شجره طیبه صالحین حوزه بعثت 254
ان الارض یرثهاعبادی الصالحون (انبیا 105)

نقطه اوج رسید به رشد اعتقادی انسان، از منظر اسلام، دستیابی به نگرش توحیدی و قرار گرفتن در مدار خدا محوری و معاد باوری است.
اعتقاد عملی به استراتژی توحیدی “انا لله و انا الیه الراجعون”، انسان را به مسیر سعادت و رشد هدایت می کند چرا که چنین انسانی به خوبی می داند عمل به هر دستور الهی در این مسیر، یعنی یک گام به نجات و رستگاری نزدیک تر شدن و در مقابل ترک هر گناه و نافرمانی و عصیان نیز یعنی یک قدم از مسیر ضلالت و گمراهی دور گردیدن.


مربی صالحین وقتی می تواند از تلاش اعضای حلقه ترتیبی در راستای رشد و تعالی اعتقادی، دینی و معرفتی آنان، رضایت خاطر داشته باشد که افراد بتوانند توحید را اثبات کنند، به شناخت لازم در رابطه با اصول اعتقادی اسلام همچون نبوت، معاد، عدل و امامت رسیده باشند، با صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند متعال تا حدودی آشنا شده و فلسفه توسل و توکل را در زندگی بدانند، کسانی که با فرهنگ انتظار و نیز وظایف منتظران امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبت آشنایی لازم را پیدا کرده اند.
همچنین، یکی دیگر از مهمترین مولفه های اصلی تشکیل دهنده رشد اعتقادی در انسان، تلاش برای باورمندی و التزام عملی افراد به تبعیت عملی از ولایت فقیه و آشنایی با این چایگاه خطیر است.
اعتقاد به ولایت فقیه، نقطه اوج باورمندی اعتقادی افراد به حاکمیت اسلام است چرا که اعتقاد به اسلام، بدون اعتقاد به ولایت فقیه، به منزله ی اعتقاد به شریعت آسمانی، منهای حق حاکمیت خداست.
حال از آنجا که همواره مسئله اعتقاد به ولایت فقیه، جزء اصلی ترین عوامل حفظ و تداوم انقلاب در بیش از سه دهه ی گذشته بوده است دشمنان این نظام مقدس نیز در طول این سال های متمادی، بیش از همه، این اصل اساسی و مهم را هدف قرار داده و تلاش می کنند با شبهه افکنی و القائات باطل و بی پایه و اساس پایه های اعتقاد به ولایت فقیه را در اذهان جوانان و نوجوانان متزلزل و ضعیف نمایند.
براین اساس، اکنون بیش از همیشه، رسالت دینی و انقلابی مربی صالحین ایجاب می کنند که مسئله ولایت فقیه را بصورت مستدل و علمی، برای اعضای گروه اثبات کنند و آن را حتماً با مسئله ولی فقیه و لزوم تبعیت از دستورات او آشنا سازد.
بعنوان مثال، مربی می تواند در وهله ی نخست، با هدف اثبات ولایت فقیه بصورت استدلالی و مفید، جلسه میز گردی با حضور صاحب نظران در مسجد تشکیل دهد و یا احادیث و روایات مرتبط با این مطلب را، موضوع پژوهش و تحقیق گروه قرار داده و از سخنرانان برجسته در این زمینه دعوت کند تا در محیط مسجد و پایگاه، مسئله ولایت فقیه را در بخوبی تبیین و تعریف نمایند.


پس از آن، وقتی اعضای حلقه تربیتی، به شناخت و معرفت لازم در این خصوص دست یافتند حال با هدف برقراری ارتباط عاطفی با ولی فقیه، مثلاً می توان مسابقات انشای با موضوع «چرا رهبرم را دوست دارم؟»، و یا مسابقات ارسال پیامک کوتاه، تدوین دلنوشته، نامه ای به رهبر و از این قبیل در این باره ترتیب داد.
علاوه بر این، مربی می تواند با تشکیل گروه های سرود، تواشیح، همخوانی و امثال آن و یا به شکل ارائه فرصت قرائت دکلمه با موضوع عشق به رهبری، در ابتدای جلسات حلقه های تربیتی به اعضای گروه، مبحث و ارادات درونی آنان را به امام و مقتدایشان بیشتر نماید.
کارمربی در تربیت سربازان ولایت و در جریان صالحین؛ در واقع بمثابه ی تکثیر و تربیت “هل وفیت” گویانی است درست مثل زید در جریان کربلا و درست مثل میثم تمار؛ بربلندای چوبه دار، که با جان نثاری و ایثار و با تمام وجود در این راه ثابت قدم ماندند و جان دادند.
در هر صورت و در پایان این فصل، به جهت اهمیت موضوع، این نکته را متذکر می شویم که در بعضی مساجد و پایگاه های موفق و پیشتاز صالحین امروزه، تبدیل شدن متربیان و اعضای گروه به مرحله مربی گری و سرگروهی و یا پذیرفتن مسئولیت انجام یک کار در پایگاه و مسجد و نیز انس و الفت گرفتن فرد با فرهنگ و ارزش های بسیج و بسیجی و پیدا کردن روحیه جهادی و نیز رسالتمندتر شدن افراد نسبت به دفاع از انقلاب و آرمان های امام (ره) و شهیدان در واقع نقطه اوج دوره رشد اعضای حلقه تربیتی صالحین در آن مسجد و پایگاه به شمار می آید بگونه ای که اکنون نیز این نگرش ارزشمند و این دیدگاه ایده آل و مطلوب، هدف نهایی ما در توصیه به انجام فرآیند صالحین در سایر مساجد و پایگاه های کشور می باشد.


نبرد فرهنگی را با مقابله به مثل می شود پاسخ داد، کار فرهنگی و هجوم فرهنگی را با تفنگ نمی شود جواب داد، تفنگ او، قلم اوست. مثل جنگ نظامی چشم ها را باید باز کرد و صحنه را شناخت. اگر ندانید که دشمن دارد کار می کند، یا از آن می داند فرمان نبرید، از فرمانده فرهنگی دستور نگیرید، یا او از نیروی شما استفاده نکند و مانور و سازماندهی را درست انجام ندهد پشت سرش شکست است.
مقام معظم رهبری (حدیث ولایت/ ج4/ ص 166)

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 23:3 ] [ بنده صالح ] [ ]

به دلیل آنکه اکثر ملاک ها و معیارهای رشد افراد که تا اینجا بیان شد، قبلا نیز در مرحله تثبیت؛ توصیه و تاکید شده بود، یادآوری این نکته ضرورت دارد که در مرحله تثبیت، اعضای حلقه تربیتی، تنها با ملاک ها و معیارهای رشد، آشنایی اجمالی پیدا می کنند و زمینه سازی لازم برای انجام این دستورات در آنها صورت می پذیرد، اما در این مرحله، یعنی در مرحله رشد؛ آنها به انجام دستورات مربوط به رشد و شکوفایی در زندگی انسان در طول حیات، ترغیب و تشویق می شوند و با کمک مربی و سرگروه بتدریج راهکارهای رشد و تعالی و ارتقاء و کمال را در گروه تمرین می کنند.

بگونه ای که در دوره رشد، رفتار نیک در افراد، ابتدا بصورت عادت در می آید و سپس با تکرار و تمرین و با مرور زمان، به شکل ملکه رفتاری در ایشان در خواهد آمد.

به دیگر سخن آنکه، مرحله تثبیت، مرحله «اینگونه گشتن» بود، اما دوره رشد دوره «اینطور شدن» است و اصولا در مفهوم کلمه ی رشد به خودی خود ایصال به مطلوب و دستیابی به هدف نیز وجود دارد.

بعنوان مثال و در جریان صالحین، کسی که به مرتبه رشد اخلاقی رسیده باشد خودش می تواند پس از آن مربی یا سرگروه یک حلقه تربیتی جدید صالحین باشد و دیگران را در رسیدن به مسیر رشد و تعالی و سعادت و کمال یاری نماید.

درست به همین دلیل است که در رسیدن به مرحله رشد اخلاقی؛ حتما لازم است که مربی، خود بیش از همه متخلق به اخلاق اسلامی باشد و از همین روست که گفته می شود آموزش دین و اخلاق به دیگران، مربی می خواهد نه آموزگار، معلم و یا مدرس.

مربی همچنین در طرح ریزی رشد اخلاقی و کمال و تعالی اعضای حلقه های تربیتی صالحین، در واقع همکار خدا به شمار می آید، خداوند بلند مرتبه ای که همگی او را به عنوان «رب العالمین» می شناسند.

پس باید به اصول و قواعد این همکاری پایبند و آگاه باشد. همچنین در این خصوص، چنین به نظر می رسد که برای رسیدن به رشد مطلوب اخلاقی و تربیتی اعضای گروه، ابتدا لازم است مربی و سرگروه هدف مشخصی را برای خود مشخص نماید و بر اساس آن گام بر دارد. حال به جهت آنکه در حلقه های تربیتی صالحین قرار است روش های تربیتی مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) جاری گردد و در این راه افراد مومن مجاهد و مسلمان مسجدی تربیت شود پس بنابراین می توان اهم اهداف رشد اخلاقی انسان را در این مرحله، بر اساس آموزه های دینی و اسلامی، به شرح ذیل بر شمرد.

برخی اهداف رشد اخلاقی در حلقه ی صالحین

1- خود شناسی با هدف خداشناسی و اصلاح نفس

2- رشد فضایل و مکارم اخلاقی، بر اساس ایمان به خدا و رعایت تقوای الهی

3- پرورش روحیه تعبد آگاهانه، مداومت بر ذکر خدا و تقید عملی به انجام احکام و دستورات دینی

4- ایجاد احساس کرامت اخلاقی و عزت نفس و نیز پرورش روحیه نظم و انضباط در افراد

5- رسیدن به مرحله تعادل در زندگی و هدفدار کردن متربی در طول دوران حیات

بعنوان مثال و به منظور آشنایی اعضای گروه با عظمت خالق هستی و پروردگار بی همتا، مربی می تواند متربیان را به جمع آوری آیات قرآن و روایات اسلامی با موضوع معرفی شگفتی های آفرینش و شناخت قدرت و عظمت خداوند متعال، ترغیب و تشویق نماید و یا در شرایط مناسب، با پخش فیلم هایی همچون مستند اسرار و شگفتی های آفرینش و از این قبیل، ذهن افراد را با این مسئله مهم و حیاتی درگیر نماید.

علاوه بر این، برای تشویق اعضای حلقه تربیتی به انجام احکام و دستورات شرعی و سایر فرایض دینی، مربی می تواند در مراسمی همچون مراسم جشن تکلیف و امثال آن، افراد را با کتب و منابع فقهی، رساله عملیه مراجع و نیز نحوه استفاده از آن آشنا نماید.

چندی پیش در بازدید و سرکشی از حلقه های صالحین یکی از شهرستان های استان، مسئولان صالحین گزارش دادند که در یکی از مساجد موفق شهر؛ مربیان دلسوز و آگاه، با هدف رشد اخلاقی و تعالی و کمال متربیان، اقدام به تشکیل «کارنامه اخلاقی» برای تک تک اعضای گروه کرده اند، به این شکل که در پایان هر فصل، خبر تجدید شدن افراد را در بعضی از صفات نیک و پسندیده، بصورت محرمانه به آنها متذکر می شوند و وقتی کسی را در آستانه مردودی می بینند، درست مثل طبیبی دلسوز و آموزگاری مهربان، برایش نسخه معالجه درمانی خاص می پیچند، به معالجه و درمانش می پردازند، کلاس تقویتی برایش ترتیب می دهند و سعی می کنند که با تذکار و یادآوری و توصیه و ترغیب معنوی آنان را به حرکت واداشته و در مواقع لازم با تمام توان یاریشان نمایند که حتی الامکان واحدهای درسی این ترم کلاس اخلاق را، در آینده با موفقیت پشت سر بگذارند.

در خاتمه در این خصوص، یادآوری این مهم ضرورت دارد که تذکر اخلاقی و توصیه کلامی به جوانان و نوجوانان، اگر دلسوزانه و درست صورت پذیرد همواره بیشترین اثر تربیتی را در اصلاح اخلاقی متربیان دارد و این دیگر هنر مربی است که بتواند در صحبت های خصوصی و تذکرات فردی، مخاطب را نسبت به ضعف های اخلاقی اش آشنا نموده و برای رفع آن راهکاری عملی و قابل اجرا ارائه نماید.

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 23:3 ] [ بنده صالح ] [ ]

برخی صاحبنظران معتقدند که اطلاق کلمه انسان، به این موجود دو پا و مستوی القامه؛ در اصل به دلیل نیازمندی اولیه او، به انس و الفت با سایرین است زیرا کلمه انسان از ماده انس و الفت گرفته شده است.
مشهورترین نظریه اندیشمندان علوم اجتماعی در این خصوص آن است که انسان موجودی مدنی بالطبع است و به طور فطری و ذاتی خواهان حیات اجتماعی است. انسان در اجتماع زاده می شود، در اجتماع رشد می کند و به تعالی می رسد، در اجتماع ادامه حیات می دهد، باقی می ماند و سرانجام در اجتماع از دنیا رخت بر می بندد. انسان؛ در خلال زندگی اجتماعی توانمندی ها و استعدادهای ویژه خود را کشف می کند و به ظهور می رساند و اصولا بسیاری از توانایی های انسان در جمع هویدا می شود و قابلیت شکوفایی در انزوا را ندارد. استعداد و توانایی ای همچون رهبری و اداره گروه، مدیریت کارگروهی، تعاون و همیاری و سایر صفات و ویژگی های اجتماعی دیگر از این قبیل.

در مباحث گذشته، مربوط به رشد عاطفی گفتیم که رساندن متربی به تعادل عاطفی و احساسی، همواره از اصلی ترین اهداف سیر تربیتی صالحین در مرحله رشد است. در این بخش هم به دلیل اهمیت موضوع، این نکته را یادآور می شویم که رسیدن به مرحله تعالی انسانی در طول حیات همیشه نیازمند وجود عنصر تعادل و تعامل در کنار هم و به یک اندازه در زندگی تک تک افراد است و درست بر همین اساس است که گفته می شود:

«از تعامل با تعادل به تعالی می رسیم»

البته در این میان، پر واضح است که عنصر تعادل؛ مربوط به زندگی فردی افراد و رشد عاطفی آنهاست و عنصر تعامل نیز مربوط به زندگی اجتماعی ایشان و حضور آنان در جمع است.

بر این اساس، برای رساندن متربیان به بلوغ و رشد اجتماعی در سیر تربیتی صالحین، لازم است ابتدا، چهار اصل اساسی زندگی اجتماعی از منظر اسلام را در این مجال با یکدیگر مرور کنیم و پس از آن به بیان اهداف و راهکارهای اساسی رشد اجتماعی، مختص اعضای حلقه های تربیتی صالحین بپردازیم.

اصول زندگی اجتماعی در اسلام

اصول زندگی اجتماعی در اسلام

1- احترام به انسان ها بر اساس فضایل اخلاقی و تقوای الهی

قرآن کریم، ملاک برتری انسان ها را تقوی و آراستگی به فضایل اخلاقی دانسته و می فرماید:

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا اکرمکم عندالله اتقیکم»
«ای مردم ما همه شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را بصورت اقوام و قبایل در آوردیم تا یکدیگر را بشناسید. براستی که گرامی ترین افراد نزد خدا با تقواترین افراد است و خدا دانا و آگاه می باشد.»

بر این اساس، فرد در جریان صالحین حتما باید به مرحله ای از رشد اجتماعی برسد که هرگز ملاک برتری افراد را در گروه، موقعیت اجتماعی، وضع طبقاتی، نژاد، ملیت، جنس، مقام و ثروت آنان ندانسته و توجهش را تنها به انسانیت و تقوی و رعایت اصول اخلاقی و ایمانی معطوف بدارد.

2-رعایت عدالت در مناسبات اجتماعی

قرآن کریم در این زمینه می فرماید:

«یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین لله شهدا بینکم بالقسط و لا یجرمنکم شنئان قوم علی ان لا تعدلوا، اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقوالله ان الله خبیر بما تعملون»
«ای کسانیکه ایمان آورده اید در راه خدا پایدار باشید و گواه عدالت باشید. نباید دشمنی با گروهی شما را از عدالت باز بدارد، عدل را رعایت کنید زیرا عدالت بر تقوا نزدیکتر است، در برابر خدا تقوا را مراعات کنید زیرا خداوند از آنچه شما انجام می دهید آگاه است.»

در این آیه شریفه، دو ملاک مهم و اساسی برای رسیدن به رشد اجتماعی یادآور شده است:

اول آنکه رعایت عدالت به تقوا نزدیکتر است

و دوم آنکه نباید دشمنی با گروهی شما را از عدالت باز دارد

3-مسئول بودن در قبال مشکلات مسلمین

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند:

«من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»
«کسی که روزش را آغاز کند و در حل مشکلات مسلمانان اقدام ننماید مسلمان نیست.»

4-اصل تعاون و همکاری و اصل مشاوره در حل و فصل امور

قرآن کریم در این زمینه می فرماید:

«تعاونوا علی البر و التقوی»
«در امر نیک و تقوی با یکدیگر همکاری نمایید.»

چنانچه در آیات مربوط به مشورت می خوانیم:

«و شاورهم فی الامر»
«در امور با مردم مشورت کن»

و نیز آمده است:

«و امرهم شوری بینهم»
«حل و فصل امور از طریق شورای میان آنها صورت می پذیرد.»

اکنون و با استناد به چهار اصل اساسی زندگی اجتماعی در اسلام، به دلیل ضرورت تحقق رشد اعضای گروه در زمینه های اجتماعی، به بیان پنج هدف عمده رشد اجتماعی اعضای حلقه های تربیتی صالحین می پردازیم:

هدف اول: پرورش روحیه دفاع از قسط و عدالت در جامعه و پاسداری از ارزش ها و آرمان ها

هداف دوم: پرورش روحیه التزام عملی به قانون و رعایت حقوق دیگران

هدف سوم: پرورش روحیه ی مسئولیت پذیری، اهتمام به امور اجتماعی و مشارکت در فعالیت های دینی و اجتماعی

هدف چهارم: تقویت روحیه گذشت، فداکاری و ایثار در روابط جمعی و مقدم شمردن مصالح جمعی در جامعه بر منافع فردی

هدف پنجم: ایجاد روحیه محبت و دوستی و کمک به حق طلبان، عدالت خواهان، مظلومان و مستضعفان عالم و نیز انزجار و نفرت از مستکبران و ستمکاران و استثمار گران عالم مطابق با ارزش های اسلامی

برخی راهکارهای رشد

برای ترغیب اعضای حلقه های تربیتی صالحین به تعاون و همکاری و دگریاری انسانها، می توان هر از گاهی مشارکت آنان را در امور خیریه و عام المنفعه شهر و دیارشان فراهم آورد و ایشان را بعنوان مثال در گروه های «تعاون و همیاری»، و یا «یاری رسانی به نیازمندان» و نیز «کمک به آسیب دیدگان» و «جشن نیکوکاری» و امثال آن، سازماندهی کرده و در مواقع لازم و ضروری بصورت نمادین، در برنامه های مرتبط با این موضوع شرکت داد.

علاوه بر این مربی صالحین می تواند به منظور ارتقاء سطح تعالیم مثبت افراد با گروه و نیز توانمندسازی آنان در انجام فعالیت های جمعی، اجرای برخی برنامه های مذهبی و انقلابی اثرگذار همچون اعیاد و وفیات، راه پیمایی روز قدس، مراسم بزرگداشت رحلت امام راحل (ره) و از این قبیل را، به اعضای حلقه های تربیتی صالحین بسپارد.

البته برای افزایش روحیه مشارکت جمعی و انجام کار گروهی می توان اجرای برنامه هایی از قبیل؛ اردوهای تفریحی فرهنگی، برگزاری مسابقات ورزشی، جُنگ شادی، نماز جماعت، دعا و اجرای سایر برنامه هایی از این دست را به اعضای حلقه های تربیتی صالحین و شرکت کنندگان در اردو محول کرد.

چنانچه در این باره، یکی از مربیان حلقه های تربیتی صالحین می گفت: با اعضای گروه قرار گذاشته است که همه آنها پنج شنبه آخر هر ماه را روزه بگیرند و هزینه ناهار و تغذیه طول روزشان را به مستمندان کمک کنند.

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:59 ] [ بنده صالح ] [ ]

جوانی و نوجوانی سن افزایش شدت هیجانات در افراد است و عواطف انسانی در این سن، اگر کنترل و هدایت نشود، گاه در دام جهت گیری های تند و افراطی گرفتار می آیند و گاه نیز بی اثر و خنثی به خاموشی می گرایند.
جوانان و نوجوانان، نیازمند برنامه ریزی دقیق برای رشد عاطفی هستند، رشدی که به آنان تعادل روحی و روانی ببخشد، خواهش ها و نیازهای متضادشان را برآورده سازد و احساسات پاکشان را به سمت و سوی مناسبی هدایت کند. جوانی، سن دلبستگی ها، سن افراط و تفریط ها و سن نواسانات شدید عاطفی از سکون و خمودی و سردی، تا طغیان و دگرگونی و انقلاب و انفجار است.

