمین و پروردگار بی همتا در قرآن کریم به ما می آموزد که برای پیمودن این مسیر یعنی تثبیت، همواره ثبات قدم و پایداری را از درگاه ایزد منان مسالت نماییم، آنجا که می فرماید:

«ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین»

مرحله تثبیت، یعنی ماندن در صراط مستقیم

بر این اساس، مربی صالحین، در مرحله تثبیت، تنها نقش واسطه کوچکی را ایفا می کند که جز با استعانت از حق تعالی با تمام تلاشی که صورت می دهد باز هم طرفی نخواهد بست، زیرا که اصولا جریان صالحین به این معناست که فردی یا افرادی که یک قدم از دیگران به مسیر سعادت نزدیکترند دست سایرین را بگیرند و به مدد الهی خودشان و دوستان همراهشان را در صراط مستقیم نگه دارند.

همچنین ثبات قدم در مسیر صالحین، که همانا بمنزله ی تثبیت حضور افراد در این راه می باشد علاوه بر این، مستلزم مجاهدت و پایداری در راه حق است چرا که به تعبیر قرآن، پیروزی و ثبات قدم در این راه، همواره محصول تلاش انسان ها در مسیر یاری دین خداست. قرآن کریم می فرماید:

«یا ایها الذین امنو ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» (سوره محمد /7)
«ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را یاری دهید تا شما را یاری دهد و به شما ثبات قدم عنایت فرماید.»

بر این اساس، اگر مربی صالحین، به قصد یاری دین خدا، به این عرصه ورود پیدا کند قطعا حمایت خداوند رحمان را نیز در این راه، به خود جلب خواهد کرد و در جریان تثبیت، اثرگذار و موثر خواهد بود. البته در این خصوص حتما باید یادمان باشد که مراد از یاری خدا، در این آیه شریفه، در واقع همان «یاری دین خدا» و نیز «نصرت و یاری حجت خدا» در روی زمین می باشد و نکته جالب توجه در این باره آن است که جریان صالحین دقیقا همین خط را دنبال می کند، یعنی خط مقدس جریان یاری حجت خدا و زمینه سازی ظهور ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.

مرحله تثبیت، مرحله پایه ریزی دوره ی رشد

در هر صورت، از آنجا که در مرحله تثبیت، حتما لازم است از قبل پیش زمینه های ورود به مرحله رشد طی شود و چون بدون احساس اولیه نیاز به رشد در افراد، برنامه ریزی برای رشد بی فایده خواهد بود، با قدری مسامحه می توان از مرحله تثبیت به عنوان مرحله پایه ریزی دوره ی رشد نام برد.

وظیفه اصلی مربی صالحین در دوره تثبیت

بنابراین مربی در مرحله تثبیت، باید شناخت متربی را از دین بالا ببرد و نگرش توحیدی را در او پایه ریزی نماید. چنانکه تقویت ایمان مذهبی در مرحله تثبیت مثلا می تواند از طریق برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، سخنرانی، انتشار جزوات اعتقادی، نشریات فرهنگی علمی و نیز ارائه سیر مطالعاتی خاص به مخاطبان صورت پذیرد، بر این اساس یکی از وظایف اصلی مربی صالحین در دوره ی تثبیت، تبلیغ کلامی و غیر کلامی دین و مذهب و هدایت تفکرات و تاملات مذهبی اعضای حلقه ی تربیتی است.
مربی همچنین موظف است ارزش عمر و جوانی و ضرورت مغتنم شمردن فرصت ها را به مخاطبانش بازگو نماید و شاخصه های زندگی ارزشی و آرمان گرایانه، بر پایه قرآن و عترات را به جوانان و نوجوانان یادآور شود.

حال از آنجا که «شناخت» همواره ریشه باورمندی انسانها می باشد و تکاپو و حرکت و تلاش در صحنه مبارزه و جهاد، محصول همین باورها و گرایشات انسانی است، پس لازم به یادآوری است که بدون شناخت و آگاهی، حرکت و تکاپو هرگز صورت نخواهد پذیرفت و تغییر رفتار نهایی در افراد حاصل نمی شود. بنابراین چون آگاهی بخشی و بیدارسازی همواره یکی از راههای موثر افزایش شناخت در انسان هاست، پس مربی صالحین باید در مرحله تثبیت بیش از همه به برنامه ریزی دقیق برای افزایش آگاهی افراد و نیز احیاء و بیدارسازی آنان بپردازد و برای این کار راهکارهای عملیاتی شدن این هدف مقدس را نیز از اهل فن و علمای علم تربیت فرا بگیرد.