در جوانی، عواطف و احساسات نیز همگی جوان و پویا و در کارند، پس بنابراین حتما لازم است که در جریان صالحین، همواره تلاش شود تا عواطف پر شور جوان و نوجوان؛ توسط مربی و سرگروه، با برنامه ریزی صحیح و مناسب کم کم به حد اعتدال برسد و بتوانیم در پایان این مرحله، عواطف شخصی و خصوصی جوان را از مرحله ی «پست شدن» و «ادنی ماندن» به مرتبه «عالی شدن» و «متعالی بودن» سوق دهیم و تلاش کنیم که مبادا لذت ها و سودهای کم قیمت زندگی جوان و نوجوان، خدای ناکرده متوقفش کند و راه تحول و تعالی را به رویش ببندد. جوان قدرت عمل دارد تا با عمل خویش برای خود صفت و خوی بسازد و بنیان اعتقادی و شخصیت فکری خود را پایه ریزی کند. پس حال از آنجا که دینداری و رشد عواطف انسانی در جوان و نوجوان، همیشه مرهون اصل «سعی و جهاد» است.

بر ای اساس، مربی صالحین باید برای رساندن اعضای گروه به رشد عاطفی مطلوب، همواره هدایت و رهبری جوانان و نوجوانان را در مسیر «سعی و جهاد» بر عهده بگیرد، جهادی که در راه مبارزه با «نفی ها و نقص ها» طرح ریزی و پایه ریزی شود و سعی ای که در راه «رشد و تحول و تعالی» انسان است.

جوانان بیشترین گروندگان به راه حق

بهر حال، یادمان باشد که در تاریخ ادیان آسمانی و انبیای الهی، همواره می شود که جوانان و نوجوانان، اولین و بیشترین گروندگان به راه حق و حقیقت بوده اند.

چنانچه در ایران اسلامی نیز جوانان مومن و انقلابی، که عواطف انسانی ارزشمند و والایی دارند در تمامی عرصه ها، گره گشای مشکلات بوده اند و مثل دوران دفاع مقدس که سراسر جبهه های حق علیه باطل، مملو از جوانان و نوجوانان پر شور و انقلابی بود، اکنون نیز در جبهه جهاد فرهنگی و مقابله با جنگ نرم دشمنان این مرز و بوم، اکثر مخاطبان حلقه های تربیتی و دلسوزان جریان صالحین در کشور جوانان و نوجوانان می باشند.

لزوم طراحی فرایند تربیتی خاص برای حلقه صالحین

در هر صورت، برای رساندن جوانان و نوجوانان به مرحله بلوغ عاطفی و رشد احساسی در حلقه های تربیتی صالحین، حتما لازم است که از همان ابتدا، بسته های تربیتی مشخصی تدوین گردد و مربی تلاش کند تا برای رساندن اعضای گروه به مرحله نهایی رشد عاطفی، فرایند تربیتی خاصی را طراحی، تدوین و دنبال نماید.

پرورش حس نوع دوستی در حلقه ی صالحین

به عنوان مثال، مربی می تواند برای پرورش حس نوع دوستی در اعضای گروه، موضوع بحث در یک جلسه حلقه تربیتی را این شعر سعدی قرار دهد که می گوید:

بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

سپس از متربیان بخواهد مظاهر نوع دوستی را در زندگی خود در چند پاراگراف نوشته و در جلسه بعد ارایه نمایند.

همچنین درآخرین مرحله اجرای این فرایند تربیتی می توان کمک های غیر نقدی اهالی محل به مستمندان را، توسط اعضای حلقه صالحین؛ در مناطق محروم شهر توزیع کرد و یا با اعضای گروه به بازدید و سرکشی از محل نگهداری کودکان بی سرپرست، ایتام و یا معلولان رفت.

دوستی می گفت: مربی یکی از مساجد موفق صالحین، با هدف رشد عاطفی اعضای گروه و ترغیب آنان به صلح و دوستی و برادری و اخوت، دست به ابتکار عملی جالبی زده بود که می تواند الگوی مناسبی برای دیگران نیز قرار گیرد و آن ابتکار جالب این است که سه نفر از اعضای حلقه صالحین، بصورت داوطلبانه و خود جوش، تیم «اصلاح ذات البین» پایگاه را تشکیل داده اند که کارشان تلاش برای رفع کدورت های احتمالی بین اعضا و آشتی دادن افرادی است که احیانا با یکدیگر قهر کرده اند. این افراد همچنین با فضاسازی تبلیغاتی، انتشار بروشور و جزوه و سایر نشریات آموزشی از این قبیل، تلاش می کنند که فضای اخوت و برادری و دوستی، همواره در گروه پایدار بماند. بعنوان مثال بر روی یک مقوای بزرگ؛ جملات ذیل را، به عنوان شعار هفته، می نویسند و در معرض دید اعضای حلقه قرار می دهند:

«انّما المومنون اخوه»
«همانا مومنان با یکدیگر برادرند.»

بقول شاعر:

متحد جان های شیران خداست
جان گرگان و سگان از هم جداست

بهر حال در خاتمه این بحث، علاوه بر این می توان از سایر مولفه های دیگر اثر گذار در زمینه رشد عاطفی، همچون تقویت روحیه فتوت و جوانمردی، زنده کردن حس حقیقت طلبی و حق جویی، ایثار و گذشت، ملاطفت و نرمی نیز برای رساندن اعضای حلقه های تربیتی صالحین به مرحله نهایی رشد عاطفی یاری گرفت.

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 22:57 ] [ بنده صالح ] [ ]
مولفه های اساسی در جریان تثبیت (4)، بستر سازی برای رشد

چهارمین مولفه اثرگذار در مرحله تثبیت در شجره طیبه صالحین؛ زمینه سازی و بسترسازی برای رشد اعضای حلقه های تربیتی صالحین است. در این مرحله، مربی باید فرد را با وظایف و تکالیف انسانی و دینی اش آشنا کند و او را در مسیر رشد و تعالی و تربیت و کمال قرار دهد. به کارگیری روش های تربیتی اسلامی و نیز شناساندن آموزه های عملی تربیت دینی به جوانان و نوجوانان در دوره ی تثبیت، در واقع عامل موثری در به حرکت درآوردن آنان، در مسیر خیر و سعادت و تعالی و کمال خواهد بود.

مربی باید به جوان بیاموزد که بدون داشتن طرح و برنامه مدون و دقیق، طی مدارج کمال و تعالی در زندگی ممکن نیست و همیشه کسانی در زندگی به رشد و تعالی رسیده اند که نظام مند و هدف دار زندگی کرده اند.

اصول اساسی تربیت در مرحله تثبیت در شجره طیبه صالحین

بدین منظور، آموزش اصول اساسی و مهم: 1- نظم در زندگی، 2- نیاز به مشورت و 3- تمرین و ممارست در انجام رفتار نیک، در واقع بمنزله ی اصول اساسی تربیت، در مرحله ی تثبیت، قبل از ورود به مرحله ی رشد به شمار می آیند.

زیرا اگر در مرحله تثبیت، در واقع فرد ضرورت نظم در زندگی، احساس نیاز به مشورت و همچنین طعم خوش عادت کردن به انجام رفتار نیک بر اثر تمرین و ممارست را فرا گرفت، پس از آن دیگر، بصورت خود انگیخته و خودجوش، به دنبال پیمودن راه رشد و تعالی خویش خواهد بود و بر این اساس حضورش در مسجد و پایگاه استمرار خواهد یافت.

در این باره علاوه بر این تلاش مربیان، برای حاکم کردن فضای تبلیغاتی معنوی در پایگاه و مسجد نیز یکی دیگر از راهکارهای اساسی بسترسازی و زمینه سازی رشد و تعالی افراد و به تبع آن، تثبیت حضور آنان در جمع اعضای حلقه تربیتی است، چنانکه اگر بر فضای حاکم در حلقه صالحین، فضایل اخلاقی؛ همچون: ادب، صفا و صمیمیت و مهربانی و دوستی غالب باشد، بطور قطع و یقین، ذائقه فطری مخاطبان با این جمع گره خورده و به ندرت اتفاق می افتد که متربی از چنین جمعی جدا شود، یا فاصله بگیرد.

اصل اول: نظم در زندگی

همچنین به منظور عادت دادن متربیان به برنامه ریزی، نظم در زندگی و داشتن هدف؛ حتما لازم است که مربی حلقه صالحین، در راستای عینیت بخشی به آموزه های تربیتی دینی در جلسات صالحین تلاش نماید. بعنوان مثال، توجه دقیق مربی به ساعت شروع و پایان جلسه، حضور بموقع و سر وقت او در جلسات و سایر اقداماتی از این دست، قطعا می تواند به عینیت بخشی آموزه نظم در زندگی متربیان کمک نماید.

اصل دوم : احیاء حس نیاز به مشورت

یکی دیگر از اصول لازم الاجرا در مرحله تثبیت که با هدف بسترسازی برای ورود به دوره رشد صورت می پذیرد، احیاء و زنده کردن حس نیاز به مشورت و نیز راهنمایی گرفتن از اهل فن، از سوی متربیان در طول زندگی است، چنانچه در باب اهمیت این موضوع، در روایات اسلامی می خوانیم که هر کس فرزانه ای ارشادگر در زندگی نداشته باشد هلاک خواهد شد.
بنابرین ، متربی در دوره تثبیت، باید حتی الامکان با اصول و فواید مشورت آشنا شود، بر سر دو راهی های تردید به افراد دارای صلاحیت مشورت دهی ارجاع داده شود و با هدایت مربی و سرگروه، در بعضی از تصمیم گیری های مهم زندگی به مشاوران امین و ناصح مراجعه نماید.

البته باید توجه داشت که همواره عینیت بخشی به این آموزه ی تربیتی مهم می تواند از طریق تنظیم وقت مشاوره و راهنمایی ویژه متربیان با مهره های کلیدی و اثر گذار مسجد و پایگاه صورت پذیرد و یا در جلسات حلقه تربیتی و نشست هایی از این قبیل؛ مربی یا سرگروه تجربیات عملی خود را که حاکی از نتایج مثبت مشاوره گرفتن در زندگی است برای اعضاء بازگو نماید.
همچنین مربی برای تکمیل این مقوله بسیار مهم و ضروری، می تواند توضیحاتی اجمالی پیرامون این بیت شعر در گروه ارائه کند که گفته می شود:

طی این مرحله بی همرهی خضر نکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی

اصل سوم: زمینه سازی ممارست و تمرین اعمال و رفتار نیک در حلقه صالحین

و بالاخره در پایان، سومین اصل مهمی که به منظور بسترسازی برای رشد متربیان در مرحله تثبیت، به مربیان و سرگروه های صالحین توصیه و پیشنهاد می شود، فراهم آوردن زمینه ممارست و تمرین اعمال و رفتار نیک در گروه و نیز عمل به تکلیف و دستورات دینی و الهی در طول زندگی است.

در این باره، در روایات اسلامی آمده است که در صدر اسلام، برخی اصحاب برای آنکه به کم حرفی عادت کنند و کمتر حرف بزنند در دهانشان سنگ ریزه می گذاشتند، و نیز نقل شده است در جبهه نیز گاهی برخی از نوجوانان و جوانان رزمنده دوره دفاع مقدس، بایکدیگر مسابقه انجام مستحبات و ترک مکروهات می گذاشتند تا این رفتار بر اثر تمرین و ممارست ملکه رفتاری آنها شود و به آن عادت کنند.

به عقیده کارشناسان علوم تربیتی، ممارست بر کار نیک و تمرین انجام اعمال خوب، به مرور زمان تبدیل به عادت حسنه و ملکه ی رفتاری خیر در افراد خواهد شد. پس بر این اساس و بعنوان مثال، مربی صالحین می تواند در مرحله تثبیت، برای اعضای حلقه تربیتی خود، جدولی مثل جدول «مشارطه، مراقبه و محاسبه» طراحی کند و آنان را به محاسبه نفس و رصد انجام خوبی ها و ترک بدی ها در طول ایام حیات عادت دهد.

که در این خصوص مربی، همچنین می تواند در کنار پیاده سازی روش انجام تمرینی و ممارستی کار نیک که بیشتر به سعی و تلاش متربی بر می گشت خودش هم با بکارگیری روش تربیتی تکرار و تلقین، به ملکه شدن صفات پسندیده در مخاطبان کمک کند، زیرا که به عقیده ی دانشمندان علوم تربیتی تکرار محرک، همیشه موجب جلب توجه بیشتر در فرد خواهد شد و تلقین و تبلیغ همیشه حساسیت مخاطب را، نسبت به موضوع تربیتی مد نظر افزایش خواهد داد.

موفقیت در دوره رشد منوط به بسترسازی در دوره تثبیت

در هر صورت، در پایان این بخش و قبل از ورود تفضیلی به دوره رشد؛ در این مجال، ذکر این نکته ضروری است که یادمان باشد موفقیت مربی در مرحله رشد هرگز بدون زمینه سازی و بسترسازی در مرحله تثبیت ممکن نخواهد شد همانگونه که نمی توان بدون گذراندن پیش نیازهای یک درس، واحدهای درسی ترم بالاتر از آن را پاس کرد.

بر این اساس، آشنایی اجمالی با سه اصل: 1- نظم، 2- مشورت و 3- ممارست در انجام کارهای نیک؛ که در مرحله تثبیت، بدان اشاره شد در واقع به منزله طی کردن پیش نیازهای برداشتن دروس مربوط به دوره رشد در خلال سال اول حضور متربی در مسجد خواهد بود. البته در این خصوص، شایان ذکر است که این برداشت بر اساس دیدگاه کسانی است که زمان تثبیت قطعی و مطمئن را یک سال می دانند و فرصت کافی پیاده سازی این مراحل را دارند زیرا انجام این فرایند برای افرادی که دوره تثبیت را کوتاه و مقطعی می دانند و تکمیل آن را در بازه های زمانی یک تا سه ماهه شدنی می پندارند به این شکل که گفته شد ممکن نیست.

علاوه بر آنکه، از دیگر آسیب های اعتقاد به تثبیت مقطعی و حصول اطمینان خاطر از تداوم حضور فرد در گروه، تنها پس از طی دوره های زمانی یک تا سه ماهه آن است که چنین حلقه تربیتی ای، بطور قطع و یقین تا پایان سال دچار ریزش های احتمالی فصلی خواهد شد و بتدریج کسانی که مثلا با هدف شرکت در اردوی پایان دوره ی تابستانی و امثال آن، مدتی بطور منظم در برنامه ها شرکت کرده اند احتمال دارد که با آغاز سال تحصیلی و شروع فصل مدارس، از مسجد فاصله بگیرند. این در حالیست که اگر کسی در طول یک سال متمادی و در تمام فصول چهارگانه آن، مقید به حضور در نمازهای جماعت و سایر مناسبت های مذهبی در مسجد شد قطعا چنین فردی به آسانی از گروه جدا نخواهد شد.

[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ بنده صالح ] [ ]
مولفه های اساسی در جریان تثبیت (3)، شناخت، آگاهی و بیداری

یکی از آرمانهای بی بدیل نظام مقدس اسلامی پس از پیروزی انقلاب، تربیت نسلی انقلابی، مومن و معتقد به مبانی دینی است. نسلی که با فضایل اخلاقی آشناست، دل به مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام سپرده است، در راه حق کوشاست و تلاش می کند حیاتش را بر مبنای نگرش توحیدی پایه ریزی نماید. تربیت این نسل، در واقع یکی از اهداف اساسی انقلاب ماست، انقلابی که از همان ابتدا انقلاب فرهنگی، ایدئولوژی و تربیتی بوده است. حال از آنجا که تدوین هدف و ترسیم چشم انداز انقلاب به خودی خود نمی تواند اصلاح گر امور بوده و ما را به نقطه مطلوب برساند؛ پس لازم است همواره راهکارهای رسیدن به هدف را نیز از قبل در قالبی مدون و مکتوب، دقیقا ترسیم و تبیین نمود.

شجره طیبه صالحین، راهکاری تجربه شده

به زعم نویسنده، شجره طیبه صالحین، راهکاری است تجربه شده، اثبات شده و مستدل، که در چهارمین انقلاب شکوهمند اسلامی، به عنوان یک نسخه حیاتبخش و ضروری به فعالان فرهنگی کشور و دلسوزان نظام در هر جا حضور دارند، توصیه و پیشنهاد می شود.

البته، هر چند هنوز زمان زیادی از تبدیل شدن جریان صالحین به یک جریان فرهنگی فراگیر در کشور نگذشته است و رشد و شکوفایی این نهال مقدس در آینده نیز نیازمند مجاهدت و ایثار انسانهای معتقد، ثابت قدم و ایثارگر است؛ اما به هر حال در همین مدت کوتاه از عمر شجره طیبه صالحین، قواعد کلی حاکم بر سیر تربیتی آن تا حدودی مدون گردیده و تا کنون ده ها هزار نفر مربی دلسوز و انقلابی با این سیر تربیتی جدید آشنا شده اند که این تلاش ارزشمند و مقدس قابل تقدیر و ستودنی است، هر چند نیازمند استمرار و تداوم و بقاء در آینده می باشد.

به هر حال در این خصوص، همانگونه که قبل از این نیز گفته شد، مرحله تثبیت در واقع دومین مرحله از مراحل سه گانه پیاده سازی فرایند تربیتی صالحین در مساجد می باشد که موفقیت در آن و تلاش برای پایداری در راه خدا، در واقع بمنزله ی یک توفیق ارزشمند الهی است که نصیب هر کس نخواهد شد، از این روست که خالق آسمانها و زمین و پروردگار بی همتا در قرآن کریم به ما می آموزد که برای پیمودن این مسیر یعنی تثبیت، همواره ثبات قدم و پایداری را از درگاه ایزد منان مسالت نماییم، آنجا که می فرماید:

«ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین»

مرحله تثبیت، یعنی ماندن در صراط مستقیم

بر این اساس، مربی صالحین، در مرحله تثبیت، تنها نقش واسطه کوچکی را ایفا می کند که جز با استعانت از حق تعالی با تمام تلاشی که صورت می دهد باز هم طرفی نخواهد بست، زیرا که اصولا جریان صالحین به این معناست که فردی یا افرادی که یک قدم از دیگران به مسیر سعادت نزدیکترند دست سایرین را بگیرند و به مدد الهی خودشان و دوستان همراهشان را در صراط مستقیم نگه دارند.

همچنین ثبات قدم در مسیر صالحین، که همانا بمنزله ی تثبیت حضور افراد در این راه می باشد علاوه بر این، مستلزم مجاهدت و پایداری در راه حق است چرا که به تعبیر قرآن، پیروزی و ثبات قدم در این راه، همواره محصول تلاش انسان ها در مسیر یاری دین خداست. قرآن کریم می فرماید:

«یا ایها الذین امنو ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» (سوره محمد /7)
«ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را یاری دهید تا شما را یاری دهد و به شما ثبات قدم عنایت فرماید.»

بر این اساس، اگر مربی صالحین، به قصد یاری دین خدا، به این عرصه ورود پیدا کند قطعا حمایت خداوند رحمان را نیز در این راه، به خود جلب خواهد کرد و در جریان تثبیت، اثرگذار و موثر خواهد بود. البته در این خصوص حتما باید یادمان باشد که مراد از یاری خدا، در این آیه شریفه، در واقع همان «یاری دین خدا» و نیز «نصرت و یاری حجت خدا» در روی زمین می باشد و نکته جالب توجه در این باره آن است که جریان صالحین دقیقا همین خط را دنبال می کند، یعنی خط مقدس جریان یاری حجت خدا و زمینه سازی ظهور ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.

مرحله تثبیت، مرحله پایه ریزی دوره ی رشد

در هر صورت، از آنجا که در مرحله تثبیت، حتما لازم است از قبل پیش زمینه های ورود به مرحله رشد طی شود و چون بدون احساس اولیه نیاز به رشد در افراد، برنامه ریزی برای رشد بی فایده خواهد بود، با قدری مسامحه می توان از مرحله تثبیت به عنوان مرحله پایه ریزی دوره ی رشد نام برد.