به دیگر سخن آنکه جهت اهمیت موضوع، مربی صالحین در مرحله تثبیت، حتما باید پاسخ به این سه سئوال مهم و اساسی را بلد باشد:

اول آنکه چطور می توان شناخت افراد را از دین و حقیقت زندگی انسانی بالا برد؟

دوم آنکه راهکارهای اساسی برای آگاهی بخشی و بصیرت دهی به جوانان و نوجوانان کدامند؟

و سوم آنکه برای بیداری نسل جوان و نوجوان و پیوند زدن آنان به انگیزه های انقلابی و پرشور چه کار باید کرد؟

10 روش ارتقاء سطح شناخت و آگاهی متربیان صالحین

بر این اساس و به دلیل آنکه دعو اصلی این سایت، ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرایی به مجریان صالحین در مساجد و پایگاههاست، در این مجال و در ادامه بحث به بیان ده روش ارتقاء سطح شناخت و آگاهی متربیان در مرحله تثبیت می پردازیم:

1- برنامه ریزی برای برقراری ارتباط جوانان و نوجوانان با مبلغان و مروجان دینی مثل امام جماعت مسجد، با هدف معرفی دین بعنوان آیین زندگی به افراد

2- معرفی ویژگی های اخلاقی و سلوک انقلابی امام خمینی (ره) به منظور تاسی به سیره ی عملی ایشان در طول حیات

3- فراهم نمودن امکانات زیارت مشاهد مقدسه، اماکن متبرکه و مزار شهدای گمنام و از این قبیل، با هدف حفظ روحیه مذهبی و تعمیق باورهای دینی در اعضای حلقه های تربیتی

4- تشکیل گروههای تواشیح، سرود، حفظ و قرائت قرآن با هدف برقراری انس و الفت اعضاء با کلام الله مجید

5- برپایی مراسم ویژه اعیاد مذهبی و مناسبتهای انقلابی با هدف ترغیب مخاطبان به تعظیم شعائر دینی

6- بکارگیری اصول تربیتی، مهر و محبت، تحریص و تشویق، تساهل و تغافل و از این قبیل، به منظور رشد و تکریم شخصیت مخاطبان

7- تذکر و توصیه کلامی مربی به اعضا پیرامون رعایت تقوی در گفتار و کردار با هدف تزکیه و تطهیر نفس متربیان

8- ارائه سرگذشت و تجربیات دوران جوانی ابرار و نیکان و بزرگان تاریخ اسلام و انقلاب، با هدف ارائه سرمشق عملی به آنان

9- برگزاری مراسم پیمان دوستی و برادری با هدف تالیف قلوب اعضای حلقه تربیتی

10- ایجاد فرصت تامل و تفکر از طریق سئوال و همه پرسی در خصوص موضوعاتی مثل اسرار آفرینش و هدف خلقت انسان، با هدف پرورش فکری اعضاء حلقه ی تربیتی

هنر مربی شجره طیبه صالحین

البته، نکته قابل تامل دیگر در این زمینه آن است که مربی همواره باید توجه داشته باشد که چه بسا جوان و نوجوان در این میان، تنها نیازمند یک تلنگر کوچک باشد؛ تلنگری که از خواب غفلت بیدارش کند و به عرصه مبارزه با نفس و جهاد در راه خدا بکشاندش. در واقع جوان وقتی به حرکت بیافتد گوی سبقت را از سایرین می رباید و چه بسا مثل دوران دفاع مقدس یک شبه هفت شهر عشق را طی نماید.

بر این اساس، هنر مربی در این رابطه، وارد کردن همین تلنگر ابتدایی، بیدار کننده و احیاء بخش اولیه در فرصت مناسب و مقتضی است که برای این کار مثلا می تواند در بازگشت از مراسم یک شب خاطره دفاع مقدس، وداع با پیکر یک شهید و یا مراسم مذهبی خاصی مثل مراسم شب شام غریبان شهیدان کربلا و امثال آن، به شیوه ای هنرمندانه و با دقت و ظرافت، تلنگر لازم را به روح و روان جوان وارد نماید. در هر صورت، در این رابطه باید دانست که یکی از راه های بیدارسازی جوانان و نوجوانان، بیان سرگذشت ایثارگران، مجاهدان و مبارزان تاریخ است که می تواند از طریق نمایش فیلم، معرفی کتاب، سخنرانی و ارائه جزوه و امثال آن، صورت پذیرد.

چنانچه در این باره یکی از تشکل های فرهنگی موفق استان، همه ساله اقدام به برگزاری همایش «میم مثل چمران» می کند که به باور اکثر صاحب نظران، تاثیرات شگرف و مثبتی در زمینه ارتقای روحیه جهادی در مخاطبان داشته و به بیداری نسل جوان و نوجوان در گستره ی انتشار و نفوذ خود منجر شده است.

در هر حال، این قبیل اقدامات و برنامه ها همواره می تواند الگوی مناسبی برای مربیان صالحین، با هدف بیدارسازی و احیاء اعضای حلقه تربیتی در مرحله ی تثبیت قرار گیرد.