وظیفه اصلی مربی صالحین در دوره تثبیت

بنابراین مربی در مرحله تثبیت، باید شناخت متربی را از دین بالا ببرد و نگرش توحیدی را در او پایه ریزی نماید. چنانکه تقویت ایمان مذهبی در مرحله تثبیت مثلا می تواند از طریق برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، سخنرانی، انتشار جزوات اعتقادی، نشریات فرهنگی علمی و نیز ارائه سیر مطالعاتی خاص به مخاطبان صورت پذیرد، بر این اساس یکی از وظایف اصلی مربی صالحین در دوره ی تثبیت، تبلیغ کلامی و غیر کلامی دین و مذهب و هدایت تفکرات و تاملات مذهبی اعضای حلقه ی تربیتی است.
مربی همچنین موظف است ارزش عمر و جوانی و ضرورت مغتنم شمردن فرصت ها را به مخاطبانش بازگو نماید و شاخصه های زندگی ارزشی و آرمان گرایانه، بر پایه قرآن و عترات را به جوانان و نوجوانان یادآور شود.

حال از آنجا که «شناخت» همواره ریشه باورمندی انسانها می باشد و تکاپو و حرکت و تلاش در صحنه مبارزه و جهاد، محصول همین باورها و گرایشات انسانی است، پس لازم به یادآوری است که بدون شناخت و آگاهی، حرکت و تکاپو هرگز صورت نخواهد پذیرفت و تغییر رفتار نهایی در افراد حاصل نمی شود. بنابراین چون آگاهی بخشی و بیدارسازی همواره یکی از راههای موثر افزایش شناخت در انسان هاست، پس مربی صالحین باید در مرحله تثبیت بیش از همه به برنامه ریزی دقیق برای افزایش آگاهی افراد و نیز احیاء و بیدارسازی آنان بپردازد و برای این کار راهکارهای عملیاتی شدن این هدف مقدس را نیز از اهل فن و علمای علم تربیت فرا بگیرد.

به دیگر سخن آنکه جهت اهمیت موضوع، مربی صالحین در مرحله تثبیت، حتما باید پاسخ به این سه سئوال مهم و اساسی را بلد باشد:

اول آنکه چطور می توان شناخت افراد را از دین و حقیقت زندگی انسانی بالا برد؟

دوم آنکه راهکارهای اساسی برای آگاهی بخشی و بصیرت دهی به جوانان و نوجوانان کدامند؟

و سوم آنکه برای بیداری نسل جوان و نوجوان و پیوند زدن آنان به انگیزه های انقلابی و پرشور چه کار باید کرد؟

10 روش ارتقاء سطح شناخت و آگاهی متربیان صالحین

بر این اساس و به دلیل آنکه دعو اصلی این سایت، ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرایی به مجریان صالحین در مساجد و پایگاههاست، در این مجال و در ادامه بحث به بیان ده روش ارتقاء سطح شناخت و آگاهی متربیان در مرحله تثبیت می پردازیم:

1- برنامه ریزی برای برقراری ارتباط جوانان و نوجوانان با مبلغان و مروجان دینی مثل امام جماعت مسجد، با هدف معرفی دین بعنوان آیین زندگی به افراد

2- معرفی ویژگی های اخلاقی و سلوک انقلابی امام خمینی (ره) به منظور تاسی به سیره ی عملی ایشان در طول حیات

3- فراهم نمودن امکانات زیارت مشاهد مقدسه، اماکن متبرکه و مزار شهدای گمنام و از این قبیل، با هدف حفظ روحیه مذهبی و تعمیق باورهای دینی در اعضای حلقه های تربیتی

4- تشکیل گروههای تواشیح، سرود، حفظ و قرائت قرآن با هدف برقراری انس و الفت اعضاء با کلام الله مجید

5- برپایی مراسم ویژه اعیاد مذهبی و مناسبتهای انقلابی با هدف ترغیب مخاطبان به تعظیم شعائر دینی

6- بکارگیری اصول تربیتی، مهر و محبت، تحریص و تشویق، تساهل و تغافل و از این قبیل، به منظور رشد و تکریم شخصیت مخاطبان

7- تذکر و توصیه کلامی مربی به اعضا پیرامون رعایت تقوی در گفتار و کردار با هدف تزکیه و تطهیر نفس متربیان

8- ارائه سرگذشت و تجربیات دوران جوانی ابرار و نیکان و بزرگان تاریخ اسلام و انقلاب، با هدف ارائه سرمشق عملی به آنان

9- برگزاری مراسم پیمان دوستی و برادری با هدف تالیف قلوب اعضای حلقه تربیتی

10- ایجاد فرصت تامل و تفکر از طریق سئوال و همه پرسی در خصوص موضوعاتی مثل اسرار آفرینش و هدف خلقت انسان، با هدف پرورش فکری اعضاء حلقه ی تربیتی

هنر مربی شجره طیبه صالحین

البته، نکته قابل تامل دیگر در این زمینه آن است که مربی همواره باید توجه داشته باشد که چه بسا جوان و نوجوان در این میان، تنها نیازمند یک تلنگر کوچک باشد؛ تلنگری که از خواب غفلت بیدارش کند و به عرصه مبارزه با نفس و جهاد در راه خدا بکشاندش. در واقع جوان وقتی به حرکت بیافتد گوی سبقت را از سایرین می رباید و چه بسا مثل دوران دفاع مقدس یک شبه هفت شهر عشق را طی نماید.

بر این اساس، هنر مربی در این رابطه، وارد کردن همین تلنگر ابتدایی، بیدار کننده و احیاء بخش اولیه در فرصت مناسب و مقتضی است که برای این کار مثلا می تواند در بازگشت از مراسم یک شب خاطره دفاع مقدس، وداع با پیکر یک شهید و یا مراسم مذهبی خاصی مثل مراسم شب شام غریبان شهیدان کربلا و امثال آن، به شیوه ای هنرمندانه و با دقت و ظرافت، تلنگر لازم را به روح و روان جوان وارد نماید. در هر صورت، در این رابطه باید دانست که یکی از راه های بیدارسازی جوانان و نوجوانان، بیان سرگذشت ایثارگران، مجاهدان و مبارزان تاریخ است که می تواند از طریق نمایش فیلم، معرفی کتاب، سخنرانی و ارائه جزوه و امثال آن، صورت پذیرد.

چنانچه در این باره یکی از تشکل های فرهنگی موفق استان، همه ساله اقدام به برگزاری همایش «میم مثل چمران» می کند که به باور اکثر صاحب نظران، تاثیرات شگرف و مثبتی در زمینه ارتقای روحیه جهادی در مخاطبان داشته و به بیداری نسل جوان و نوجوان در گستره ی انتشار و نفوذ خود منجر شده است.

در هر حال، این قبیل اقدامات و برنامه ها همواره می تواند الگوی مناسبی برای مربیان صالحین، با هدف بیدارسازی و احیاء اعضای حلقه تربیتی در مرحله ی تثبیت قرار گیرد.

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ بنده صالح ] [ ]
مولفه های اساسی در جریان تثبیت شجره طیبه صالحین (2)، هویت بخشی

دومین مولفه اثرگذاز در دوره تثبیت در فرایند شجره طیبه صالحین؛ آشنا ساختن جوان و نوجوان با هویت انسانی خویش است. از آنجا که جوان ، همواره در زندگی به دنبال یافتن بهترین پاسخ ها به دو سوال مهم و اساسی کیستی و چیستی خود می باشد؛ اگر در دوره تثبیت سعی شود که اعضای حلقه با هویت انسانی, اجتماعی و مذهبی خود آشنا شوند بطور مسلم کمک شایانی به تثبیت حضور آنان در حلقه صالحین نموده ایم.

اهمیت این موضوع بقدری است که در برخی روایات دینی از آن بعنوان دروازه ورود به گستره شناخت خدا یاد می شود , آنجا که می فرماید:

«من عرف نفسه فقد عرف ربه»
« هر کسی خود را شناخت خدا را خواهد شناخت.»

بر این اساس ، بازیابی هویت افراد در حلقه های تربیتی صالحین ، از طریق بیان آموزه های دینی و با طرح موضوعاتی همچون : فلسفه خلقت انسان و آفرینش هستی و امثال آن؛ بخوبی می تواند صورت پذیرد.

در این خصوص ، مربی باید ابتدا اعضای حلقه را نسبت به بازیابی هویت گمشده خویش حساس کند و سپس ابعاد گوناگون هویت انسانی افراد را به آنان یادآور شده و در مرحله پایانی برای رسیدن به سایر ابعاد هویتی مفقود، گمشده و ناپیدای آنان ، ایشان رایاری نماید.

تلاش برای پاسخ به این قبیل سولات که انسان کیست ؟ برای چه به دنیا آمده است ؟ اسلام از او چه می خواهد و مدل زندگی یک مسلمان مکتبی و شیعه واقعی چگونه است ؟ در واقع تلاش برای هویت بخشی زندگی جوان و نوجوان و به تبع آن ؛ تثبیت حضور وی در حلقه های تربیتی صالحین است.

هویت بخشی به جوان و نوجوان ، در خلال اجرای فرایند صالحین و در دوره تثبیت ؛ در واقع هم وسیله رسیدن به هدف به شمار می آید و هم به نوعی هدف غایی و نهایی تربیت و اصلاح می باشد.

راههای رسیدن به هویت دینی در حلقه تربیتی شجره طیبه صالحین

البته در این خصوص، یکی از راههای رسیدن به هویت دینی در حلقه تربیتی صالحین، ترسیم و تدوین نظام ارزشی مشخص و مدونی است که در چارچوب پایبندی به آن، همواره پاسخ مناسبی به سوال من کیستم ؟ برای جوان و نوجوان ارائه شود . البته برای این کار ، معرفی الگوهای مناسب، همچون سرداران شهید دوره دفاع مقدس و نیز مبارزان و مجاهدان انقلاب اسلامی؛ بمنزله انتخاب راه میانبر هویت بخشی انسانی ، دینی و ملی به جوانان و نوجوانان به شمار می آید.

جوان در واقع مجذوب بزرگمردی ها، آزادگی ها و ایثارهاست و دوست دارد که در زندگی بهترین و اثرگذارترین نقش را ایفا کند. بعنوان مثال ، وقتی به یک نوجوان و جوان گفته می شود: شهید محمد بروجردی ؛ معروف به «مسیح کردستان»، در عملیات مطلع الفجر، یازده شبانه روز پلک روی هم نگذاشت و حتی یک لحظه هم نخوابید دوست دارد بداند دلیل این همه ایثار چیست و چگونه می توان به انگیزه های معنوی این چنینی دست یافت؟

دومین راهکار عملیاتی و نسخه اجرایی هویت بخشی به اعضای گروه در جریان صالحین، چشاندن طعم شیرین برخی تجربه های عمیق دینی و حسهای معنوی به مخاطبان است. که برای این کار شرکت در مراسم معنوی دعای کمیل، زیارت عاشورا و یا حضور در راهپیمایی در روز قدس و نماز جمعه، نمونه هایی از تجربیات اثر گذار دینی و انقلابی است به طور ذاتی برای مخاطبان جوان و نوجوان جاذبه دارد.

بعنوان مثال ، اگر کسی در دوره تثبیت ، حتی یکبار لذت مناجات با خدا را تجربه کند؛ در عزاداری ها برای امام حسین علیه السلام گریه کند و یا یک صبح جمعه در دعای ندبه عاشقانه زمزمه کند :

«ای برده امان از دل عشاق کجایی»

چنین کسی محال است که لذت این تجربه عمیق معنوی را با هیچ لذت دیگری معامله کند و از مسجد جدا شده و فاصله بگیرد.

[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ بنده صالح ] [ ]
مولفه های اساسی در جریان تثبیت (1)، تعمیق ارتباطات عاطفی

از آنجا که گروه گرایی همواره یکی از بارزترین شاخصه های دوره نوجوانی به شمار می آید، بنابراین در حلقه صالحین می توان تا حدودی، حس نیاز جوان و نوجوان را به عضویت در گروه تامین نموده و برآورده ساخت.
گروه های همسالان، در واقع یکی از مراجع پذیرش رفتار توسط جوانان و نوجوانان به شمار می آیند که گاه میزان اثر گذاری آنان، از تاثیر بسزای والدین، مدرسه و جامعه بیشتر می باشد.

به عبارت دیگر، چه بسا الگوهای رفتاری برگرفته از هنجارهای پذیرفته شده در گروه، در مقابل الگوهای رفتاری مقبول پدر و مادر و معلمان قرار بگیرند و یا مدل های رفتاری زندگی گذشته فرد را دستخوش تغییرات نمایند.

به هر حال همانگونه که می دانید در باور عامه مردم مشهور است که اثر پذیری از گروههای دوستی و همسالان در سنین جوانی و نوجوانی، چنان عمیق و ریشه دار است که به تعبیر شاعر می توان افراد را از روی شناسنامه رفتاری دوستانشان بشناسیم.

تو اول بگو با کیان دوستی
پس آنگه بگویم که تو کیستی

هویت، گمشده اصلی جوان و نوجوان امروز

عضویت در گروه، به منزله دستیابی به نوعی هویت اجتماعی خاص، برای جوان و نوجوان به شمار می آید، هویتی که گمشده اصلی او در این سنین حساس می باشد. با عضویت در گروه، یا همان حلقه صالحین، روحیه همکاری و مشارکت افراد افزایش می یابد، حس مسئولیت پذیری و انضباط اجتماعی آنها ارتقاء پیدا می کند، آستانه تحمل افراد در زمینه پذیرش انتقادهای سایر اعضا بالا می رود، الگوهای رفتاری غلط ایشان به تبعیت از هنجارهای گروه تصحیح می شود و فرد به سطحی از خلاقیت و نوآوری دست می یابد که قبل از آن، در انزوا و تنهایی قادر به تحصیل آن نبوده است.

در هر صورت، حال که تا حدودی با فواید عضویت در حلقه صالحین آشنا شدیم در این مجال به بیان وظایف مربی و سرگروه در دوره تثبیت می پردازیم.

مربی صالحین باید عضویت در گروه را آزادانه و به دور از هر گونه تحمیل و اجبار به افراد پیشنهاد نماید، به گونه ای که قدرت اختیار جوان و نوجوان در این انتخاب آسیب نبیند و در عین حال، نظام مندی روش کار گروهی صالحین، یعنی عضویت در حلقه های تربیتی نیز به عنوان قاعده ای لازم الاجرا و ضروری به افراد معرفی گردد.

بیان فواید عضویت در شجره طیبه صالحین

در این میان، بیان فواید و ثمرات عضویت در گروه، تلاش برای خاطره انگیز شدن حضور افراد در جلسات اولیه حلقه های صالحین و نیز تلاش برای رقم خوردن لحظاتی شیرین و به یاد ماندنی در هنگام حضور فرد در مسجد، از جمله عواملی است که می تواند به تثبیت حضور متربی در حلقه های صالحین کمک کند.

کشش مربی و کوشش متربی

در کنار این قبیل اقدامات همچنین فضاسازی تبلیغاتی در مکان برگزاری حلقه ها، انتخاب موضوعات جذاب و پر کشش به خصوص در جلسات اول و دوم، درست مبتنی بر نیاز و ظرفیت مخاطبان گروه و نیز زمینه سازی برای انجام بحث گروهی و دو طرفه با هدف درگیر کردن مخاطبان در بحث، همراه با توجه به تکریم شخصیت اعضای گروه و احترام به نظرات متقابل آنان توسط مربی، از اساسی ترین اصول نهادینه سازی جذب در دوره تثبیت است. پس بر این اساس همانگونه که پیشتر گفتیم تداوم استمرار عضو در گروه در دوره تثبیت، بیش از همه مستلزم وجود دو امر مهم، کشش مربی و کوشش متربی است.

کشش در واقع، همان جاذبه های عضویت و حضور در حلقه می باشد که بالا بردن آن نیازمند برنامه ریزی دقیق از سوی مربیان و سرگروههای صالحین است. مفید بودن مباحث، دقیق و علمی بودن موضوعات مطرح شده و در عین حال طرح گفتمان به شیوه ای جذاب و مخاطب پسند، اصلی ترین رمز موفقیت مربی و سرگروه در رونق بخشی به حلقه های تربیتی صالحین است.

طرح سئوال در جلسات صالحین

مربی اگر بتواند در ابتدای جلسه، تنها با طرح یک سئوال ابتدایی به رغبت انگیزی لازم در مخاطبان، متناسب با موضوع جلسه بپردازد و یا در خلال بحث با طرح پرسشهایی از قبیل اینکه « نظر شما در این باره چیست؟ »، « آیا با این فکر موافقید؟ » و سئوالات دیگری از این دست، مخاطب را درگیر بحث نماید تا حدودی توانسته است با این کار دلبستگی فرد را به عضویت در گروه افزایش دهد.

البته، در این خصوص حتما باید توجه داشت که در جلسات اولیه، اصرار به سخن گفتن و مشارکت در بحث برای افراد کم رو و خجالتی و یا کسانی که به هر دلیلی دوست ندارند صحبت کنند توصیه نمی شود، بلکه ترغیب این افراد به شرکت در مباحث، نیازمند برنامه ریزی دقیق و هوشمندانه مربی است که به مرور زمان صورت می پذیرد.

ایجاد فضایی صمیمی در حلقه صالحین

همچنین در این خصوص، ایجاد فضایی صمیمی، راحت و به دور از تکلف در حلقه های تربیتی نیز یکی دیگر از مهمترین عوامل رغبت افزایی در مخاطبان برای شرکت فعال در مباحث مطرح شده می باشد . علاوه بر آنکه جهت تشویق اعضا به شرکت در مباحث حلقه صالحین، می توان از طریق پیاده سازی مدل جدال احسن و در فضایی مانند مباحثات طلبگی، زمینه های بحث و گفتگوی دو طرفه را در گروه فراهم نمود.

به هر حال در کنار «کشش» که به برنامه ریزی دقیق توسط مربی و سرگروه در دوره تثبیت بر می گردد، مفهوم مهم دیگری به عنوان «کوشش» وجود دارد که به سعی و تلاش متربی، مبتنی بر تداوم عضویت وی در گروه مرتبط است.
کوشش متربی در پروسه تربیت، در واقع مترادف با اراده تغییر و اصلاح و نیز تلاش برای رشد و تعالی و کمال از سوی او به شمار می آید.

مربی باید به تدریج مخاطب را، تشنه حقیقت و کمال و رشد و تعالی و معنویت نماید چرا که بدون احساس نیاز از سوی مخاطب و کاوش گری و تقاضا و تشنگی و مطالبه در ایشان، هرگز نمی توان تغییرات رفتاری بنیادی و تحولات لازم اخلاقی را در آنان به انتظار نشست و امیدوار بود.

قرآن کریم، در این زمینه می فرماید:

«و ان لیس للانسان الا ما سعی»
«برای انسان چیزی نیست جز آنکه حاصل تلاش و کوشش اوست.»

بر این اساس و متناسب با آموزه های تربیتی دینی، در دوره تثبیت و در مرحله تعمیق ارتباط عاطفی عضو با گروه، ایجاد دو عنصر مهم و اساسی کشش و کوشش در متربی از ضروریات کار است که تحقق آن منوط به برنامه ریزی دقیق از سوی مربیان و سرگروه های صالحین می باشد.

بنابراین متولیان امور در یک تشکیلات منسجم فرهنگی، همواره باید توجه داشته باشند که ثبت نام دقیق اعضا در جلسات ابتدایی، همراه با دریافت شماره تماس و آدرس منزل تک تک آنها موجب خواهد شد که اعضای گروه از آن پس عضویت در حلقه صالحین را جدی تر بگیرند.

پیگیری دلیل عدم حضور اعضای در حلقه صالحین

همچنین در این خصوص، لازم است که در دوره تثبیت حتما مربی و سرگروه حلقه های تربیتی صالحین با پی گیری مداوم و مستمر حضور افراد در جلسات، شوق و اشتیاق وافر خود را نسبت به حضور آنان در جلسات گروه اعلام نماید و در فضایی صمیمی و دوستانه، علت غیبت اعضاء را جویا شود. در این باره یادمان باشد که نوجوان و جوان دوست دارد از میزان علاقه و اهمیت دیگران نسبت به خود آگاه شود و بداند اعضای گروه چقدر پی گیر آمدن او به مسجد هستند.

چنانچه در سیره عملی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، می خوانیم: ایشان حتی پی گیر افرادی که به ایشان آزار می رساندند نیز بوده اند به گونه ای که یکبار فردی که معمولا در بین راه، روی سر مبارک آن حضرت (صلی الله علیه و آله) خاکستر می ریخت، در مسیر راه ایشان نبود. حضرت سراغش را گرفتند و چون فهمیدند مریض است به عیادتش رفتند.

این در حالی است که متاسفانه گاهی برخی از فعالان فرهنگی مساجد به اینگونه مسایل مهم و اساسی کم توجه اند و از اعضا و مخاطبان گروه شماره تماس نمی گیرند. نامشان را در جایی ثبت نمی کنند و حتی اگر کسی چندین جلسه در حلقه های صالحین شرکت نکند از غیبتش هم خبردار نمی شوند.


[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ بنده صالح ] [ ]

دومین مرحله از مراحل سه گانه فرایند پیاده سازی صالحین در مسجد، مرحله تثبیت است.

مرحله تثبیت در طرح شجره طیبه صالحین

مراد از تثبیت در اجرای فرآیند شجره طیبه صالحین؛ ایجاد دلبستگی عضو به گروه، به گونه ای است که جدا شدن او از حلقه تربیتی به آسانی صورت نپذیرد.

 

بر این اساس، متربی پس از عبور از مرحله جذب که بیشتر بر اساس جذبه و کشش مربی یا سرگروه صورت پذیرفته بود و خود کمتر در آن نقش داشت، اکنون و در مرحله تثبیت سعی می کند به مقابله با تضادها برخیزد، از دو راهی تردید به سلامت عبور کند، عزمش را جزم نماید که با تلاش خود، شدن را تجربه کند و تصمیم می گیرد که خودش راه درست را دریابد و مسیرش را انتخاب کند. بنابراین، تثبیت در واقع یعنی دست یافتن به ثبات قدم در ادامه این مسیر طولانی.

تثبیت یعنی ثبات قدم

تثبیت؛ یعنی آنکه اطمینان حاصل شود که عضو حلقه تربیتی به عضویت در گروه تعلق خاطر پیدا کرده است و آمادگی حضور در برنامه های دوره رشد را دارد. تثبیت؛ یعنی ثبات قدم؛ استقامت و پابرجایی و ماندگاری در راه حق و حقیقت. البته در سیر مراحل صالحین، رسیدن به مرحله تثبیت، معمولا پس از گذر از دوره ریزش های احتمالی صورت می پذیرد. به دیگر سخن آنکه وقتی کم توان ها از راه ماندند، غیر مستعدها فاصله گرفتند، غرق شدگان در نیازهای کاذب رفتند و تشنگان هدایت باقی ماندند آنگاه می توان گفت که مرحله تثبیت سپری شده است.

مرحله جذب مهمترین مرحله در طرح صالحین نیست

متاسفانه، گاهی برخی به اشتباه گمان می کنند که با سپری شدن مرحله جذب، نود درصد کار صورت پذیرفته است در حالی که چنین به نظر می رسد در عرصه جهاد فرهنگی و برای تداوم حضور افراد در مسجد نیز می توان همان تعبیر معروف انقلابی شدن و انقلابی ماندن را به کار برد که گفته می شود «هرچند انقلابی شدن مهم است؛ اما انقلابی ماندن بسیار از آن مهمتر و سخت تر است». چنانچه در فرایند صالحین نیز مرحله جذب در واقع آغاز مرحله مسجدی شدن است؛ اما مرحله تثبیت بیشتر به منزله برنامه ریزی دقیق برای مسجدی ماندن اعضاست که ضرورت و اهمیت بیشتری دارد و کاری به مراتب دشوارتر از آن است. علاوه بر این در خصوص مدت زمان سپری شده دوره تثبیت هم چنین به نظر می رسد که حداقل زمان تثبیت در جریان صالحین یک سال متمادی است زیرا یک عضو حلقه تربیتی، اگر بعد از گذشت یک سال، یعنی با سپری شدن چهار فصل متفاوت آن؛ که در یک فصل فعالیت های درسی به اوج می رسد، در دیگری پیک اوقات فراغت اوست و در فصل سوم اکثر خانواده ها به مسافرت می روند، باز هم به حضور در حلقه و شرکت در برنامه های مسجد پایبند بماند و در جلسات صالحین حاضر شود. چنین فردی حداقل شرایط دوره تثبیت را کسب نموده و آماده ورود به دوره رشد است.

در هر صورت تثبیت؛ دوره مراقبت از بذری است که در مرحله جذب، توسط سرگروه یا مربی در ضمیر نوجوان و جوان کاشته شده است و اکنون منتظر است تا این دانه جوانه بزند، نهالی نورس شود و تا حدودی از ریشه دواندن آن در خاک اطمینان حاصل نماید، نهالی که پس از مرحله تثبیت؛ یعنی در مرحله رشد، می بایست تبدیل به درختی تنومند شود تا در فصل میوه چینی برای جبهه انقلاب به بار بنشیند و کام جامعه از ثمراتش شیرین شود.

اگر با قدری مسامحه، دوره جذب در فرایند صالحین را همسنگ دوره دعوت به اسلام بدانیم بر این اساس، دوره تثبیت؛ دوره اسلام آوردن و مسلمان شدن است و دوره رشد، دوره ایمان، یقین و شهود ولایت است که پس از مراحل جذب و تثبیت صورت می پذیرد.

از آنجا که امروزه، یکی از آفت های اساسی فعالیت های فرهنگی دینی، عدم ثبات نیرویی و به اصطلاح حضور «یک خط در میان» اعضا در برنامه هاست لذا برنامه ریزی برای رفع این آفت که همان برنامه ریزی برای سپری شدن دوره تثبیت به شمار می آید از ضروریات اجرا و پیاده سازی فرایند صالحین است.

[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 23:39 ] [ بنده صالح ] [ ]
نبایسته های جذب در طرح صالحین (4)، جذب با انگیزه های مادی

از آنجا که مسئولیت مربی صالحین، چیزی شبیه به مسئولیت مبلغان راه خداست و مربی در واقع تالی تلو انبیای الهی در دعوت انسانها به سوی خدا به شمار می آید، پس باید توجه داشت که یکی از نبایسته های اساسی جذب که از همان آغاز به شکل غیر مستقیم در مخاطبان اثر می گذارد، طلب دستمزد و اجرت و حقوق و مزایا، در قبال انجام رسالت مهم مربی گری تربیتی است.در تاریخ ادیان آسمانی و نیز آموزه های دینی به کرات دیده می شود که همواره شعار منادیان دعوت به حق و حقیقت این بوده است که ما از شما در قبال این دعوت اجر و مزد نمی خواهیم و پاداش این کار را تنها از خدا خواستاریم.

قرآن کریم در سوره شعرا، وقتی از دعوت انبیای الهی همچون نوح، موسی، صالح و لوط یاد می کند، چندین نوبت یادآور می شود که:

« و ما اسئلکم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العالمین »

« من از شما اجری برای رسالت نمی خواهم و پاداشی جز از خدای عالم نمی طلبم»

بر این اساس، مربی صالحین باید بداند که در فرآیند اجرای صالحین و فعال سازی مساجد شیعه در آخرالزمان، این همواره یک اصل تربیتی مسلم است که سعی و تلاشش در این راه فقط و فقط باید « لِوجه الله » صورت پذیرد و هدفش از تربیت فقط انجام فرمان الهی باشد. در این باره قرآن کریم می فرماید:

« قل کل یعمل علی شاکلته»
« تو به خلق بگو که هر کس برحسب ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد.»

که در این باره امام صادق علیه السلام، در تفسیر شاکله می فرمایند: « علی نیته »، یعنی : « بر اساس نیت اش باشد. »

پس حال که مربی صالحین در این راه می خواهد برای خدا، خلق خدا را به خدا برساند پس لازم است که به توصیه خداوند متعال نیز در این زمینه عمل نماید، آنجا که خطاب به پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله می فرماید:

« قل لا اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا »
« ای رسول ما، بگو من از شما مزد رسالت نمی خواهم. اجر من همین بس که هر که بخواهد راه خدای خویش پیش بگیرد.»

همچنین در این خصوص حتما باید توجه داشته باشیم که مزد خواستن و طلب اجرت کردن، به عقیده اکثر کارشناسان تربیت دینی و صاحبنظران امر تبلیغ، در واقع جزء عوامل بازدارنده ی اثر بخشی این کار می باشد که گاهی برخی آن را سد راه دعوت به دین نیز دانسته اند.

بنابراین سئوال اینجاست، چطور یک مربی و سرگروه صالحین که خودش جزء نمازگزاران مسجد می باشد و چون یک قدم به سعادت و کمال از دیگران نزدیکتر بوده است اکنون از او دعوت شده است تا راهنمایی و هدایت یک حلقه تربیتی صالحین را بر عهده بگیرد. از یک سو انتظار دارد برای این کار دستمزد و اجرت طلب کند و از دیگر سو نیز به اثر گذاری پیام خود در گروه امیدوار است.

به دیگر سخن آنکه چطور می توان از ابتدا با درخواست اجر و مزد و حق الزحمه و حق الجلسه و امثال آن، در واقع سد راه اثر بخشی دعوت به حق و حقیقت شد و در عین حال حصول نتیجه مطلوب را در فرایند حلقه داری تربیتی صالحین انتظار کشید و امیدوار بود.

حال ما اگر باور کنیم که انجام صالحین برای ما در واقع بمنزله انجام یک تکلیف الهی، یک مسئولیت دینی، یک رسالت آسمانی و یک وظیفه مقدس است دیگر برای انجام آن از کسی غیر از خدا طلب مزد نخواهیم کرد و مگر می شود کسی رسالتمند باشد و برای رسالتش از دیگران اجر و مزد طلب نماید.

متاسفانه اکنون و در این مدت کوتاه از عمر شریف شجره طیبه صالحین، برخی به اشتباه به ترویج این ایده پرداخته اند که چطور می شود از کسی انتظار داشت یکسال یا کمتر و بیشتر در حلقه های تربیتی تدریس کند و حق الزحمه ای نیز دریافت نکند؟!
این گروه معتقدند به تعبیر مثل معروفی که گفته می شود بالاخره اسب حضرت عباس علیه السلام هم باید جو می خورد که بتواند به میدان برود پس حتما و در ابتدای کار باید پول علوفه اسب حضرت را مشخص کرد تا معلوم شود با این پول می توان به میدان زد یا نه. در واقع این دسته از افراد با نادیده گرفتن انگیزه معنوی و بالای علمدار کربلا و فداکاری کم نظیری که در تاریخ بشریت نشان ندارد و با طرح یک حسابگری مادی دو دو تا چهار تایی می خواهند برای حضورشان در عرصه مبارزه و جهاد فرهنگی شرط تعیین کنند. برای حل این مناقشه ساده لازم است در اینجا، به ذکر چندین نکته مهم و اساسی مرتبط با موضوع بپردازیم:

1-اولین نکته این است که همانطور که پیشتر گفتیم مربی صالحین، در واقع یکی از نمازگزاران دلسوز و متعهد مسجد محل است که چون برای زمینه سازی ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خود را مکلف و مسئول می داند، پس تصمیم می گیرد که یک هسته مقاومت تشکیل بدهد و برای ارتقاء سطح آنان تلاش نماید. بر این اساس کسی که در همان محله اطراف مسجد سکونت دارد و سرگروه صالحین می شود که دیگر نیازمند تامین هزینه ایاب و ذهاب نیست بلکه چنین کسی تا کنون خود هر شب در واقع مقید به شرکت در نمازهای جماعت بوده، در جلسات دعا شرکت می کرده و در عین حال کسی تا امروز پول بنزین رفت و آمدش را نمی داده است.

2-دوم اینکه مربی و سرگروه قرار است مثل یک کاپیتان تیم فوتبال و با یک سرشاخه گروه دوستی با اعضای حلقه، ارتباط عاطفی برقرار کند و بعنوان مثال صبح جمعه با آنها به کوه برود، فوتبال بازی کند و امثال این قبیل کارها. پس چنین کسی، معلم و آموزگار و استاد مدعو به حلقه از خارج محله نیست؟!. همچنین در اثبات این ادعا، یادآوری این نکته ضرورت دارد که همانگونه که تا به حال، در طول سی سال گذشته دیده شده است، همیشه در مساجد جمعی جوان و نوجوان، با مرکزیت افرادی محوری گرد هم جمع شده و متشکل مانده اند. حال بر این اساس در جریان صالحین قرار است همین افراد محوری برای اداره گروه و مربی گری صالحین تربیت شده و توانمند شوند.

لذا شجره طیبه صالحین در این خصوص، در پی استخدام افرادی بعنوان مربی نیست، بلکه در پی ارتقای معنوی و بالا بردن انگیزه کسانی است که خودشان به تنهایی از عهده اداره ی زندگی شان بر می آیند، شغلی غیر از مربی گری دارند و در عین حال ساعاتی از عمرشان را وقف دعوت به الله می نمایند.

اصولا اگر صالحین، به اشتباه به همین چهارتا بچه حزب اللهی که با انگیزه معنوی در مساجد فعالیت می کنند پول بدهد و کار را از شکل خود جوش و معنوی خارج کند، با دست خودش تیشه به ریشه خودش زده است.

صالحین در حقیقت، یک رسالت، یک راه، یک مرام و یک اندیشه و ایده است، نه یک شغل و ماموریت سازمانی دستورالعملی و ابلاغی. البته این مطلب، منافاتی با حقوق بگیری افرادی ندارد که تنها ممر گذران معاششان کار فرهنگی است، مثل کسی که مدیر یک دارالقرآن است، مسئول رسیدگی به امور مساجد یک شهر است، پیگیری امور صالحین یک ناحیه را بر عهده دارد و در واقع به طور تمام وقت در ماموریت انجام کار فرهنگی است.

تازه این افراد هم باید دعوت به راه حق و حقیقت را تنها با انگیزه الهی انجام دهد و سائق های مادی در حاشیه، شور و حرارت و سوز هدایتش را کم نکند.

به دیگر سخن آنکه در این راه برای کسی که شغلش انجام این قبیل کارهاست هم عرصه امتحان به گونه ای دیگر فراهم می شود که آن نیز پرداخت یا عدم پرداخت مزایای جانبی است. مزایایی که با آن می توان تعهد معنوی افراد به کار را مورد سنجش قرار داد. مزایایی همچون اضافه کار و ترفیع و سایر مسایلی از این دست.

به دیگر سخن آنکه اکنون عرصه امتحان برای چنین فردی آن است که اگر نهاد و دستگاه فرهنگی خاصی زندگی او را در این راه متکفل شد و به او حقوق و مزایا داد در این شرائط آیا حاضر است خارج از ساعت اداری هم بدون حق ماموریت و اضافه کار، باز هم با انگیزه بالا و خودجوش رسالتش را انجام دهد و برای این کار شب و روز نشناسد و به جمعه و غیر جمعه توجه نکند؟!
همچنین، مسئله مهم دیگری که در این باره لازم به یادآوری است آن است که برخی می گویند: چون مربی و سرگروه مسجد، فعلا بیکار است پس بهتر است که برای اداره حلقه به او کمک ناچیزی شده و به او دستمزدی بپردازیم.

که در پاسخ به این مطلب نیز بیان دو نکته اساسی ضرورت دارد:

1-اول اینکه مربی که منادی دعوت به راه خداست، حتما خودش باید آدم موفقی باشد و کسی که خودش بیکار است و ممر درآمد خاصی ندارد اصولا نمی تواند مربی خوبی برای اداره حلقه باشد. مگر اینکه تصمیم مهمی برای آینده زندگی اش داشته باشد و یا در شرف پیدا کردن کار باشد.

2-دوم اینکه اعضای حلقه می توانند هر از چند گاهی به رسم ادب و احترام به مربی و در مناسبت های خاص ایام سال همچون روز معلم و امثال آن، هدایایی به مربی بدهند، اما این هدیه حقوق مستمر نیست که برای گذران زندگی فرد، بتوان روی آن حساب باز کرد و اصلا قرار نیست مربی و سرگروه فکر کند که اداره گروه برای او نوعی شغل به شمار می آید زیرا که این کار مانع موفقیت او در زندگی خواهد شد.

[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 23:13 ] [ بنده صالح ] [ ]
بایسته های جذب در طرح صالحین (4)، مربی باید «داعی الی الله» باشد

یکی از رموز موفقیت ائمه اطهار علیهم السلام و انبیاء الهی در جذب دلها به مکتب آسمانی اسلام، دعوت بسوی خداست. به دیگر سخن آنکه انبیاء الهی و امامان معصوم علیهم السلام در طول حیاتشان همواره «داعی الی الله» بوده اند و چون بازگشت بسوی خداست، بطور فطری در نهاد هر انسانی، دارای جذبه ی معنوی و درونی است، پس ایشان همواره دلهای زیادی را به خود مشغول می کرده اند.

جذب در طرح صالحین امری است درونی و معنوی

جذب در جریان صالحین، امری است درونی و معنوی که در قالب چارچوب های سازمانی و ساختارهای رسمی اداری نمی توان برای آن نظام نامه دستوری معین و قابل ارائه ای تدوین کرد، نظام نامه ای که مثلا با عمل به دستورالعمل های ابلاغی آن، در یک بازه زمانی مشخص، منتظر رونق حلقه های صالحین باشیم و احساس کنیم حال که به ابلاغیه ها عمل کرده ایم پس به زودی مساجد شهر و منطقه سکونتمان رونق می یابد.

رمز و رازهای جذب در طرح صالحین

فرایند جذب در جریان صالحین، رمز و رازهای بسیاری دارد و مربی صالحین وقتی می تواند در جذب افراد به مسیر صلاح و کمال، موفق باشد که روح حاکم بر فرایند جذب را با تمام وجود دریافته باشد.
بعنوان مثال، مربی باید بداند که فقط در حلقه تربیتی و در جمع مخاطبان گروه، مربی نیست، بلکه در تمام شئونات زندگی و در تمام لحظات عمر با حضور در مسجد و محله و شهر، نقش مربی تربیتی را ایفا می کند و بهتر بگویم: نه اینکه آن نقش را ایفا می کند، بلکه با رفتار و کردارش و با فعل و قولش، این نقش ارزشمند و خطیر را در معرض دید دیگران قرار می دهد.

مربی در واقع، مسلمانی است که مشی عملی اسلام، ملکه عمر و زندگی اش شده است. نه اینکه برای دعوت دیگران به اسلام، چیزی بگوید و یا کاری بکند زیرا که در این صورت، چنین فردی در خسران و زیان دیده ترین افراد در روز قیامت خواهد بود؟!.
به هر حال، اکنون که سخن از روح حاکم بر فرایند کلی جذب به میان آمد باز هم به بیان درسهایی از زندگی انبیاء الهی و ائمه عصمت علیهم السلام بعنوان پیشتازان دعوت به راه حق و حقیقت و الگوهای مربی گری بشریت می پردازیم:

یکی از رموز موفقیت ائمه اطهار علیهم السلام و انبیاء الهی در جذب دلها به مکتب آسمانی اسلام، دعوت بسوی خداست. به دیگر سخن آنکه انبیاء الهی و امامان معصوم علیهم السلام در طول حیاتشان همواره «داعی الی الله» بوده اند و چون بازگشت بسوی خداست، بطور فطری در نهاد هر انسانی، دارای جذبه ی معنوی و درونی است، پس ایشان همواره دلهای زیادی را به خود مشغول می کرده اند.

بعنوان مثال، درتاریخ انبیا الهی آمده است که پیامبران اولوالعزم، هر کدام به صفتی نام نهاده شده اند که آنان را مستقیما به «الله» وصل می کند، یکی کلیم الله است، دیگری خلیل الله و سومی روح الله.
بر این اساس، آیا تا به حال با خود اندیشیده اید چرا آدم ابوالبشر صفی الله است و پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله را همیشه با عنوان رسول الله صلی الله علیه و آله یاد می کنیم؟ آیا این اتصال به «الله» را نباید در واقع رمز موفقیت دعوت انبیاء الهی و امامان معصوم علیهم السلام داسنت. آیا این اتصال به «الله» در جریان دعوت به ادیان الهی و در ایصال به الله موثر نبوده است و آیا در واقع امامان معصوم علیهم السلام که ایشان را «حجت الله» می خوانیم و حسین علیه السلام، اسطوره قیام و جهاد و شهادت را که «ثارالله» می دانیم، رمز اثر گذاری شان تنها این ذوب شدن در «الله» نبوده است؟

در هر حال، مربی صالحین ابتدا باید روح حاکم بر فرایند جذب را با تمام وجود لمس کند و در این راه، گام نخست آن است که مربی دلش را و روح و جانش را به نام مقدس «الله» روشنایی ببخشد تا بتواند روشنایی بخش راه دیگران باشد و دوست داران نور و روشنایی و تشنگان حق و حقیقت را به مسیر هدایت رهنمون گردد.

چو ذوق یافت دل من به ذکر آن محبوب
مراست تحفه جان بخش غمزدا حافظ

به قول علامه طباطبایی رحمة الله علیه، همانطور که بدون جذبه لیلی، مجنون هرگز مجنون نمی شد، بدون کشش الهی و جذبه حضرت حق نیز کوشش بندگان عاصی همچون حقیر به جایی نخواهد رسید، و این شاه بیت رموز و اسرار جذب است که تا کار ما خدایی نباشد و تا خدا نخواهد که تلاش ما در این راه موثر واقع گردد، هرچه بیشتر تلاش نماییم جز بعد مسافت از حق حاصلی نخواهیم داشت.