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ بنده صالح ] [ ]
مولفه های اساسی در جریان تثبیت شجره طیبه صالحین (2)، هویت بخشی

دومین مولفه اثرگذاز در دوره تثبیت در فرایند شجره طیبه صالحین؛ آشنا ساختن جوان و نوجوان با هویت انسانی خویش است. از آنجا که جوان ، همواره در زندگی به دنبال یافتن بهترین پاسخ ها به دو سوال مهم و اساسی کیستی و چیستی خود می باشد؛ اگر در دوره تثبیت سعی شود که اعضای حلقه با هویت انسانی, اجتماعی و مذهبی خود آشنا شوند بطور مسلم کمک شایانی به تثبیت حضور آنان در حلقه صالحین نموده ایم.

اهمیت این موضوع بقدری است که در برخی روایات دینی از آن بعنوان دروازه ورود به گستره شناخت خدا یاد می شود , آنجا که می فرماید:

«من عرف نفسه فقد عرف ربه»
« هر کسی خود را شناخت خدا را خواهد شناخت.»

بر این اساس ، بازیابی هویت افراد در حلقه های تربیتی صالحین ، از طریق بیان آموزه های دینی و با طرح موضوعاتی همچون : فلسفه خلقت انسان و آفرینش هستی و امثال آن؛ بخوبی می تواند صورت پذیرد.

در این خصوص ، مربی باید ابتدا اعضای حلقه را نسبت به بازیابی هویت گمشده خویش حساس کند و سپس ابعاد گوناگون هویت انسانی افراد را به آنان یادآور شده و در مرحله پایانی برای رسیدن به سایر ابعاد هویتی مفقود، گمشده و ناپیدای آنان ، ایشان رایاری نماید.

تلاش برای پاسخ به این قبیل سولات که انسان کیست ؟ برای چه به دنیا آمده است ؟ اسلام از او چه می خواهد و مدل زندگی یک مسلمان مکتبی و شیعه واقعی چگونه است ؟ در واقع تلاش برای هویت بخشی زندگی جوان و نوجوان و به تبع آن ؛ تثبیت حضور وی در حلقه های تربیتی صالحین است.

هویت بخشی به جوان و نوجوان ، در خلال اجرای فرایند صالحین و در دوره تثبیت ؛ در واقع هم وسیله رسیدن به هدف به شمار می آید و هم به نوعی هدف غایی و نهایی تربیت و اصلاح می باشد.

راههای رسیدن به هویت دینی در حلقه تربیتی شجره طیبه صالحین

البته در این خصوص، یکی از راههای رسیدن به هویت دینی در حلقه تربیتی صالحین، ترسیم و تدوین نظام ارزشی مشخص و مدونی است که در چارچوب پایبندی به آن، همواره پاسخ مناسبی به سوال من کیستم ؟ برای جوان و نوجوان ارائه شود . البته برای این کار ، معرفی الگوهای مناسب، همچون سرداران شهید دوره دفاع مقدس و نیز مبارزان و مجاهدان انقلاب اسلامی؛ بمنزله انتخاب راه میانبر هویت بخشی انسانی ، دینی و ملی به جوانان و نوجوانان به شمار می آید.

جوان در واقع مجذوب بزرگمردی ها، آزادگی ها و ایثارهاست و دوست دارد که در زندگی بهترین و اثرگذارترین نقش را ایفا کند. بعنوان مثال ، وقتی به یک نوجوان و جوان گفته می شود: شهید محمد بروجردی ؛ معروف به «مسیح کردستان»، در عملیات مطلع الفجر، یازده شبانه روز پلک روی هم نگذاشت و حتی یک لحظه هم نخوابید دوست دارد بداند دلیل این همه ایثار چیست و چگونه می توان به انگیزه های معنوی این چنینی دست یافت؟

دومین راهکار عملیاتی و نسخه اجرایی هویت بخشی به اعضای گروه در جریان صالحین، چشاندن طعم شیرین برخی تجربه های عمیق دینی و حسهای معنوی به مخاطبان است. که برای این کار شرکت در مراسم معنوی دعای کمیل، زیارت عاشورا و یا حضور در راهپیمایی در روز قدس و نماز جمعه، نمونه هایی از تجربیات اثر گذار دینی و انقلابی است به طور ذاتی برای مخاطبان جوان و نوجوان جاذبه دارد.

بعنوان مثال ، اگر کسی در دوره تثبیت ، حتی یکبار لذت مناجات با خدا را تجربه کند؛ در عزاداری ها برای امام حسین علیه السلام گریه کند و یا یک صبح جمعه در دعای ندبه عاشقانه زمزمه کند :

«ای برده امان از دل عشاق کجایی»

چنین کسی محال است که لذت این تجربه عمیق معنوی را با هیچ لذت دیگری معامله کند و از مسجد جدا شده و فاصله بگیرد.

[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ بنده صالح ] [ ]
درباره وبلاگ

هدف شبکه شجره طیبه صالحین :
تعالي معنوي توام با رشد ايمان آگاهانه و بصيرت بسيجيان
شجره طیبه صالحین یک دانشگاه انسان سازی است
ابزار
تقویم
آمار
امکانات وب