تا که از جانب معشوق نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد
از سمک تا به سما کش کشش لیلی برد

در زیارت حضرت رضا (علیه السلام)، وقتی به اجداد طاهرینش سلام می دهیم، ایشان را دعی الی الله، داعی الی طاعتک و داعی الی سبیلک می خوانیم، یعنی دعوت کددنگان به خدا، دین خدا، اطاعت و بندگی خدا و در نهایت راه خدا.

سر خدا که عارف سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده فروش از کجا شنید

آری، بر این اساس دانستیم که در دعوت به راه حق و حقیقت و جذب اعضاء به حضور در حلقه های تربیتی صالحین، که همانا دعوت مردم بسوی خداست رمز اصلی موفقیت این است که به معنای واقعی کلمه سعی کنیم دعوت کننده بسوی خدا یا «داعی الی الله» باشیم. درست به همین دلیل است که دعوت به راه حق و حقیقت و دعوت به مبارزه و جهاد همواره، فی نفسه و به طور ذاتی، در واقع جزء مقوله هایی است که برای جوانان و نوجوانان، جذبه معنوی دارد و مقدس و ارزشمند به شمار می آید.

برخی از ویژگی های جوان

جوان از نشستن، در جا زدن، رکود، سستی و توقف و نیز از راه ماندن و خمودی متنفر است، جوان پر از شور و حرارت است، سری پر سودا دارد، دوست دارد یک شبه تمام دنیا را اصلاح کند، اهل حرکت و رفتن است، جوان قالب شکن است و از محصور ماندن در بند کلیشه و تکرار، با تمام توان می گریزد، جوان را تنها باید به رفتن تشویق کرد، باید انگیزه هایش را تقویت کرد، باید راه را به او نشان داد، باید الفبای مبارزه را به او آموخت، باید به جهاد در راه خدا ترغیبش نمود.

وقتی که به جوان گفته می شود: امامان معصوم علیهم السلام همگی اهل مبارزه بودند و تمام عمر شریفشان را در مسیر مجاهدت در راه حق سپری کردند و سرانجام هر کدام از آنها در این راه، زندان رفتند، تبعید شدند و به شهادت رسیدند، حس مبارزه و جهاد در راه خدا در بند بند وجودش ریشه می دواند، دلش لبریز به عشق شهادت و جهاد در راه خدا می شود و چون در این راه قدم بر می دارد، دنبال کسی می گردد که راه رسم مبارزه را به او بیاموزد.

جوان دوست دارد، رزمنده باشد و دعوت به رزمندگی در راه خدا برایش جاذبه معنوی دارد. بر این اساس، حتما لازم است که ما برای این مهم، تشکیلات درست کنیم، نقشه راه ترسیم نماییم، انرژی ها را هدایت کرده و استعدادها را بشناسیم، به افراد فرصت ایفای نقش بدهیم و باید در جبهه مقابله با جنگ نرم، ابتدا جاهای خالی را دقیقا مشخص کرده و سپس بهترین ها را به کار بگیریم، درست مثل دوره دفاع مقدس که شایسته سالاری حاکم بود.

جوان وقتی ببیند در جایی شایسته سالاری حاکم است از کار کردن در آن مجموعه لذت می برد و با تمام توان کار می کند. به هر حال، آنچه تا کنون بیان شد تنها برخی از مولفه های اثر گذار در فرایند جذب بود که دانستن و عمل کردن به آن، در واقع جزء وظایف ذاتی مربیان و سرگروههای حلقه های تربیتی صالحین است.

[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 23:34 ] [ بنده صالح ] [ ]
فلاسفه انسان را حیوان ناطق می نامند و در تعریف ناطق می گویند: حیوانی است که دارای قوه تعقل است. در واقع عقل در انسان، ودیعه ای ارزشمند است که وجه تمایز او با سیر موجودات می باشد و اصولا همین قوه ارزشمند است که از انسان موجودی دارای اراده و در عین حال صاحب اختیار ساخته است.

انسان مختار آفریده شده است تا مسئولیت انتخا هایش را و رفتن ها و نرفتن هایش را، و نیز رکود و از راه ماندنش را، در طول حیات بر دوش بگیرد و در واپسین روز حسابرسی، بعنوان یک موجود مسئول و مکلف، پاسخگوی اعمالش باشد، پاسخگوی هر اقدامی که کرده است و لذا از همین روست که خداوند متعال می فرماید:

«ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئول»
«در پیشگاه حکم خدا، گوشها و چشم ها و دلها همه مسئولند.»

انسان، علاوه بر اینکه موجودی آزاد است و اراده و اختیار دارد اما در عین حال، نیازمند تربیت است و بر خلاف سایر موجودات، اگر تحت تربیت درست قرار نگیرد حتی قادر به تامین نیازهای اولیه حیات خویش نخواهد بود. انسان، یکی از منعطف ترین موجودات هستی است. انسان موجودی است یاد گیرنده، شکل پذیر، دوستدار دانش، متعالی و تشنه حقیقت و کمال.

بر این اساس، مربی صالحین باید همواره توجه داشته باشد که با موجودی سر و کار دارد که دارای ابعاد مختلف روحی و روانی است و در نهانش متغیرهای پنهان بسیاری دارد که همه را نمی توان به یک شکل تعریف کرد.

انسان، از محیط اطراف اثر می پذیرد، از گروه همسالان الگو می گیرد و از همه مهمتر به رفتار والدین و مربیانش در زندگی تاسی می جوید.

پس با این توضیحات، حال سئوال اینجاست که مربی تربیتی در مرحله جذب چقدر می تواند با سلیقه و ذائقه مخاطبانش همگرایی کرده و خود را مثل آنان نشان دهد؟

بعبارت دیگر، آیا باید ما خودمان را مثل مخاطب جا بزنیم و به شکل او درآییم؟ یا اینکه باید تلاش کنیم تا رفتار او را شبیه به رفتار خودمان تغییر دهیم؟

البته در مرحله تثبیت و رشد که بعدها به آن می پردازیم، بیان خواهد شد که همواره «تغییر نهایی رفتار» متناسب با آموزه های دینی، شاه بیت اصلی «تعلیم و تربیت» در جریان صالحین است، اما اینکه چه میزان از این هدف را می توان در مرحله جذب دنبال کرد، سئوال مهمی است که مربی باید پاسخ آن را از کارشناسان تربیتی بپرسد.

در هر صورت، مرحله جذب در جریان صالحین، مرحله گره خوردن دلهاست، مرحله ای که جرقه ی اولیه پیوستن به جمع مسجدی ها در این مرحله در ذهن مخاطب زده می شود. گاهی یک تلنگر احیاگر و گاهی نیز یک موعظه اثر گذار در این مرحله، در روح و جان مخاطب، انقلاب ایجاد می کند، چرا که مرحله جذب در واقع، مرحله تاباندن نور به ضمیر مستعد جوان و نوجوان است.

پس بر این اساس، وقتی قرار است مربی صالحین دعوت گر به روشنایی باشد و منادی نور، آیا می توان دعوت به روشنایی و نور را به تنهایی با وانمود کردن گرایش به تاریکی انجام داد؟!

آیا امروزه که به تدریج ذائقه برخی مخاطبان جوان و نوجوان به مادیات بیش از معنویات گرایش پیدا کرده و الگوهای تربیتی غلط، نیازهای کاذب آنان را در مقابل نیازهای واقعی قرار داده است، مربی با این مسئله باید چگونه کنار بیاید؟ چقدر در مقابل خواست مخاطب کوتاه بیاید؟ چقدر همرنگ او شود و متناسب با ذائقه و نیاز جوان و نوجوان رفتارش را تغییر دهد؟ چقدر خودمان نباشیم تا دیگران را به خود جذب کنیم؟ آیا این گونه جذبی، جذب به ما و اندیشه ما و مرام و مسلک ما خواهد بود یا جذب به مجسمه ای مخاطب پسند و یا بازیگری ایفای نقش کننده، مطابق با خواست تماشاچیان و اعضای گروه؟!

به هر حال، در خصوص این مسئله مهم و حائز اهمیت، حتما باید به چند نکته اساسی توجه داشت:

اول آنکه متاسفانه امروزه اکثر مربیان مسجدی نوعا از جایی شروع می کنند که مخاطب می خواهد، مسیری را طی می کنند که مخاطب می پسندد و به جایی می رسند که مخاطب تصمیم داشته به آنجا برسد. به دیگر سخن آنکه گاه مشاهده می شود که نه مربی طرح مشخصی برای تغییر رفتار در متربیان دارد، نه شکل جذب به گونه ای است که در متربیان انگیزه تغییر و تحول ایجاد کند و نه سیر نهایی این پروسه به رشد و تعالی و اصلاح فرد منجر می شود.

این در حالی است که مربی در فرایند جذب حتی یک لحظه نباید از اصول، ارزشها و سیره عملی خود در زندگی کوتاه آمده و عقب نشینی کند تا مخاطب را راضی نگه دارد، اما در عین حال لازم است در مواجهه با مخاطبان انعطاف پذیری لازم را داشته باشیم و خشک و متعصب به نظر نرسیم.

بنابراین، مربی باید در اولین برخورد با متربیان، سفیر مهربانی و محبت و دوستی باشد و با رفتار کردارش، شخصیت مخاطبان را تکریم نماید، ناآگاهی و کجروی آنان را به رخشان نکشد، در مقابل آنچه که هستند گارد نگیرد، منتظر تغییر آنی و دفعی در مخاطبانش نباشد، گاه خود را به تغافل بزند، از خطاهای قابل اغماض آنها در اولین برخورد چشم پوشی کند، اما در عین حال نباید وانمود کرد که او نیز مثل برخی مخاطبان گروه انسانی است سطحی، هیجانی، احساساتی و دلبسته به نیازهای مادی و کاذب.

مربی از آنجا که در تمام مراحل جذب، تثبیت و رشد، به هدفی ارزشمند می اندیشد، پس هیچگاه تغییر شکل نمی دهد و همواره شکل یک مسلمان متعهد و رسالتمند زندگی می کند، اما برای انجام این مهم، همواره در برخوردهایش، استراتژی های متفاوت اتخاذ می کند، گاهی روش موعظه در پیش می گیرد، گاهی به کسی هشدار می دهد، گاهی مستقیم و آشکار دعوت می کند و گاهی در خفا و پنهان افراد را هدایت می نماید. مربی گاهی با کسی دوست می شود که دلی صید کند و گاهی به کسی کم محلی می کند که او را وادار به حرکت نماید.

مربی صالحین، هیچ وقت نباید تنها به تامین نیازهای کاذب در مخاطب بپردازد، بلکه اول باید طرحی نو در اندازد، شالوده ای جدید پایه ریزی کند، نیازهای واقعی افراد را در درون آنها احیا نماید و سپس به متربیانش کمک کند تا در زندگی نیازهای واقعیشان را برآورده نمایند.
بنابراین و در این راه، همواره باید یازمان باشد که رشد و تعالی و کمال و معنویت و اخلاق، همیشه اصلی ترین نیاز یک مخاطب جوان و نوجوان است. پس بر این اساس، مربی باید در مسیر تاریک حرکت متربی در زندگی تنها یک چراغ روشن کند، در بیراهه یک تابلوی راهنما قرار دهد و در مقابل هر نیاز کاذب مخاطب، یک نیاز واقعی را به او معرفی کرده و در نهایت راه رسیدن به آن را نیز تا حد ممکن فرارویش ترسیم نماید.

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 23:12 ] [ بنده صالح ] [ ]
بایسته های جذب در طرح صالحین (3)، جذب با کیمیای محبت

یکی از عوامل موثر در انجام فرایند جذب، توان برقراری ارتباط با متربی، از سوی مربی و سرگروه است. البته، هر چند برقراری ارتباط فی نفسه و بخودی خود، در واقع هنر مربی و سرگروه به شمار می آید اما باید توجه داشته باشیم که هرگز در این زمینه بدون مخاطب شناسی درست، نمی توان با دیگران ارتباط برقرار کرد چنانچه اسلام از یک سو به کیفیت برقراری ارتباط اشاره دارد و در آموزه های تربیتی خود حتی نوع، عمق و نحوه ی نگاه کردن افراد را نیز در جذب مخاطب موثر می داند...

قرآن کریم یکی دیگر از شاخصه های اصلی و صفات برجسته نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله را که در واقع رمز نفوذ حضرت (علیه السلام) در جامعه هدف می داند، مجهز بودن ایشان به اکسیر کم نظیر محبت و کیمیای ارزشمند عطوفت و رحمت و نرمی و ملاطفت بر می شمرد.

چنانچه خداوند متعال به پیغمبر رحمت (صلی الله علیه و آله) که همگان او را به عنوان «رحمة للعالمین» می شناسند می فرماید:

«فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» (آل عمران/159»

«به موجب لطف و رحمت الهی، تو برایشان نرم دل شدی، که اگر تند خوی سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می شدند.»

مربی صالحین، باید اهل مدارا و نرمی باشد

بر این اساس، مربی صالحین، باید برای جذب دلها، اهل مدارا و نرمی باشد، صبر و حوصله به خرج دهد و با بی حوصلگی و تندی متربیان را از گرد خویش فراری ندهد، در این باره، حتما شما هم این مثل معروف را شنیده اید که می گویند: «از محبت خارها گل می شود.»
و نیز به قول شاعر نکته بین و ظریف:

درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

به هر حال، در بیان اهمیت این موضوع، همین بس که مولای متقیان امیر مومنان، علی (علیه السلام) در فرمان خویش به مالک اشتر رمز نفوذ در دلهای مردم را مهر و محبت برشمره و می فرماید:

« و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم ...» (نهج البلاغه/نامه 53)
«احساس مهر و محبت به مردم و ملاطفت با آنها را در دلت بیدار کن...»

حال که دانستیم فرآیند جذب در جریان صالحین، نخست امری درونی است و به اخلاص و معنویت فرد بر می گردد و نیز متذکر شدیم که مربی و سرگروه صالحین باید خودش اول مثل چراغ روشنایی داشته باشد تا کسانی را که گرایش فطری به نور و روشنایی دارند به خود جذب نماید. اکنون به بیان نکاتی چند در خصوص سایر مولفه های اثر گذار بیرونی و فرایند جذب می پردازیم:

توان برقراری ارتباط با متربی

یکی از عوامل موثر در انجام فرایند جذب، توان برقراری ارتباط با متربی، از سوی مربی و سرگروه است. البته، هر چند برقراری ارتباط فی نفسه و بخودی خود، در واقع هنر مربی و سرگروه به شمار می آید اما باید توجه داشته باشیم که هرگز در این زمینه بدون مخاطب شناسی درست، نمی توان با دیگران ارتباط برقرار کرد چنانچه اسلام از یک سو به کیفیت برقراری ارتباط اشاره دارد و در آموزه های تربیتی خود حتی نوع، عمق و نحوه ی نگاه کردن افراد را نیز در جذب مخاطب موثر می داند. و از دیگر سو به مربیان تربیتی توصیه می کند که پس از شناخت ظرفیت مخاطبانشان، تنها به اندازه درک و فهم آنان، پیام رسانی و تبلیغ نمایند، در این باره، در روایات اسلامی می خوانیم:

«کلم الناس علی قدر عقولهم»
«با مردم به اندازه درک و فهم شان سخن بگویید.»

در خاطرات شهید مظلوم، دکتر آیت الله بهشتی (ره) آمده است که گاهی پیش خودش ابراز ناراحتی و نگرانی می کرد و با خود سخن می گفت. وقتی با اصرار از وی خواستند که دلیل نگرانی اش را بگوید اظهار داشت: «در تمام عمر و تمام طول زندگی ام از هیچ چیز به این اندازه رنج نبرده ام که در بعضی مواقع آن ارتباط شایسته و نیکویی را که باید با انسان ها برقرار کنم گاه موفق نبوده ام.»

اهمیت برقراری ارتباط

اهمیت موضوع برقراری ارتباط در این رابطه چنان است که در سیره عملی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله آمده است که برخورد ایشان با دیگران طوری بود که از هر کس از مخاطبان آن حضرت (صلی الله علیه و آله)، چه میانسال، چه جوان، چه با سواد یا بی سواد، و چه روستایی یا شهری، می پرسیدند: اکنون که خدمت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شدید، فکر می کنید چه کسی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) از همه عزیزتر است؟ حتما می گفت: من!.

همچنین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، در زمینه برقراری ارتباط موثر با مخاطبانش چنان دقت داشتند که وقتی در جمع قرار می گرفتند و سخنرانی می کردند، حتی نگاهشان را نیز به طور مساوی بین افراد تقسیم می نمودند.

در این خصوص، امام صادق علیه السلام، در روایتی ارزشمند می فرمایند:

«کان رسول الله صلی الله و علیه و آله یقسم لحظاته بین اصحابه، فینظر الی ذا و ینظر الی ذا بالسویه»
«همیشه رسول خدا صلی الله علیه و آله لحظه های خود را میان افراد بطور مساوی تقسیم می کرد.

مخاطب شناسی جذب

به هر حال در این مجال و به جهت اهمیت موضوع، در ارتباط با مخاطب شناسی جذب، بیان دو نکته مهم دیگر حایز اهمیت اساسی است که بدان می پردازیم:

اول آنکه مربی صالحین باید بداند قرار است با یک انسان ارتباط برقرار کند، با یک خلیفه خدا بر روی زمین، با یک اشرف مخلوقات.
در این خصوص، ذکر مضمون یکی از فرمایشات ارزشمند امام راحل (ره) در جمع معلمان خالی از لطف نیست، که می فرمایند:

«فکر نکنید این تنها یک بچه کشاورز یا نجار و بقال است. بلکه فکر کنید این دانش آموز، رئیس جمهور آینده، وکیل آینده و یا وزیر آینده این مملکت خواهد شد.»

البته، نگاه اسلام نیز به این موضوع درست به همین شکل است، چنانچه در روایت معروف رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، پیرامون سه دوره متوالی هفت ساله در تربیت فرزندان، وقتی در خصوص هفت سال اول، سخن به میا نمی آید، ایشان می فرمایند: «الولد سید سبع سنین»، یعنی: کودک در هفت سال اول سید است، آقاست، احترامش کنید، بگذارید فرمانروایی کرده و سیادت داشته باشد.
که این روایت می تواند ناظر به اهمیت تکریم شخصیت مخاطب نیز باشد.

دومین نکته حائز اهمیت اساسی در موضوع مخاطب شناسی جذب آن است که مربی و سرگروه صالحین همواره به تفاوت انسانها و متمایز بودن هر فرد از دیگری توجه داشته باشد زیرا در واقع، هر متربی جوان و نوجوان، یک انسان خاص، با صفات و ویژگی های منحصر به فرد خود می باشد که دنیایی متفاوت از دیگران دارد، پس بر این اساس، مربی نباید هیچ وقت به دنبال پیچیدن یک نسخه واحد برای تمامی مخاطبانش باشد.

در این میان چه بسا دیده می شود که گاهی کسی با یک لبخند جذب می شود، دیگری نیازمند تلنگری است که تامل کند و به یکی نیز باید تشر زد تا از خواب غفلت بیدار شود و به حرکت درآید. به دیگر سخن آنکه، مربی اول باید بداند که مخاطبش کیست؟، در چه سطحی قرار دارد؟، در شرایط فعلی در حال طی کردن کدام مسیر است؟ و از همه مهمتر نیاز واقعی او چیست؟

حال، وقتی مربی صالحین، به اهمیت این مسئله پی برد که انسان ها متفاوتند و روح و روان آدمی که نیازمند تربیت است، در واقع فرمول بردار نیست و نسخه تربیتی واحدی ندارد، آنگاه، به نگاه جامع و کاملی در این زمینه دست خواهند یافت و لایه های پنهان جذب و مخاطب شناسی در جریان صالحین برایشان مکشوف خواهد شد، شناختی که دستیابی به آن، قطعا در برنامه ریزی های تربیتی آینده او مفید و موثر خواهد بود.

[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 23:28 ] [ بنده صالح ] [ ]
برای رسیدن به رشد عقلانی در شجره طیبه صالحین حتما باید قدرت تفکر، تامل و تدبر اعضای حلقه تربیتی شجره طیبه صالحین را با برنامه ریزی صحیح افزایش داد.

بر این اساس در این دوره، تقویت روحیه پژوهش و تحقیق در افراد و نیز تلاش برای برقراری انس و الفت متربیان طرح شجره طیبه صالحین با کتاب و مطالعه، از اهم وظایف مربی شجره طیبه صالحین در مسیر ارتقای سطح اندیشه مخاطبان می باشد.

راه های تعمیق اندیشه در حلقه ی شجره طیبه صالحین

یکی از راههای تعمیق اندیشه و تامل ورزی و خردمندی در افراد مختلف، ایجاد فرصت تامل و تفکر برای آنها، در خلال برگزاری جلسات شجره طیبه صالحین است که البته برای این کار، مربی می تواند مثلا بعد از طرح موضوع بحث، از متربیان بخواهد که دقایقی پیرامون این موضوع فکر کنند و یا اینکه با طرح سئوال و ترغیب افراد به مشارکت در مباحث، قدرت تحلیل و اندیشه آنان را بالا ببرد.

بزرگی می گفت:

«در آموزش به افراد؛ اگر چیزی را به کسی گفتی، یادش می رود؛
اگر یاد دادی، شاید به خاطر آورد؛
اما اگر درگیرش کردی هرگز فراموش نمی کند.»

همچنین در این زمینه، برگزاری مراسم بزرگداشت اندیشمندان مسلمان در مسجد و محله و در مناسبتهای خاص سال، تا حدی می تواند عاملی موثر در ترغیب متربیان و اعضای گروه، نسبت به پاسداشت عقل و اندیشه باشد. بعنوان مثال، اگر در سال روز شهادت استاد مطهری (ره)، مجلس با شکوهی بر پا گردد و در آن افرادی صاحب نظر، پیرامون اندیشه های استاد، سخنرانی کنند، قطعا جوانان و نوجوانان، بطور ناخودآگاه مشتاق الگوپذیری از این بزرگان خواهند شد. چنانکه اگر در این جلسه، مثلا گفته شود که شهید مطهری در بیان خاطراتش می گوید:

«گاهی از فرط خستگی چشم هایم نمی دید و گوش هایم نمی شنید و پاهایم توان تحمل وزن بدنم را نداشت.»

و یا در مناسبت دیگری پس از زمینه سازی مناسب در جمع اعضای حلقه تربیتی این مطلب بازگو شود که علامه شهید، محمد باقر صدر، در سن هجده سالگی، شبانه روزی شانزده ساعت مطالعه می کرد، خود به خود اعضای گروه به تفکر و اندیشیدن و مطالعه و تلاش ترغیب و تشویق می شوند.

در این خصوص، یکی از مربیان خوش ذوق صالحین در یکی از مساجد مشهد مقدس می گفت: ما با هدف ارتقای فرهنگ مطالعه در افراد، روش «مطالعه بالینی» و یا همان «کتاب درمانی» را در حلقه های تربیتی صالحین اجرا کرده ایم.

در این روش، متربیان سعی می کنند خط به خط یک کتاب مفید را بخوانند، مطالب مهمش را از بر کنند و سپس با راهنمایی یک مربی آگاه و با بصیرت، به حاشیه زدن آن کتاب، مرتبط با هر پاراگراف بپردازند تا به این ترتیب بتدریج آن کتاب، برای آنها تبدیل به یک نسخه شفابخش معنوی و یا یک دفترچه راهنمای معالجه بالینی در مواقع نیاز و ضرورت گردد.

 

[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 22:56 ] [ بنده صالح ] [ ]

نبایسته های جذب در طرح صالحین (2)، ابلاغ پیام بیش از ظرفیت مخاطب

 

 

 

مربی صالحین همچون باغبانی که دانه را کشت می کند و منتظر به ثمر نشستن آن می نشیند. پس او باید بداند که هر زمینی مناسب کشت محصولی خاص است، ظرفیت مشخصی دارد، باغبان آگاه، حتی یک دانه بذر را هم اضافی نمی کارد و چیزی را هدر نمی دهد.

بر این اساس، اگر کسی در نیم متر زمین بذر مناسب چندین متر خاک را بپاشد. با این کار، هم بذرش را فاسد کرده و هم در پایان بدون محصول می ماند. در بیان اهمیت این موضوع، همین بس که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرموده اند:

«انا معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم»

«ما طایفه پیامبران به اندازه عقلهای بشری با مردم سخن می گوییم.»

متاسفانه، در جریان صالحین، گاهی دیده می شود که مربی و سرگروه در اولین برخورد با متربیان، تمام شاخصه های ارتباط اثربخش را به لحاظ بلاغت در گفتار و مسایلی از این دست رعایت کرده است اما در عین حال کمتر مخاطبی را جذب نموده و دلیلش را هم نمی داند.
چنین فردی چه بسا اشکال را به گیرنده ربط داده و خودش را بی تقصیر بداند، اما در این میان، واقع مطلب این است که گاهی القای دفعی پیام، بدون زمینه سازی لازم و یا ابلاغ پیام هایی بیش از توان و ظرفیت مخاطب با عجله و شتابزدگی از همان ابتدا نتیجه کار را خراب می کند.

بنابراین حتما توصیه می شود که در فرایند جذب، مربی ابتدا به شناخت وضع موجود متربیان مبادرت ورزد و سپس ضمن بررسی دقیق نیازهای اولیه آنها، به بیان برخی راهکارهای عملی متناسب با ظرفیت آنان بپردازد.

به دیگر سخن آنکه مربی آگاه، اول باید بفهمد متربی اش الان در چه مرحله ای قرار دارد؟ چقدر دین را می شناسد و به چه میزان با خدا مانوس است؟
سپس به ترسیم جدول نیازهای او، متناسب با سن، سطح آگاهی اش از دین و نیز تربیت خانوادگی اش بپردازد، البته، باید توجه داشت که همیشه تمام نیازهای یک متربی، در اخلاق، احکام و اعتقادات خلاصه نمی شود. و گاهی نیاز درونی افراد را نمی توان از تصویر ظاهری آنان دریافت.

در ادامه و در مرحله آخر اجرای این فرآیند، لازم است که مربی صالحین، برای هر سطح از مخاطبانش، رشد مشخصی را در نظر گرفته و راهکار رسیدن به آن را نیز در شرایطی مناسب و متناسب با ظرفیت آنان، در اختیارشان قرار دهد.

[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 23:10 ] [ بنده صالح ] [ ]
بایسته های جذب در طرح صالحین

افلاطون برای تربیت معنا و مفهومی"راز آلود" قائل میگردد که به سادگی نمی توان حقیقت آن را فهمید. یکی از دلایل راز آلودگی تربیت این است که وجه تمایز آن با تعلیم، شفاف و روشن نیست. تربیت، در فضای کاذب و مصنوعی صورت نمی پذیرد و آموزگار و معلم هرگز در قالب آموزش و تعلیم صرف قادر به تربیت نخواهد بود چرا که تربیت امری است پرورشی و اصیل که تنها از عهده مربیان آگاه و دلسوز بر می آید...

منش مربی صالحین، اصلی ترین عنصر تربیت

از آنجا که اصلی ترین عنصر تربیت، در واقع رفتار، اندیشه، مرام و منش مربی است پس چنین به نظر میرسد که فرآیند جذب در صالحین تنها از عهده ی افرادی برآید که متخلق به اخلاق اسلامی و آراسته به صفات پسندیده باشند.

به عنوان مثال، در جریان انقلاب که امام راحل (ره) توانستند به عنوان یک مربی اسوه و کم نظیر دلهای میلیونها مسلمان عاشق و دلداده را به خود جذب و شیفته نماید آیا در این راه سرمایه ای جز اخلاص، معنویت، اخلاق و استقامت داشته است.

امام (ره) چون به زندگی اش صبغه الهی بخشیده بود و چون مرد خدا بود توانست صاحبان دلهای پاک و سلیم را که فطرتا به مردان خدا گرایش ذاتی دارند و نیز دوست داران حق و حقیقت و پاکی را، در سرار عالم به خود جذب نماید.

به راستی جذبه امام (ره) با دلهای عاشق چه کرده بود که وقتی سردار خیبر شهید حاج ابراهیم همت شنید، حضرت امام فرموده است: جزیره مجنون باید حفظ شود! آنقدر آنجا ماند و مقاومت کرد که همانجا شهید شد.

شکند اگر دل من به فدای چشم مستش
سر خم می سلامت شکند اگر سبویی

امام راحل (ره) همچنین در جریان انقلاب اسلامی، الگوی تمام عیار یک طرح تربیتی بزرگ را در ایران خلق کرد و در معرض دید جهانیان قرار داد چنانچه ایشان اول خود را به علم و عمل و ایمان و تقوا مجهز کرد و سپس به بستر سازی لازم برای تحقق این انقلاب بزرگ در سطح کشور پرداخت درست از سال 42 تا بهمن 57.

در ادامه امام (ره)، به انجام رسالت اصلی خویش در این خصوص پرداخت که در واقع همان بصیرت دهی، روشنگری، نصیحت و هدایت امت بود.
پس از آن و در مرحله پایانی این جریان عظیم، امام (ره) اقدام به راه اندازی تشکیلات رسمی در این رابطه پرداخت و دولت و حاکمیت تشکیل داد.

اصلاح نفس اولین وظیفه سرگروههای صالحین

بنابراین و با الهام از مدل تربیتی امام (ره) در جریان انقلاب، مربیان و سرگروههای صالحین نیز اول باید به اصلاح نفس خویش و تحصیل علوم دینی به اندازه ضرورت و نیاز بپردازند. سپس شرایط لازم برای راه اندازی حلقه های تربیتی صالحین را فراهم کرده و موانع را حتی الامکان از پیش رو بردارند و در مرحله بعد، به بصیرت دهی و هدایت افراد و نیز رشد و ارتقاء سطح آنان بپردازند.

مربی صالحین، برای جذب باید حتما ناصحانه به سراغ مخاطب برود که نصح به معنای خیرخواهی مشفقانه است یعنی آنکه او از صمیم قلب دوست داشته باشد مردم سعادتمند شوند. قرآن کریم در این باره، خطاب به پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) می فرماید:

«لعلک باخعٌ نَفسَکَ الا یکونوا مومنین» (شعراء / آیه 3)
«گویی می خواهی جان خود را از شدت اندوه از دست دهی به خاطر اینکه آنها ایمان نمی آورند.»

در واقع برای این کار، سوز درونی مربی برای هدایت دیگران، بیشتر از سایر موارد، دلهای متربیان را نرم و متمایل نموده و ایشان را آماده ی پذیرش راه حق و حقیقت می نماید. در خاطرات شهید قدوسی مدیر مدرسه حقانی، قبل از انقلاب نقل شده است که او، گاهی برای آنکه یک طلبه را به مبارزه و حرکت دعوت کند، یازده ساعت با او به گفتگوی رو در رو می نشسته است.

بر این اساس، مربیان و سرگروههای حلقه های صالحین، باید به دقت در گاین گونه مسائل و خاطرات الهام بخش تامل کنند و از آن درس بگیرند چراکه به عنوان مثال، در همین ماجرایی که نقل کردیم، ببینید سوز درونی، اخلاص و نصح مشفقانه شهید بزرگوار قدوسی را که مثال زدیم، چقدر اثر تربیتی بالایی دارد و به چه میزان الهام بخش است که هنوز بعد از گذشت چند دهه از شهادتش، حتی بیان خاطره آن رویداد هم ما را متحول می کند.

مربی تربیتی باید در این راه مقدس و دشوار به هدفش ایمان داشته باشد تا از راه نماند و استقامت بورزد. چنانچه وقتی قرآن می گوید:

«آمن الرسول بما انزل الیه من ربه»
«پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آن چیزی که از پروردگارش نازل شده (همان راهش) ایمان داشته است»

بدون شک این ایمان و یقین قلبی بخودی خود، یکی از رموز اصلی موفقیت ایشان در دعوت به راه حق بوده است.

مربی صالحین باید داعیا الی الله باشد

مربی صالحین همچنین باید تلاش نماید تا همواره در طول حیات داعیا الی الله باشد و مدام مردم را به سوی خدا دعوت کند، از کتاب خدا و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) برای آنها بگوید، مبلغ قال الباقر و قال الصادق (علیهم السلام) باشد، مردم را به دین خدا دعوت کند و حرفهای آسمانی بزند، همانگونه که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله)، عالی ترین مربی تاریخ خلقت بشر، همین گونه بوده است، ایشان نه هرگز از روی هوای نفس سخن می گفته، که «ما ینطق عن الهوی» (نجم/3) بوده است و نه حرفی جز آنکه مرضی درگاه الله بوده باشد به زبان جاری می کرده، که:

«ان هو الا وحی یوحی» (نجم/4)
«سخن او هیچ غیر وحی خدا نیست»

استاد شهبد مرتضی مطهری، در این باره در کتاب ارزشمند «جاذبه و دافعه» ویژگی بارز دعوت انبیاء الهی را نفوذ در گستره زمان، مکان و دلهای بی شمار می داند و این نوع جاذبه را جاذبه سه بعدی بر می شمرد.
وی در ادامه، با بیان این مطلب که جاذبه علی (علیه السلام) از قدرتمندترین جاذبه هاست، دلیل آن را این گونه بر می شمرد که : این جاذبه هم سطح وسیعی از جمعیت انسانها را مجذوب خویش ساخته است و هم به یک قرن و دو قرن پیوسته نیست و بر گونه قرون و اعصار می درخشد و هم در گستره ی زمین، مناطق زیادی را به خود اختصاص داده است، مناطق بسیاری که شیعیان و محبان علی (علیه السلام)، اکنون در سراسر بلاد اسلام در آن سکونت دارند.
علامه شهید در ادامه، رمز جاذبه نیرومند علی (علیه السلام) را اینگونه ذکر می کند:

«علی اگر رنگ خدا نمی داشت و مرد الهی نمی بود، تا به حال حتما فراموش شده بود.» (کتاب جاذبه و دافعه / ص 31)

[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 23:17 ] [ بنده صالح ] [ ]
شروع فرایند جذب، در واقع، به مثابه ی رخ دادن یک اتفاق مهم است که طی آن ناخاسته دلهای مخاطبان به سمت عامل جذب یعنی همان مربی یا سرگروه متمایل و راغب می گردد.
که البته منظور از مخاطب در این فرایند، جوان و نوجوانی است که سرزمین دلش آماده کشت و بذر حق و حقیقت است و به طور فطری گرایش به معنویات، پاکی ها و فضایل دارد...


همچنین یادآور شدیم که رمز اصلی موفقیت در جذب دلهای مستعد و آماده مخاطبان بیش از همه، عمل به سیره اخلاقی انبیاء الهی و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، در مسیر دعوت به حق و حقیقت بوده است. به دیگر سخن آنکه در این فصل، تا کنون به برخی از بایسته های جذب برگرفته از مشی عملی بزرگان دین پرداختیم، حال در ادامه و به جهت اهمیت موضوع، به بررسی اجمالی چند مورد از نبایسته های جذب در جریان پیاده سازی فرآیند تربیتی صالحین در مساجد می پردازیم.

روایت جبرئیل از مربیان جهنمی

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

«در شب معراج به آسمان رفتم و به قومی برخورد کردم که لبان آنان را با قیچی هایی از آتش می برند، دوباره می رویید و باز می بریدند: پرسیدم: جبرئیل اینان کیانند؟
گفت: اینان خطیبان امت تو هستند که به آنچه می گویند عمل نمی کنند. مردم را به کار نیک فرا می خوانند و خود را فراموش می کنند.»

بر این اساس، مربیان و سرگروههایی که تنها رسالت موعظه غیر دارند و موعظه نفس خود را فراموش کرده اند.
کسانی که می گویند: مردم گناه نکنید، تقوی داشته باشید و بسوی خدا بشتابید! و نمی گویند: مردم گناه نکنیم، تقوی داشته باشیم و بسوی خدا بشتابیم.
عالمان بی عمل، واعظان وعظ نشنو، مربیان تربیت نشده و دعوت کنندگان دعوت گریز، در این ردیف به شمار می آیند. چه بد جایگاهی است جایگاه گویندگان بی عمل، روزی که پای میز محاکمه ی عدل الهی بنشینند و مقرر گردد که تاوان کم توجهی به این سئوال را اکنون باید بپردازید، که فرموده است:

«یا ایها الذین آمنو لم تقولون ما لا تفعلون، کبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون» (سوره صف / 2 و 3)

«ای کسانی که ایمان آورده اید چرا می گوویید آنچه را که بدان عمل نمی کنید، (بترسید که) این عمل، سخت خدا را به خشم و غضب در می آورد»

اما چرا در این مجال و به عنوان یکی از نبایسته های جذب، سخن از عذاب الهی را به میان آوردیم. دلیل آن این است که در این صورت، یعنی وقتی کسی حرفی را بگوید ولی خودش به آن عمل نکند، اصولا جذبی صورت نمی پذیرد و دلی صید نمی شود.

چنانچه در این باره، امام صادق علیه السلام در قالب روایتی ارزشمند و شریف می فرمایند:

«ان العالم، اذا لم یعلم بعلمه ذلت موعظته عن القلوب کما یزال المطر عن الصفا» (کافی/ج 1/ص 44)

«اگر عالم به دانش خود عمل نکند، موعظه اش از دلها میریزد چنانکه باران از روی سنگ صفا فرو می غلطد»

بنابراین و با این اوصاف، لازم است بدانیم که ما در این راه کاره ای نیستیم که بخواهیم بدون راهنمایی اهل بیت علیهم السلام و بدون اذن و هدایت آنان، مساجد شیعه را رونق بدهیم، اصول و چارچوب فرایند جذب را ترسیم نماییم، خط مشی مشخص کنیم و گمان کنیم که راه درست همین است که ما می گوییم.

آخر مگر می شود راه دعوت به مکتب شیعه را در پیش گرفت اما به توصیه پیشوایان دین، بی توجه بود.
آری، دوست عزیز مربی و سرگروه! یادمان باشد، این پیشه ای که ما برگزیده ایم استادانی دارد که راه را به ما نشان داده اند و مگر نه این است که به قول شاعر:

هر که گیرد پیشه ای بی اوستا
ریشخندی شد به شهر و روستا

برگزین احوال پیر راه دان
پیر را بگزین و عین راه دان

حال بر این اساس و در این مجال، که یکی از اصلی ترین موانع اثر بخشی فرایند جذب را از قول ائمه معصومین علیهم السلام، با هم مرور کردیم و به یقین دانستیم که تنها راه اثر گذاری این دعوت مهم و مقدس را نیز تنها همین بزرگواران می دانند که راهنمایان هدایت و سعادت بشرند. اینک به بیان روایتی ارزشمند از امام صادق علیه السلام در این باره می پردازیم که در واقع در این روایت ارزشمند، نقشه ی راه دعوت گری به مکتب آسمانی شیعه و دین مبین اسلام، به خوبی بیان شده است.

ایشان خطاب به مفضب می فرمایند:

«قل لشیعتنا کونوا دعاه الینا بالکف عن محارم الله و اجتناب معاصیه و اتباع رضوان الله، فانهم ادا کانوا کذلک، کان الناس الینا مسارعین» (دعائم الاسلام/ج 1/ص 58)

«مفضل به شیعیان ما بگو: با دوری از حرامهای خداوند و پرهیز از گناهان او و پیروی از خواسته های الهی، دعوت گر بسوی ما باشید که اگر چنین باشید، مردم با شتاب بسوی ما می آیند.»

[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 23:9 ] [ بنده صالح ] [ ]

 

توجه به استانداردهای مورد انتظار حلقه‌های تربیتی در تشکیل و اداره حلقه‌ها مهم بوده اما ممکن است در آغاز تشکیل حلقه، تحقق همه آنها ممکن نباشد، لذا باید تلاش شود تا حلقه‌ تشکیل شده به این استانداردها نزدیک شود.

استانداردهای حلقه‌های تربیتی در دو بخش کلی زیر قابل تقسیم خواهند بود:

الف) استانداردهای شکلی

1.تعداد افراد در هر حلقه بین 10 تا 20 نفر باشد.

2.حلقه در مسجد یا مکان‌های پیشنهادی ذکر شده (مثل حسینیه و پایگاه­های مقاومت و ...) تشکیل شده باشد.

3.جلسات حلقه‌ها به صورت منظم و هفتگی تشکیل شود.

4.اعضا به صورت منظم در جلسات شرکت کنند.

5.پس از گذشت مرحله «جذب» ورود افراد جدید به حلقه صورت نگیرد و اعضای جدید با تشکیل یک حلقه دیگر سازماندهی شوند.

6.اطلاعات حلقه و اعضای آن در بانک اطلاعات حلقه‌ها ثبت شده باشد.

7.اعضای حلقه با بسیج و برنامه‌های پایگاه همکاری داشته باشند.

8.سرگروه در دوره‌های آموزشی تخصصی صالحین شرکت کرده و به شجره طیبه صالحین و اهداف و برنامه‌های آن تسلط داشته باشد.

9. در انتخاب موضوع جلسات به محورهای کلی معرفتی و بصیرتی با هدف خروجی تربیتی توجه ‌گردد.

ب) استانداردهای کیفی

1.یک نفر به عنوان سرگروه، مسئولیت هدایت و رهبری و تربیت اعضای گروه را بر عهده داشته باشد.

2.کلیه فعالیت‌های انجام شده در حلقه (درون جلسه و خارج از جلسه)، با اهداف تربیتی و توجه به خروجی تربیتی آنها اتفاق می‌افتد.

3.فعالیت‌های حلقه‌ها به برنامه‌های درون جلسات منحصر نبوده و در خارج از جلسات نیز اعضا با یکدیگر و با سرگروه ارتباط داشته باشند.

4.اعضا با یکدیگر و با سرگروه روابط دوستانه و صمیمی اسلامی داشته باشند.

5.کرامت نفس اعضا در برنامه­های درون جلسات و خارج از جلسات تقویت شود.

6.اعضای حلقه با تقویت اعتماد به نفس در مباحث و موضوعات جلسه مشارکت داده شوند.

7.سرگروه به وضعیت تحصیلی اعضا مسلط بوده و مشکلات و نیازهای آنها را برطرف نماید.

8. سرگروه به وضعیت خانوادگی و ارتباط با دوستان اعضا مسلط بوده و مشکلات و نیازهای آنها را رصد کرده و تلاش کند با همیاری مربی، آنها را برطرف نماید.

9.سرگروه به آسیب­های تربیتی در فعالیت­های حلقه توجه داشته و تلاش نماید با اخذ مشورت از مربی راه‌کارهای پیش‌گیری و برون رفت از آنها را فراهم نماید.

[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 22:51 ] [ بنده صالح ] [ ]
بایسته های جذب در طرح شجره طیبه صالحین

بچه های جبهه نوعاً به کسانی که فضیلت و تقوای بیشتری داشتند و صبر و شکیبایی و نیز داشتن سعه صدر معروف بوده و در سختی ها و شداید، تکیه گاه سایر رزمندگان به شمار می آمدند عناوین تکریم آمیز "حاجی" و "سید" را اطلاق می کردند. و حتما نیز می دانید که نوعا هیچ کدام از "حاجی ها و سیدهای دوران جنگ" به کسی پول نمی دادند، رزمنده های نوجوان را کوه و اردو نمی بردند و درگیر و دار جنگ و جبهه و جهاد، خبری از جایزه و تشویق نبود ...

برخی صاحب نظران امر معتقدند دوره ی دفاع مقدس، به سه دلیل، دوره ی تحولات عظیم اخلاقی و روحی و روانی در رزمندگان اسلام بود:
اول: به دلیل پشت کردن آنها به دنیا و آماده شدن برای مرگ
دوم: به دلیل فضای معنوی حاکم بر جبهه های حق علیه باطل
و سوم: به دلیل وجود الگوهای رفتاری مناسب و افراد متخلق به اخلاق اسلامی در جبهه های نبرد

در این باره حتما شما هم شنیده اید که در زمان جنگ، بچه های جبهه نوعاً به کسانی که فضیلت و تقوای بیشتری داشتند و صبر و شکیبایی و نیز داشتن سعه صدر معروف بوده و در سختی ها و شداید، تکیه گاه سایر رزمندگان به شمار می آمدند عناوین تکریم آمیز "حاجی" و "سید" را اطلاق می کردند. و حتما نیز می دانید که نوعا هیچ کدام از "حاجی ها و سیدهای دوران جنگ" به کسی پول نمی دادند، رزمنده های نوجوان را کوه و اردو نمی بردند و درگیر و دار جنگ و جبهه و جهاد، خبری از جایزه و تشویق نبود، اما در عین حال، رزمندگان جوان و نوجوان حاضر بودند در مواقع خطر، حتی پیش مرگ و فدایی حاجی ها و سیدهای گروهان و گردان خود شوند. شما براستی فکر می کنید دلیل این امر چه بوده است؟

بدون شک، یکی از اصلی ترین دلایل این امر آن می باشد که رزمندگان جوان و نوجوان در جبهه ها از نزدیک، اخلاص، ایثار، فضیلت، جوانمردی و آزادگی هر که را معروف به "حاجی" و "سید" بود می دیدند و با تمام وجود بزرگ واری و بزرگ منشی او را لمس می کردند و باور داشتند.
اما امروز ما چه کرده ایم؟!

چقدر از این "حاجی ها" و "سیدهای" دوران جنگ در مساجد امروز ما وجود دارند؟!، چقدر همت بالای شهید همت را در جمع های خودمان تولید و تکثیر کرده ایم؟!

راستی مگر نه این است که هر جا یک شهید باکری، یک شهید زین الدین، یک شهید کاوه و یا یک شهید خرازی و علم الهدی باشد قطعا در آنجا یک گردان جوان دلداده و عاشق آنها نیز وجود جمع خواهد داشت.

پس بر این اساس و در این مجال، اولین بایسته های جذب را که در واقع همان اخلاص، ایثار، مجاهدت نستوه و معنویت حاکم بر گفتار و رفتار سرداران جبهه و جنگ بوده است به اختصار با یکدیگر مرور می کنیم.

به دیگر سخن آنکه، اگر جذب بر پایه شاکله ی شخصیتی درونی افراد و نیز سایر مولفه های الهام بخش اخلاقی ذاتی آنان، طراحی و پایه ریزی شود حتما به صورتی نامرئی، ناخواسته، ناخودآگاه و بر اساس یک حس قریب درونی و یک کشش و جذبه معنوی عمیق صورت خواهد پذیرفت. در این صورت دیگر برنامه ریزی برای جذب آن چنانکه امروزه برخی از ما ولع و حرص بی حد نسبت به آن پیدا کرده ایم دیگر ضرورت ندارد زیراکه در واقع، جذب عمیق، ریشه دار و مستحکم، با این توصیفاتی که گفتیم بیش از همه مرهون اولین دیدارها و اولین برخوردهای مربی با متربی است نه برنامه ریزی های از پیش طراحی شده، مدون و مکتوب.

در این باره متاسفانه امروزه، برخی از مربیان و سرگروههای صالحین به اشتباه گمان می کنند که برای جذب باید مثلا دستورالعمل مدنی وجود داشته باشد، دفترچه راهنمای خاصی طراحی گردد و یا اساتید تربیتی برای این کار اوراد و اذکار معینی را به افراد بیاموزند تا بتوان دیگران را به خود جذب نمود. این در حالیست که در یک جذب اصیل و ریشه دار تربیتی دینی، اصلا این گونه نیست و بر خلاف این تصور نادرست و باطل، جذب در آغاز امری درونی، ناخودآگاه، غیر ارادی، الهام بخش، نامرئی و غیر مستقیم است.

البته لازم به ذکر است که حرکت بر مدار صحیح جذب، همانطور که قبلا گفتیم همواره مستلزم رعایت دو شرط اصلی و اساسی است :

1) اول آنکه در مجموعه، برنامه ریزی خاصی با هدف ایجاد جاذبه های غیر حقیقی، سطحی و کاذب صورت نپذیرفته باشد.
2) و دوم آنکه ذائقه مخاطبان گروه، متاثر از فضای کاذب حاکم بر گروه، از گرایش به امور فطری و معنوی به امور غیر فطری و غیر معنوی تغییر جهت نداده باشد.

به عبارت دیگر، گاه دیده می شود که در یک فضاسازی تبلیغاتی مسجدی، تنها جذب دلها به معنویت صورت می پذیرد ولی در نقطه مقابل نیز گاه دیده شده است که در یک فضاسازی تبلیغاتی واهی و بی هدف، تنها حاضران به توان بازو، شکل و قیافه و مقام و منصب و جایگاه اعتباری افراد متولی جذب و دعوت می شوند.

[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 23:17 ] [ بنده صالح ] [ ]
دلایل نشستن حلقه ای در طرح شجره طیبه صالحین

پیشینه تاریخی اجرای شجره طیبه صالحین، یا همان تشکیل حلقه های تربیتی معرفتی در مسجد، بیش از همه به صدر اسلام در مسجد النبی، مسجد قبا و سایر مساجد مکه و مدینه بر می گردد.
چنانچه روش تربیتی و معرفت افزایی در جریان صالحین نیز به تمام و کمال، به مشی عملی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و سیره اولیاء خدا و بزرگان دین بر می گردد.

نظام واره شکلی صالحین، نشستن حلقه ای افراد را در جلسات به چند دلیل مورد تاکید قرار داده است:
1) اول آنکه در نظام حلقه ای برای هیچ کس، صدر و ذیل و بالا و پایین قائل نمی شویم و تمامی اعضاء گروه را در مقام تعلیم و تربیت و نیز در مرتبه پرورش و تزکیه، تقریبا هم طراز و هم رتبه یکدیگر فرض می کنیم که به این ترتیب، همه اعضای گروه به یک اندازه برای آموختن و تعالی و رشد و کمال و معرفت در خود احساس نیاز خواهند کرد.
چنانچه در این باره، در آموزه های دینی می خوانیم که در صدر اسلام نیز، گاهی وقتی فردی به دنبال رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مسجد می آمد، قبل از اینکه اصحاب، ایشان را معرفی کنند، خودش از ترتیب نشستن افراد نمی توانست حضرت را بشناسد، که این امر، حاکی از نشستن حلقه ای افراد در آن جلسات می باشد.


2) دوم آنکه در نظام نشستن حلقه ای و دایره وار، همه اعضای گروه در مباحث شرکت داده می شوند و ترس و واهمه احتمالی افراد خجالتی و کم رو برای سخن گفتن و ابراز عقیده، در فضای صمیمی و بدور از هر گونه تکلف حلقه تربیتی، از بین خواهد رفت و بر این اساس تمامی حاضران فرصت حضور در حلقه را به منظور رشد و ارتقاء دانش و بصیرت خود مغتنم می شمارند.


3) و بالاخره سوم آنکه در نظام حلقه ای، برای مربی که نقش مبلغ یا همان پیام رسان دینی را ایفا می کند، امکان بهره برداری از اثرگذارترین شیوه ی تبلیغ و آموزش، یعنی همان تبلیغ چهره به چهره، سینه به سینه یا به تعبیر روایات اسلامی بالمشافهه فراهم می گردد.

[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 23:49 ] [ بنده صالح ] [ ]
مرحله جذب در طرح شجره طیبه صالحین

همانگونه که آهن ربا، با داشتن خاصیت مغناطیسی، می تواند براده های آهن را به خود جذب کند، در انسان نیز خواص و نیروهای خاصی وجود دارد که او را به یک منبع مولد و پویای جذب و دفع فعال تبدیل کرده است.

نیروهای مغناطیسی خاصی همچون: عشق، محبت، صفا و صمیمیت، همگی از جمله خواص منحصر به فرد انسانند که موجب گرایش سایر همنوعان به وی می شوند.

شرایط جذب در طرح شجره طیبه صالحین

انسان، درست مثل آهن ربا، با سه شرط می تواند کسانی را به خود جذب کند:
اول : آنکه خاصیت آهن ربایی خود را شناسایی، حفظ و تقویت نماید.
دوم : آن که در مدار و محور جذب و کشش واقع شود.
و سوم : آن که مخاطبانی متناسب جذب با این قبیل خواص انسانی پیدا نموده و بخود جذب نماید. (یافتن دلهای مستعد و آماده)

مراد از جذب در طرح صالحین

به هر حال در این خصوص، لازم به ذکر است که هر چند معنای اصطلاحی جذب در جریان صالحین، یعنی آن که فرد یا افرادی را برای عضویت در حلقه صالحین و پیوستن به جمع جوانان و نوجوانان مسجدی ترغیب و متمایل نماییم، اما در اصل، مراد از جذب، در اجرای یک پروسه تربیتی هدف دار در واقع یعنی تشنه کردن مخاطب برای تلاش و حرکت در این مسیر خطیر جذب یعنی رغبت انگیزی در مخاطب برای فعالیت در گروه و نیز وارد نمودن تلنگر لازم در او، همراه با کشش و کوشش مناسب و لازم.

جذب مرحله اصلی طرح صالحین

جذب در واقع مرحله اصلی فرآیند صالحین و بستر تحقق مراحل تثبیت و رشد است. در این باره تا به حال، در بین ما اینگونه مرسوم بوده است که افراد، قبل از شروع مرحله جذب، ابتدا به آموختن و تحصیل فنون ارتباط موثر، مخاطب شناسی جوان و نوجوان و روش تبلیغ و سایر مسایلی از این دست می پرداخته اند اما در این مجال، لازم به یادآوری است که در مکتب تربیتی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)، جذب، در وهله نخست و در بدو امر یک مسئله درونی، باطنی و فردی به شمار می آید که مربی باید قبل از تحصیل مراتب بیرونی آن، حتما ابتدا به تهذیب نفس و پالایش و صیقل روح خود در این زمینه بپردازد.

بر این اساس وقتی که از درون کسی نور ساطع گردید، دیگر بدون شک دوستداران روشنایی و نور قطعا به سمت او متمایل و راغب خواهند شد.
به تعبیر زیبای مرحوم نراقی در طاقدیس:

نفس خود ناکرده تسخیر ای فلان
چون کنی تسخیر نفس دیگران

نفس را اول برو در بند کن
پس برو آهنگ وعظ و پند کن

در طرح صالحین متربی به چه چیز جذب می شود؟

همچنین سئوال مهم دیگر در این رابطه، آن است که بدانیم در جریان اجرای صالحین، سرگروه و مربی باید متربی را به چه چیزهایی جذب نماید؟

در پاسخ به این سئوال نیز، ابتدا لازم به یادآوری است که مربی نباید افراد را به خودش جذب کند، بلکه او در این بین تنها به منزله ی پلی است که متربیان با پا گذاشتن و عبور از آن، به مسیر بندگی و عبودیت می رسند و به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) وصل می شوند. بنابراین مربی برای جذب هرگز نباید به معرفی خود و صفات و فضایلش بپردازد، بلکه آنچه که در جریان اجرای فرآیند تربیتی صالحین، بیش از همه متربیان را جذب خواهد کرد، در وهله نخست بیش از همه، تبعیت و الگوبرداری دقیق فرد مربی از سیره ی عملی و رفتاری اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و تقید واقعی او به رعایت موازین شرعی و دستورات دین مقدس اسلام است.

به دیگر سخن آنکه اسلامی بودن باید ملکه ی دائم زندگی مربی و سرگروه باشد نه اینکه تنها با هدف جذب دیگران در گروه، عمل به دستورات دین و موازین اخلاق را در معرض دید و مرئای مخاطبان قرار دهید.

علاوه بر این، نکته حائز اهمیت دیگری که در جریان صالحین اثر گذاری فرآیند جذب را همواره دو چندان خواهد کرد، رعایت اصل اخلاص و رنگ آمیزی الهی به کل جریان کار و نیز خیرخواهی ناصحانه مربی در راه سعادت و هدایت انسانهاست.

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 23:35 ] [ بنده صالح ] [ ]
تعداد اعضای حلقه های طرح شجره طیبه صالحین

اعضای حلقه های تربیتی صالحین معمولا 15 تا 20 نفرند که در موارد استثناء می تواند کمتر یا بیشتر از این تعداد هم باشد. مثلا به 25 نفر برسد و یا 9 نفر باشد. استاندارد عددی 15 تا 20 نفر، از این رو در سیر تربیتی صالحین لحاظ شده است که ...

تعداد اعضای حلقه های طرح صالحین

اعضای حلقه های تربیتی صالحین معمولا 15 تا 20 نفرند که در موارد استثناء می تواند کمتر یا بیشتر از این تعداد هم باشد. مثلا به 25 نفر برسد و یا 9 نفر باشد.

دلایل تعیین حد برای تعداد اعضای حلقه های طرح صالحین

استاندارد عددی 15 تا 20 نفر، از این رو در سیر تربیتی صالحین لحاظ شده است که تشکیل گروه و حلقه تربیتی با کمتر از 15 نفر عضو، برای یک گروه صالحین، که قرار است حداقل یک سال با یک مربی (سر گروه) مراتب رشد و کمال را طی کنند احتمال دارد به دلیل عدم ثبات نیروها، جا به جایی و تغییر محل سکونت اعضاء و یا هر از گاهی به دلیل غیبت چند نفر از آنان در جلسات، لطمه خورده و به لحاظ کیفی آسیب ببیند.
بعنوان مثال، در حلقه ای که 10 تا 12 نفر عضو وجود دارد، اگر فرض کنیم سه یا چهار نفر از آنها غایب باشند بدون شک شر و حال لازم و رغبت انگیزی مناسب در طرح طرفینی مباحث ایجاد نخواهد شد.
همچنین دلیل تعیین حد نصاب اعضاء در یک حلقه تربیتی به تعداد 20 تا 25 نفر نیز آن است که چون شاه بیت تربیت در حلقه های صالحین، در واقع همان تاثیر شگرف برقراری رابطه عمیق عاطفی ناصحانه، بین مربی (سرگروه) و متربی است، پس بر این اساس طبیعی به نظر می رسد که در این میان، تذکرات و توصیه های فردی مربی به اعضاء گروه، و نیز تشویق و تنبیه متربیان توسط مربی در مواقع لازم در کنار پایه ریزی ارتباط موثر با والدین و برقراری رابطه دوستانه هدایت گر و خیرخواهانه در فضایی غیر رسمی و صمیمی، همه و همه جزء رموز اصلی موفقیت مربیان و سرگروههای حلقه های تربیتی صالحین می باشند که این مهم، با عضویت بیشتر از 20 یا 25 نفر در یک حلقه، کبه طور قطع و یقین صورت نخواهد پذیرفت.
علاوه بر این، اعضای حلقه های تربیتی صالحین، حتما می بایست هم سطح، هم سن و همدل باشند که در این خصوص بعدها به تفصیل سخن خواهیم گفت.

[ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 23:50 ] [ بنده صالح ] [ ]
تغییر رویکرد لازمه طرح صالحین در مسجد

منشاء پیدایش جریان مسجدی در اهواز، در اولین لایه های زیربنایی آن، بیش از همه مبتنی بر همان تغییر رویکرد اساسی و مهم، از نظامی گری در جنگ سخت، به رزمندگی و مجاهدت از نوعی دیگر و متناسب با نیاز جبهه جنگ نرم بوده است.

تغییر رویکرد لازمه اجرای طرح صالحین در مسجد

آنچه برای فعال شدن مساجد در تمام شهرهای کشور و نیز الگو گرفتن از مدل های موفق این حرکت، حایز اهمیت اساسی است اعتقاد به ضرورت تغییر رویکرد از تجهیزات محوری و امکانات مداری به تربیت محوری و مربی مداری است.

شجره طیبه صالحین به خودی خود اتفاق بزرگی نیست

صالحین، در وهله ی نخست، به خودی خود اتفاق بزرگی نیست بلکه بستر تحقق یک تحول عظیم و ارزشمند در آینده می باشد چنانکه در واقع، همراه شدن ده ها هزار فعال فرهنگی کشور با این جریان و نیز تلاش برای تربیت نسل جوان و نوجوان در این حرکت بخودی خود تحول بزرگی است که می توان از آن بعنوان اصلی ترین ماموریت دوره ی انتظار، به منظور تعجیل در ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) نام برد و یاد کرد.
به هر حال در این باره، همانگونه که پیشتر گفتیم، منشاء پیدایش جریان مسجدی در اهواز، در اولین لایه های زیربنایی آن، بیش از همه مبتنی بر همان تغییر رویکرد اساسی و مهم، از نظامی گری در جنگ سخت، به رزمندگی و مجاهدت از نوعی دیگر و متناسب با نیاز جبهه جنگ نرم بوده است.

اولین گام ضرورری برای موفقیت طرح شجره طیبه صالحین

که بنابراین، اولین گام ضرورری برای موفقیت صالحین در هر شهر و دیار، حتما باید معطوف به همان هدف مذکور، یعنی تغییر رویکرد غیر تربیتی به تربیت باشد. البته برای کار، متولیان امر، در هر شهر و محله و روستایی که هستند باید اول به ترویج و تبلیغ این اندیشه بپردازند و پس از آن تلاش کنند تا گروههای دغدغه مند و دارای رسالت اساسی، در این جبهه جدید، تکثیر شوند و به لحاظ عددی و کمی افزای یابند. به دیگر سخن آنکه، برای تبدیل پروسه فعال سازی مساجد شیعه در سایر شهرهای کشور، به یک جریان فرهنگی غالب، ابتدا باید همکارانی همفکر و رزمندگانی مجاهد و نستوه، مناسب این جبهه تربیت کرد. کسانی که حاضر باشند خود را وقف کار فرهنگی نمایند. طلاب، دانشجویان و روحانیون در واقع وقفی،مهره های کلیدی و اثر گذاری که حاضر باشند خود را وقف کار فرهنگی در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمن نمایند.

تقویت تشکل های همسو با طرح صالحین

در ادامه . پس از این مرحله همچنین افراد باید به تقویت تشکل های همسو در این خصوص بپردازند، علاوه بر آنکه در این راه برخی فاکتورهای مهم و اساسی همچون: بستر سازی مناسب به منظور تبادل تجربیات موفق، احساس مسئولیت و تعهد نسبت به سرنوشت سایر مساجد، اتخاذ نگاه جبهه ای به کل جریان کار و نیز تقویت انگیزه های مثبت و پر انرژی، از دیگر مولفه های اساسی ایت تغییر رویکرد، در جریان احیاء مساجد در آخرالزمان یا همان جریان صالحین در کشور می باشد. بر این اساس، کسانی که در این راه مجاهدت می کنند باید تلاش نمایند تا با صبر و استقامت کم نظیر خود حتی الامکان در رفع موانع کوشا باشند و در این راه هر مانع و مشکل را به مثابه ی یک علامت سئوال بدانند که قطعا راه حل و جوابی خاص دارد و بدون شک، اگر مسیر درست را طی کنند حتما خواهند توانست آن مانع و مشکل را از پیش رو بردارند.
بنابراین، اگر اهوازی ها 20 سال پی حرکتی را شروع کردند که اکنون بطور نسبی موفق بوده است، حال هر چند ما انتظار نداریم که دیگران هم، مسیر 20 ساله آنان را یک شبه طی کنند، اما باید توجه داشت که همواره طی هزار فرسنگ را صعب العبور نیز در وهله نخست، منوط به برداشتن گام اول می باشد که ما نیز باید اول همین گام را بر داریم و مهمتر از آن، این که باید سعی کنیم که همین گام اول را نیز درست برداریم، باشد که امیدوار رسیدن به هدف باشیم.
بر این اساس، توصیه و تاکید به اجرای صالحین، در واقع به منزله ترغیب به حرکت و تلاش در این عرصه خطیر و حیاتی و نیز تذکر و یادآوری مداوم نسبت به اهمیت انجام ماموریت بزرگی است که آنک، پرده نشین غیب، یوسف فاطمه (سلام الله علیها) هم، نتیجه و ثمره این کار عظیم را، چشم به راه است و انتظار می کشد.

[ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 23:51 ] [ بنده صالح ] [ ]

رييس سازمان بسیج مستضعفين گفت: مهم‌ترين مطالبه رهبر معظم انقلاب از بسیجيان، كادر سازي براي امام زمان (عج) است. حلقه‌هاي صالحین حلقه‌هاي يارگيري براي امام عصر (عج) است كه در آن بسیجيان ضمن تقويت بنيان‌هاي معرفتي خود به عمق بخشي هرچه بيش‌تر انقلاب در داخل مي‌پردازند. همه تمركز بسیج روي طرح شجره طیبه صالحین است.

رييس سازمان بسیج مستضعفين گفت: مهم‌ترين مطالبه رهبر معظم انقلاب از بسیجيان، كادر سازي براي امام زمان (عج) است. سي و دو سال است كه درگير يك جنگ تمام عيار با استكبار جهاني هستيم و در پي مقاومت قهرمانانه ملت ما آن‌ها بارها و بارها مجبور به تغيير جبهه و جابه‌جايي موضع شده‌اند.

آن‌ها پس از سال‌ها شكست و هزيمت در رويكرد نظامي كه نقطه قوت آن‌ها بود مجبور شدند به جنگ نرم و مقابله با فرهنگ روي بياورند و اين مساله يك اتفاق مبارك است چراكه قدرت اصلي انقلاب اسلامي در فرهنگ و تمدن است و ما در جنگ فرهنگي، استكبار را به طريق اولي شكست خواهيم داد.
جنگ نرم بر سر فتح سرزمين و جغرافيا نيست. جنگ نرم در يك كلام، جنگ بر سر يارگيري است. كفر جهاني براي شيطان و جبهه نور به حقيقت براي امام زمان (عج) مشغول يارگيري هستند.
امروز انقلاب اسلامي فاتح قلوب است و حركت بيداري اسلامي در عمق اروپا و آمريكا در حال نابود كردن بنيان‌هاي استكبار جهاني است.
حلقه‌هاي صالحین حلقه‌هاي يارگيري براي امام عصر (عج) است كه در آن بسیجيان ضمن تقويت بنيان‌هاي معرفتي خود به عمق بخشي هرچه بيش‌تر انقلاب در داخل مي‌پردازند.
همه تمركز بسیج روي طرح شجره طیبه صالحین است. اصلي‌ترين مطالبه امروز رهبر معظم انقلاب اسلامي از بسیجيان كادرسازي براي امام زمان (عج) است.

[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 23:53 ] [ بنده صالح ] [ ]

 

فواید وثمرات طرح صالحین

1 – ایجاد میدان رقابت با گروه همسالان و هم سطح

2 – کشف استعدادها و قابلیتهای افراد

3 – رفتار سازی محسوس

4 – پاسخ به شبهات در اسرع وقت

5 – شناخت عمیق نسبت به آحاد مخاطبین

6 – همدردی و همدلی در مشکلات فردی و خانوادگی

7 – نظارت و کنترل فردی نیروها

8 – اصلاح ارتباطات و رقابتهای برونی

9 – بستر سالم دوست یابی

10 – تقسیم کار و تقویت حس مسئولیت پذیری

11 – پاسخگویی مسئول گروه در مقابل مشکلات افراد

[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 23:28 ] [ بنده صالح ] [ ]

دیدگاه فرمانده کل سپاه پاسداران سردار جعفری در خصوص طرح صالحین

طرح صالحین اقدامی محوری، عمده و اساسی رده های نیروی مقاومت بسیج در راستای ارتقاء سطح کیفی معنویت و بصیرت بسیجیان می باشد و این همان 70 درصد کار مهم است که باید در سطح گسترده بسیج انجام شود. ازنظر ما طرح صالحین با تمام ظرافت هایی که دارد مهمترین مأموریت فرهنگی و معنوی ما می باشد.

چگونگی اجرای طرح صالحین
اجرای طرح با تشکیل حلقه های تربیتی به تعداد 15 تا 20 نفر در مسجد شکل می گیرد که یک نفر مربی مطالب مربوط به مسائل تربیتی و سایر موضوعات روز را به افراد ارائه می دهد.
مباحث بصورت مباحثه طرفین پیش می رود و افراد هر سوالی داشته باشند از استاد یا مربی می پرسند و پاسخ سوالات خود را در یک فضای دوستانه و صمیمی دریافت می نمایند و در نهایت تمامی مباحث و مطالب با هدایت و راهنمایی استاد جمع بندی می شود. مهم ترین رکن طرح ، ارتباط مربی یا استاد با اعضای گروه به صورت یک حلقه متصل در فضای خارج از جلسه می باشد و در این صورت است که حلقه تربیتی مفهوم پیدا می کند. بهترین حلقه تربیتی آنست که مربی در هر شرایطی بتواند با گروه به سهولت در ارتباط باشد و با آنها ارتباط معنوی و عاطفی داشته و کارهای تربیتی خود را دنبال کند.

عناصر اصلی مجری طرح در پایگاه های مقاومت بسیج در مساجد عبارتند از:

  • امام جماعت مساجد
  • فرمانده پایگاه
  • مربیان تربیتی

مراحل انجام طرح صالحین

  • مرحله اول: جذب
  • مرحله دوم: تثبیت
  • مرحله سوم: رشد و سازماندهی

پیشینه اجرای طرح صالحین
این طرح برگرفته از تشکیل حلقه های تربیتی و معرفتی در مساجد صدر اسلام می باشد که طی سه دهه گذشته پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بسیاری از مساجد فعال فرهنگی کشور صورت پذیرفته است. طراح اصلی این طرح در وهله اول جوانان با انگیزه و آرمان گرای شهر شهید پرور اهواز به شمار می آیند که فعالیت های تربیتی فراگیر و گسترده ای را در اکثر مساجد این شهر اجرا و به گونه ای در زمینه جذب جوانان و نوجوانان موفق عمل کرده اند که در برخی مساجد این شهر در هر نوبت نماز جماعت بالغ بر 600 جوان و نوجوان شرکت می کنند.
ثبات قدم و عزم و اراده جدی فعالان فرهنگی مساجد اهواز در ادامه باعث شد که این طرح به عنوان طرح استراتژیک نیروی مقاومت بسیج در مقابله با جنگ نرم در کلیه پایگاه های مساجد محلات کشور به مرحله اجرا درآید.
مخاطبان طرح:
اصلی ترین مخاطبان طرح صالحین متربیان حلقه های تربیتی (درابتدا جوانان و نوجوانان علاقه مند هر محله) می باشند. اما برای اجرای طرح صالحین می توان کلیه رده های سنی شامل کودک، نوجوان، جوان، بزرگسالان و حتی افراد مسن را در حلقه های تربیتی قرار داد.

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 23:27 ] [ بنده صالح ] [ ]

 

شجره طیبه صالحین:

شجره طیبه صالحین، نظام تربیتی، معرفتی و بصیرتی در سطوح مختلف بسیجیان سازمان بسیج مستضعفین است که با استفاده از ظرفیت‌های علمی و معنوی نظام اسلامی، موجبات ارتقای آحاد بسیجیان را در ابعاد مختلف فراهم می‌نماید.

شجره طیبه صالحین متشکل از ارکان و اعضای مختلف است که هر یک از آنها دارای وظایف خاص بوده و به صورت نظام‌مند با یکدیگر در ارتباط هستند. ارکان اصلی شجره طیبه صالحین در تصویر زیر قابل مشاهده است.

حلقه تربیتی:

جمع محدودي از افراد هم‌سطح كه به صورت هدفمند به وسيله شركت در جلسات تربيتي و ارتباط اثربخش در خارج از جلسات، با هدايت گري، كنترل و جهت‌بخشي مسئول حلقه، با مشاركت تمامي اعضاي حلقه و هم افزايي مؤثر، سير مشخصي در عرصه‌هاي تربيتي، معرفتي و بصيرتي را مي‌گذرانند و مراتب رشد و تكامل خويش را با مطالعه مباحث، هم انديشي، مشاوره و انجام عمل صالح در ابعاد مختلف طي مي‌نمايند.

انواع حلقه‌های تربیتی:

حلقه‌هاي تربيتي در شجره طيبه صالحين با توجه به اعضاي شركت كننده در آن به پنج نوع كلي تقسيم بندي مي شوند:

الف) حلقه متربيان   

ب) حلقه سرگروه‌ها

ج) حلقه مربيان  

د) حلقه سرمربيان  

هـ) مجمع اساتيد

الف) حلقه متربيان:

جمع مشخص و محدودي از افراد كه با داشتن زمينه اوليه موجبات رشد و تعالي معنوي آنان فراهم گرديده و توسط سرگروه هدايت و رهبري مي‌گردد.

ب) حلقه سرگروه‌ها:

مجموعه مشخص و محدودي از افراد آگاه، دلسوز و آشنا به روش‌هاي تربيتي كه مهارت هاي تشكيل واداره حلقه تربيتي را متناسب با متربيان دارا مي‌باشند و توسط مربي مديريت و رهبري مي‌گردد.

ج) حلقه مربيان:

جمع مشخص و محدودي از افراد با تجربه و مسلط به روش‌هاي تربيت اسلامي كه توانايي نظارت و قدرت رشد و تعالي حلقه‌هاي تربيتي با استفاده از ظرفيت سرگروه‌ها را دارا بوده و توسط سرمربي مديريت و رهبري مي‌شود.

د) حلقه سرمربيان:

جمع مشخص و محدودي از افراد فاضل،‌آگاه و مسلط به اصول و روش‌هاي تربيت اسلامي كه توسط استاد مديريت و رهبري مي‌شود.

هـ) مجمع اساتيد:

جمع مشخص و محدودي از فضلاء و انديشمندان مي باشند كه ضمن هم فكري و هم انديشي، بر اساس سياست هاي مركز توليد انديشه در هدايت گري، معرفت افزايي و بصيرت بخشي شجره طيبه ده‌ها ميليوني بسيج ايفاي نقش مي نمايد.

تبصره: مجمع اساتيد به صورت متمركز در سطح كشور تشكيل و اداره خواهد شد.

 

[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 23:27 ] [ بنده صالح ] [ ]

بخش اول

طرح صالحین تربیتی است نه آموزشی:

مجریان طرح صالحین باید متوجه باشند که طرح صالحین یک طرح آموزشی نیست. اگر بنا بود طرحی آموزشی به اجرا در آید ما اقدام به مهیا کردن کلاس ، جزوه ، آزمون و مدرک میکردیم . حال این که هیچ یک از این موارد جایی در طرح صالحین ندارد. چرا که آنها تنها سبب افزایش معلومات فرد میگردند.

به بیانی ساده اما پرمغز ما در اجرای طرح صالحین به دنبال افزایش معلومات فرد نیستیم بلکه به دنبال تغییر رفتار هستیم...

از همین روست که مقام معظم رهبری (دامت برکاته) فرموده اند:

اي بسا با تشكيل كلاس، معلومات فرد را از دين بالا مي بريم. در حالي كه ايمان او بيشتر نشده است ....

پس می بایست در اجرای طرح صالحین متوجه باشیم که احیانا برنامه های ما شکل آموزشی به خود نگیرد...

البته نمی توان منکر این شد که هدف ما افزایش معرفت و شناخت افراد است وپیمودن این مسیر نیازمند ارایه آموزش هایی است، اما همین آموزش ها را نیز میتوان با ظرافت هایی ارائه کرد که کمترین احساس تشکیل کلاس و تدریس و مدرس در اعضای حلقه ایجاد شود.

مثلا می توان آموزش های خشک را به آینده یعنی اواخر دوران تثبیت و یا دوران رشد موکول کرد و یا این که برای آموزش هایمان قالب هایی ایجاد کنیم که حالت کلاسی نداشته باشد و در فضایی جالب و جذاب بچه ها بدون آنکه متوجه شنود مطالب مورد نظر را فراگیرند.

به عنوان مثال میتوان مطالب آموزشی مربوط به معاد را درحین برنامه کوهنوردی و بر اساس شیوه بازگشت صدا به بچه ها منتقل کرد که این شیوه موجب علاقه بچه ها و عدم احساس تشکیل کلاس در آنها خواد شد.

نکته آخر این که آموزش را میتوان تعطیل کرد و به آینده موکول کرد و چه بسا اشکالی هم پیش نیایید اما تربیت امکان تعطیلی ندارد...

[ دوشنبه سی و یکم مرداد 1390 ] [ 15:26 ] [ بنده صالح ] [ ]
 

در برنامه های قبلی به مسئول مستقیم اعضای حلقه مربی اطلاق می شد ولی در برنامه ریزی های جدید مسئول حلقه را مسئول گروه می نامند. تعداد 20 نفر از مسئولین گروه ها با یکدیگر حلقه ای تشکیل می دهند که مسئولیت حلقه ایشا ن به عهده فردی است با نام مربی است و تعداد 20 نفر از مربیان یا یکدیگر حلقه تشکیل می دهند که مسئولیت این حلقه به عهده فردی بنام سر مربی است. سرمربیان هر استان زیر نظر یک نفر به فعالیت می پردازند که به ایشان استاد اطلاق میگردد.

پس:

سرگروه: فردی است که مسئولیت تعداد 15 تا 20 نفر از اعضاء عادی حلقه های تربیتی را به عهده دارد.

مربی: فردی است که مسئولیت تعداد 15 تا 20 نفر از سرگروه های حلقه های تربیتی را به عهده دارد.

سرمربی: فردی است که مسئولیت تعداد15تا 20 نفر از مربیان را به عهده دارد.

استاد: فردی است که مسئولیت همه سرمربیان را به عهده دارد.

[ دوشنبه سی و یکم مرداد 1390 ] [ 15:24 ] [ بنده صالح ] [ ]
 

ساختار جلسات حلقه های تربيتي شجره طيبه صالحین

الف) مقدمات جلسه ب) اداره جلسه

الف) مقدمات جلسه:
1. سطح بندی حلقه ها:
لازم است اعضاءمتناسب با سطح بندی انجام شده در جلسات حلقه ها شرکت نمایند سطح بندی بر اساس ملاک های زیر انجام می شود:

جنسیت

سن

تحصیلات

2. نام گذاری حلقه:
هریک از حلقه های تربیتی با نام یکی از شهدای پایگاه ، مسجد ، محله و یا... نام گذاری مي شود.

3. تعیین زمان تشکیل جلسات حلقه:
بهترین زمان قبل یا بعداز نماز مغرب و عشاء خواهد بود که مصادف با نماز جماعت باشد.
انس و الفت با نماز جماعت و مسجد در پیشرفت تربیتی و معرفتی افراد بسیار مؤثر است.

4. مدت برگزاری جلسات:
مدت جلسات لازم است یک ساعت تعیین گردد این مدت متناسب با برنامه ها و شرایط جلسه می تواند تغییر کند.

5. مکان تشکیل جلسات:
مکان برگزاری جلسات مسجد خواهد بود.

* درصورت امكان مكانهايي ديگر از جمله حرم مطهر حضرت مير احمد بن موسي (ع) شاهچراغ و يا امامزادگان و مكانهاي فرهنگي و تفریحی

ب) اداره جلسه

1.برنامه های ثابت جلسات

۲.برنامه های متناسب با موضوع جلسه

1.برنامه های ثابت جلسات:
حدود 20الی30دقیقه از وقت جلسه به برنامه های ثابت اختصاص خواهد یافت که ازقرار زیر می باشند:
1.1 انجام حضور و غیاب:
حضور و غیاب لازم نیست کتبی باشد و باید مربی و سرگروه با توجه به شناختی که از اعضای حلقه دارند از علت غیبت فرد آگاه باشند و علت را پیگیری کنند.
2.1 قرائت قرآن و ذکر نکته تفسیری:
روش قرائت : یکی از اعضاء یا مربی قرائت کرده و بقیه تکرار کنند پس از پایان قرائت قرآن مربی یا سرگروه یک نکته تفسیری از آیات قرآنی بصورت مختصر بیان خواهد کرد.
منابع و مراجع تفسیر:

تفسیر نور: حجة الاسلام والمسلمین قرائتي

تفسیر نمونه: آيت الله مکارم شیرازی

3.1 طرح حدیث:
پس از قرائت قرآن جلسه با یک حدیث اخلاقی و توضیح اختصاری پیرامون آن ادامه خواهد یافت.
روش طرح حدیث : اعضا بطور داوطلبانه و یا مربی در هر جلسه یک حدیث اخلاقی ارائه کرده و چند جمله پیرامون آن صحبت نماید.
4.1 طرح مسئله شرعی:
در هر جلسه یک مسئله شرعی مبتلا به متربیان نیز مطرح گردد.
5.1 بیانات ولایت:
رصد سخنان مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و طرح نکات و شاخص های مطرح شده در آن

* نکته : شنبه هر هفته آخرین مواضع مقام ولایت بصورت محور بندی شده از طریق پایگاه های اطلاع رسانی و منابع دردسترس خواهد بود:
سایت شجره طیبه صالحین معاونت تربیت و آموزش سازمان بسیج مستضعفین
سایت مقام معظم رهبری (مد ظله العالی ) به آدرس www.khamenei.ir
روزنامه جوان

6.1 پيام کوتاهی از وصیت نامه ، سیره یا خاطرات شهداء

۲. برنامه های متناسب با موضوع جلسه:
موضوع جلسه غالباَ از پیش تعیین شده می باشد.
1.2 طرح موضوع جلسه.
2.2 مرور مطالب جلسه گذشته مرتبط با موضوع:
به منظور یادآوری مطالب مطرح شده و ایجاد آمادگی ذهنی در بین اعضاء ، در شروع جلسه خلاصه ای کوتاه از مباحث گذشته بیان خواهد شد.

3.2 تفصیل موضوع جلسه
موضوع جلسه از قبل به یک یا چند نفر واگذار و مطالب خود را در جلسه ارائه می نمایند و مربی یا سرگروه در پایان جلسه جمع بندی می کند.
* نکته : لازم است هر یک از اعضاء حلقه در زمان بیان مطالب ، یادداشت برداری کرده تا در موقع نیاز با مرور مباحث جلسه بهره برداری لازم ممکن باشد

* نکته : به منظور جذابیت و رفع خستگی ، یک نفر بعنوان دبیر جلسه ، مباحث مطرح شده از سوی اعضای حلقه را ثبت کرده و در زمان نتیجه گیری از آن استفاده نماید.(دبیر جلسه میتواند از تابلو استفاده کند)
4.2 نتیجه گیری:
نتیجه گیری می تواند توسط بیان داستان ، مثال ، دلایل و ایجاد سؤال جدید و خاطره عبرت آموز انجام گیرد.
5.2 ذکر دعاء:
جلسه با ذکر چند دعای کوتاه که ترجيحا مرتبط با موضوع جلسه باشد پایان گیرد.

[ دوشنبه سی و یکم مرداد 1390 ] [ 15:23 ] [ بنده صالح ] [ ]
درباره وبلاگ

هدف شبکه شجره طیبه صالحین :
تعالي معنوي توام با رشد ايمان آگاهانه و بصيرت بسيجيان
شجره طیبه صالحین یک دانشگاه انسان سازی است
ابزار
تقویم
آمار
امکانات وب